جملات زیبای کتاب داستان دو شهر | طاقچه
تصویر جلد کتاب داستان دو شهر

بریده‌هایی از کتاب داستان دو شهر

نویسنده:چارلز دیکنز
انتشارات:نشر افق
امتیاز
۳.۹از ۱۳ رأی
۳٫۹
(۱۳)
گفت: «این مردم عادی عجب قدرتی دارند!» جواب دادم: «این نیروی حیرت‌انگیز اندوه و ناامیدی است.»
یاسمن موذن صفائی
آن‌ها بدبخت و مفلوک بودند اما اکنون احساس قدرتی آشکار بدبختی‌شان را تحت تأثیر قرار داده بود. حتی ژنده‌ترین شب‌کلاهی که بر ژولیده‌ترین و نکبت‌بارترین سر بود، مفهومی غریب را می‌رساند: «می‌دانم برای من که این کلاه را بر سر دارم حفظ جان خودم چه‌قدر سخت است؛ اما آیا می‌دانی گرفتن جان تو چه اندازه راحت است!»
یاسمن موذن صفائی