
کتابخون.
۲
«دوباره یه نویسنده با نوشتن دربارهٔ آدمهای فقیر پولدار میشه.»
کاربر ۹۳۸۷۵۱۹
۱
. به اندازهای که نور فانوس راهمان را روشن میکرد جلو میرفتیم و بعد حتماً دوباره جلوی راهمان روشن میشد و میتوانستیم تصمیم دیگری بگیریم.
کتابخون.
۱
«هر قصهای رو از یه جا باید شروع کرد،
کتابخون.
۱
بعضی وقتها بعضی حرفهای راست را نباید گفت تا وقتش برسد.
کتابخون.
۱
اگر مرگ داد است بیداد چیست، ز داد این همه داد و فریاد چیست.
کتابخون.
۱
رُمّا یعنی درد مردم، یعنی گفتن حرف دل مردم، یعنی مرهم گذاشتن رو زخم آدمای بیچاره... من اگر کارهای بودم همهٔ مملکت رو از روی رُمّا اداره میکردم. نگاه میکردم ببینم اونایی که رُمّا مینویسن چی میگن، حرف اونا رو همهجا جاری میکردم.
gisoo73
۰
ارتباط مردم با هم وقتی فایده داره که مطمئن باشی حرفی که میشنوی حقیقت داره.»
gisoo73
۰
«این روزها همه فقط به پول اعتقاد دارن. حالا شکلِش فرق میکنه، اونایی که زرنگترن ژست آدمایی رو میگیرن که دلشون به حال دیگران میسوزه.»
کتابخون.
۰
«یک دقیقه... فقط یک دقیقه... گاهی فقط یک دقیقه کافی است که همهچیز بر باد برود.»
کتابخون.
۰
چه کسی داستان ما را برای دیگران روایت میکند؟ تصویر ما تا کی روی این پرده باقی میماند؟
کتابخون.
۰
آدم باید همه چی رو بشناسه، بتونه مسلط بشه رو دنیا، خدا رو چه دیدی، شاید یه روز همین آدم دو پا رفت و رو ستارهها خونه ساخت. رفت رو صفحهٔ ماه نشست و از اون بالا همه چی رو نگاه کرد.
کتابخون.
۰
ارتباط مردم با هم وقتی فایده داره که مطمئن باشی حرفی که میشنوی حقیقت داره.
کتابخون.
۰
گاهی لازمه ما جز خودمون واسه دیگرون هم کار کنیم. آدمایی که شاید تا به حال یک بار هم از نزدیک ندیدیمشون
کتابخون.
۰
و چه شبی میشد اون شب که تا صبح کتاب بخونی
کتابخون.
۰
یه نفر تا از ته دل به چیزی اعتقاد نداشته باشه نمیتونه ازش یه داستان بنویسه یا یه نقاشی بکشه یا نمیدونم یه موسیقی بسازه، طوری که تأثیرگذار باشه. خیلیها چیزهایی مینویسن که بهش اعتقاد ندارن اما کارشون هم تأثیرگذار نیست.
کتابخون.
۰
گفت: «ما با هم دوستیم، همیشه برات دعا میکنم.»
کتابخون.
۰
گفت: «ما با هم دوستیم، همیشه برات دعا میکنم.»