جملات زیبا از متن کتاب بامداد افراسیاب | طاقچه
با کد تخفیف OFF30 اولین کتاب الکترونیکی یا صوتی‌ات را با ۳۰٪ تخفیف از طاقچه دریافت کن.
تصویر جلد کتاب بامداد افراسیابsubscriptionAvailable

کتاب بامداد افراسیاب

مجموعه داستان‌های شاهنامه (جلد هفتم)

۴.۸(از ۴ رأی)
نوع کتاب

قیمت:

۹۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

از نگاه فردوسی بین زور بازوی زن و مرد تفاوت هست، اما بین حقوق آنان، به‌ویژه برای داشتن مقام و جایگاه اجتماعی هیچ‌گونه تفاوتی نیست.
Deep
۳
که این تختِ شاهی فُسوسَست و باد
م.
۲
تو را کارهای دِرازَست پیش گَهی گُرگ باید بُدَن، گاه میش
Juror #8
۲
فردوسی از زبان پشنگ نیز درسی به ایرانیان می‌دهد. زمانی که اغریرث گفت نگرانِ جنگ با ایرانیان است، پشنگ به او پاسخ داد: «نگرانی مال زمانی بود که ایران شاهی، سپاهی و پناهی داشت و در آن سرزمین آداب و آیین و حساب و کتابی بود، اکنون نیست و من از ایرانیان به اندازهٔ یک مشت خاک، باک (ترس) ندارم.»
Deep
۱
بِجُستم زِ تور و زِ سَلمِ سِتُرگ همان کینِ ایرج، نیای بزرگ جهان ویژه کردم زِ پَتیارها بَسی شهر کردم، بسی بارها چنانم که گویی ندیدم جهان شُمارِ گذشته شد اندر نهان
Ali
۱
زِ گیتی هَمی گشت بایست باز
Juror #8
۱
درختی که تلخ آوَرَد بار و برگ نِیَرزَد، همی زندگانیش مرگ
Juror #8
۱
نشانی که مانَد همی از تو باز برآید بر آن روزگاری دراز
Juror #8
۱
تو مگذار هرگز رهِ ایزدی که نیکی ازویست و هم زو بدی
Juror #8
۱
بازار بیداد گرم و نوذر آشکارا بندهٔ پول (دِرَم، دینار) شد. او شاهی نبود که ریا کند مهربان است. رهِ مَردمی نزدِ او خوار شد دِلَش بَندهٔ گَنج و دینار شد
Juror #8
۱
هیچ دشواری بالاتر از خواست (مَنِش) یزدان است، نه جز به خواست او اَمن و آرامش (راحتی) در سرنوشت (بُوِش) کسی خواهد بود.
Juror #8
۱
جهان ویژه کردم زِ پَتیارها بَسی شهر کردم، بسی بارها چنانم که گویی ندیدم جهان شُمارِ گذشته شد اندر نهان
Juror #8
۱
بسیاری از روستاییان چون دیدند از پسِ دادن باج و خراجِ (مالیات) شاه برنمی‌آیند، کشت‌وکار را رها کردند و لباس سپاهی پوشیدند، نشان و درجه گرفتند و از نام‌آوران شدند تا به کسانی شبیه خودشان ستم کنند.
Juror #8
۱
چو از روی کشور بَرآمد خروش جهانی سراسر بَرآمد به جوش
Juror #8
۱
همیشه دل و هوش آباد باد
Juror #8
۱
سام خیال بزرگان را آسوده کرد و گفت: «اگر دختر منوچهر هم پادشاه و تاج بر سر بر تخت زرین نشسته بود، چشم من به نور وجود او روشن بود، خاک پای او بودم و از این بابت به خود می‌بالیدم.»
Juror #8
۱
به هر کار، هنگام جُستن نکوست زدن رای با مردِ هوشیار دوست
Juror #8
۱
بدان ای برادر که تن مرگ راست
Juror #8
۱
یکی را بَرآید به شمشیر هوش بدانگه که آید دو لشکر به جوش ... یکی را به بستر سَر آید زمان همی رفت باید سَبُک بر کَران
Juror #8
۱
انسان خردمند نباید دل به باد بدهد، باد می‌وزد و می‌گذرد!
نیروانا
۱
سپس سام سخنی می‌گوید که نشانهٔ اندیشهٔ بلند پادشاه شعر ایران در بیش از هزار سال پیش است. او مقام پادشاهی را حق زنان نیز می‌داند و از زبان سام به بزرگان می‌گوید: اگر دختر منوچهر هم جانشین پدر و شاه ایران بود، دیدهٔ من به وجود او روشن و خاک پای او بودم. اگر دختری از منوچهر شاه بدین تختِ زرین بُدی با کلاه نبودی بجز خاک بالینِ من بدو شاد گشتی جهان بینِ من از نگاه فردوسی بین زور بازوی زن و مرد تفاوت هست، اما بین حقوق آنان، به‌ویژه برای داشتن مقام و جایگاه اجتماعی هیچ‌گونه تفاوتی نیست.
کوروش بزرگ
۰
این پادشاه کیانی، پس از پیش‌گویی برای آمدن زردشت پیامبر، تاختن لشکر توران و برآمدن رستم دستان، با دیدهٔ اشکبار چشم از جهان فروبست.
کوروش بزرگ
۰
حکیم فرزانهٔ توس می‌آموزد که از جمله دلایل شکست در برابر دشمن خارجی، ناخرسندی از سردمداران کشور است. جوانانی که در زمان فریدون و منوچهر برای جنگیدن با دشمن خارجی و پذیرفتن شهادت آغوش گشودند، در دوران نوذر از میدان مبارزه گریختند. در این سخن شاعر درسی برای هر نسل از ایرانیان است که گاه راه نفوذ دشمن، نه بیرون از مرز، که وجود حکم‌رانانی نابخرد، ستمکار و مال‌اندوز است.
rezai milad
۰
روی زمین، جز خاک گور هیچ گهواره‌ای برای آرمیدن نیست.
Fa Ne
۰
که گیتی یکی نَغز بازیگَرَست ‫ که هر دَم وِرا بازیِ دیگرَست ‫سَرَت گر بِسایَد بر اَبرِ سیاه ‫ سَرَنجام خاک است اَزو جایِگاه
Fa Ne
۰
مگر زبان خرد و دانشِ آدم مهرجو به مغز آدمِ دیوخو و کینه‌جو فرو می‌رود؟
Fa Ne
۰
«سرانجام همه جز مردن نیست، اما نام کسی ماندگار است که تا آخرین نفس برای دفاع از میهن خویش مبارزه کند.»
Fa Ne
۰
باد سرد برآوردن، کنایه از افسوس خوردن و دریغ داشتن است. در اینجا، یعنی نَفَس یا دَمِ منوچهر سرد شد. اکنون مردم با مهربانی به هم می‌گویند: دَمَت گرم، یعنی زنده باشی، نمیری، نَفَسَت سرد نشود!
نیروانا
۰