جملات زیبای کتاب دختران کوهستان | طاقچه
تصویر جلد کتاب دختران کوهستان

بریده‌هایی از کتاب دختران کوهستان

۴٫۵
(۱۵)
بلند شد و ایستاد. انگار فکری که به ذهنش رسیده بود آن‌قدر بزرگ بود که در حالت نشسته در او نمی‌گنجید. باید می‌ایستاد تا ایده درون او کش بیاید و جا برای بالیدن داشته باشد.
stare.m
گریه کن عزیزم. خودت رو خالی کن. غصه تو دل آدمی که اشکش روونه دوام نمی‌آره.
stare.m
غصه مثل یک تکه لباس خیس به تنش چسبیده بود و او می‌خواست با خندیدن آن را از خود بتکاند
دخترک گل‌فروش
فکر کردن به اینکه فلان کار غیرممکنه، اون کار رو غیرممکن می‌کنه.
نیلوفر دریاچه
هوش برای او معنی دیگری پیدا کرده بود: استعداد فکر کردن به چیزهای جدید و یاد گرفتن چیزهای نو.
stare.m
رختخوابم به خواب دعوتم می‌کند
دخترک گل‌فروش
داتر همیشه می‌گفت فکر کردن به اینکه فلان کار غیرممکنه، اون کار رو غیرممکن می‌کنه.
دخترک گل‌فروش
داتر همیشه می‌گفت وقتی حرف دل و ذهنت یکی شد، به حقیقت رسیدی!
باران
اگر مطمئنی درست است، یک لحظه هم تردید نکن!
باران
غصه مثل یک تکه لباس خیس به تنش چسبیده بود و او می‌خواست با خندیدن آن را از خود بتکاند.
باران
با خودش می‌گفت: "یه مشت حرف مفت!" اما این‌طور هم نبود که نرنجد؛ دوست داشت حتی در خلوت خودش وانمود کند این حرف‌ها برایش اهمیتی ندارد.
دخترک گل‌فروش
"آن‌ها زبان یکدیگر را نمی‌دانستند، پس به دنبال راهی دیگر برای برقراری ارتباط بودند، مثلاً پیدا کردن نقاط اشتراکشان."
دخترک گل‌فروش
میری او را به شکل هر جوان هجده‌سالهٔ دیگری دید که ممکن است مثل یک آدم معمولی گیج یا دستپاچه شود.
نیلوفر دریاچه
به خانواده‌ام بگویید که منتظر نمانند و مشغول شوند باید تکانی بخورم تا حس کنم اینجا هم خانهٔ من است از زمانی که راه رفتن آموخته‌ام، زیر پایم سنگ‌های کوه بوده‌اند و آن‌قدر خاک خورده‌ام که راه گلویم بسته است
باران

حجم

۲۳۹٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۳۱۲ صفحه

حجم

۲۳۹٫۴ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۶

تعداد صفحه‌ها

۳۱۲ صفحه

قیمت:
۲۳۴,۰۰۰
تومان