جملات زیبای کتاب ویلودین | طاقچه
تصویر جلد کتاب ویلودین

بریده‌هایی از کتاب ویلودین

امتیاز
۴.۱از ۱۹ رأی
۴٫۱
(۱۹)
یک‌دفعه و آن‌هم با اطمینان کامل فهمیده که زنده است و بسیار تنها.
غَزال_ک
نیاز داشتم بزرگ‌ترها از کار دنیا سر دربیاورند. نیاز داشتم کسی بهم قول بدهد که همیشه ازم مراقبت می‌کند، حتی بااینکه می‌دانستم امکانش نیست.
martina
سایهٔ صنوبرها روی جاده افتاده و پرتوهای خورشید یکی‌درمیان مثل خنجرهایی طلایی از لابه‌لای شاخه‌ها بیرون زده بود.
*samira*
ماه پشت ابرها گیر افتاده بود و جنگل شب را مثل شنلی ضخیم روی خودش کشیده بود.
*samira*
اگر اتفاق‌های وحشتناک امکان رخ دادن داشتند، پس چرا معجزه امکان رخ دادن نداشت؟
sara.hl

حجم

۴۷۹٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۱۶۸ صفحه

حجم

۴۷۹٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۱۶۸ صفحه

قیمت:
۵۵,۰۰۰
تومان