
sadra
۸
فکر میکنی رفتگانی که دوستشون داشتیم واقعاً از ما جدا میشن؟
احسان انصاری نیا
۴
عواقب کارهای ما همیشه چنان پیچیده و گوناگون هستن که پیشبینی آینده کار بسیار بسیار دشواریه...
sahanaghaei_d
۳
دامبلدور یواش گفت: «اینطور نیست. یعنی از تجربهای که با زمانبرگردون داشتی، چیزی یاد نگرفتی هری؟ عواقب کارهای ما همیشه چنان پیچیده و گوناگون هستن که پیشبینی آینده کار بسیار بسیار دشواریه...
arshia
۳
فکر میکنی رفتگانی که دوستشون داشتیم واقعاً از ما جدا میشن؟ فکر نمیکنی هنگام رویارویی با مشکلات بزرگ، دقیقتر از هر زمان دیگهای اونها رو به یاد میآریم؟ پدرت در وجود تو زندهست هری و وقتی به حضورش نیاز داری، آشکارتر از هر زمان دیگهای خودش رو نشون میده.
احسان انصاری نیا
۲
«فکر میکنی رفتگانی که دوستشون داشتیم واقعاً از ما جدا میشن؟ فکر نمیکنی هنگام رویارویی با مشکلات بزرگ، دقیقتر از هر زمان دیگهای اونها رو به یاد میآریم؟
aa
۱
وِندلینِ عجیبغریب آنقدر از سوزانده شدن کیف میکرد که نه یک بار و دو بار، بلکه چهلوهفت بار با قیافههای مختلف خودش را گیر انداخت.
sahanaghaei_d
۱
«فکر میکنی رفتگانی که دوستشون داشتیم واقعاً از ما جدا میشن؟ فکر نمیکنی هنگام رویارویی با مشکلات بزرگ، دقیقتر از هر زمان دیگهای اونها رو به یاد میآریم؟ پدرت در وجود تو زندهست هری و وقتی به حضورش نیاز داری، آشکارتر از هر زمان دیگهای خودش رو نشون میده.
Mohammad-RP
۱
ران گفت: «آره، من هم داشتم به همین فکر میکردم. باید بیای بمونی پیش ما هری. با مامان و بابا هماهنگ میکنم و بعدش باهات تماس میگیرم. الان دیگه میدونم چهجوری از فِلیتُن استفاده کنم...»
هرماینی گفت: «تلفن ران. سال دیگه تو باید حتماً مطالعات ماگلی رو برداری...»
ران حرفش را نشنیده گرفت.
arshia
۱
«این یعنی چیزی که بیشتر از همه ازش میترسی... خود ترسه. خیلی خردمندانهست هری
آلبوس دامبلدور
۱
عواقب کارهای ما همیشه چنان پیچیده و گوناگون هستن که پیشبینی آینده کار بسیار بسیار دشواریه...
خُتانا
۰
اما حواس هری به حرفهای مرد نبود. چشمش افتاده بود به یکی دیگر از کتابها در میان کتابهایی که روی میزی کوچک به نمایش گذاشته شده بودند: شومقاصدانِ مرگ؛ در آستانهٔ رویارویی با بدترین واقعه چه کنیم