جملات زیبا از متن کتاب دختران کوهستان | طاقچه
تصویر جلد کتاب دختران کوهستانsubscriptionAvailable

کتاب دختران کوهستان

آکادمی شاهزاده خانم‌ها؛ جلد اول

۴.۴(از ۱۸ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۳۶۹,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

داتر همیشه می‌گفت فکر کردن به اینکه فلان کار غیرممکنه، اون کار رو غیرممکن می‌کنه.
کاربر شماره‌ی n ام
۵
گریه کن عزیزم. خودت رو خالی کن. غصه تو دل آدمی که اشکش روونه دوام نمی‌آره.
stare.m
۴
بلند شد و ایستاد. انگار فکری که به ذهنش رسیده بود آن‌قدر بزرگ بود که در حالت نشسته در او نمی‌گنجید. باید می‌ایستاد تا ایده درون او کش بیاید و جا برای بالیدن داشته باشد.
stare.m
۳
غصه مثل یک تکه لباس خیس به تنش چسبیده بود و او می‌خواست با خندیدن آن را از خود بتکاند
you
۳
فکر کردن به اینکه فلان کار غیرممکنه، اون کار رو غیرممکن می‌کنه.
نیلوفر دریاچه
۲
هوش برای او معنی دیگری پیدا کرده بود: استعداد فکر کردن به چیزهای جدید و یاد گرفتن چیزهای نو.
stare.m
۲
رختخوابم به خواب دعوتم می‌کند
you
۲
داتر همیشه می‌گفت فکر کردن به اینکه فلان کار غیرممکنه، اون کار رو غیرممکن می‌کنه.
you
۲
داتر گفت: «گریه کن عزیزم. خودت رو خالی کن. غصه تو دل آدمی که اشکش روونه دوام نمی‌آره.»
کاربر شماره‌ی n ام
۲
داتر همیشه می‌گفت وقتی حرف دل و ذهنت یکی شد، به حقیقت رسیدی!
باران
۱
اگر مطمئنی درست است، یک لحظه هم تردید نکن!
باران
۱
غصه مثل یک تکه لباس خیس به تنش چسبیده بود و او می‌خواست با خندیدن آن را از خود بتکاند.
باران
۱
"آن‌ها زبان یکدیگر را نمی‌دانستند، پس به دنبال راهی دیگر برای برقراری ارتباط بودند، مثلاً پیدا کردن نقاط اشتراکشان."
you
۱
رختخوابم به خواب دعوتم می‌کند
کاربر شماره‌ی n ام
۱
میری او را به شکل هر جوان هجده‌سالهٔ دیگری دید که ممکن است مثل یک آدم معمولی گیج یا دستپاچه شود.
نیلوفر دریاچه
۰
به خانواده‌ام بگویید که منتظر نمانند و مشغول شوند باید تکانی بخورم تا حس کنم اینجا هم خانهٔ من است از زمانی که راه رفتن آموخته‌ام، زیر پایم سنگ‌های کوه بوده‌اند و آن‌قدر خاک خورده‌ام که راه گلویم بسته است
باران
۰