پدربزگ هم مثل من خوب از دستهایش استفاده میکند، ولی او علاوه بر این باهوش هم هست. در مدرسه یک نابغهٔ واقعی بوده است، همیشه شاگرد اول. هر چند که خودش برایم تعریف کرده که هیچ وقت روزهای یکشنبه درس نخوانده است. ("چرا؟ برای اینکه خوشم نمیآمد. فقط همین!")
او همیشه در درسهای ریاضی، فرانسه، لاتین، انگلیسی، تاریخ و خلاصه همهٔ درسها شاگرد اول بوده است. در هجده سالگی وارد بهترین دانشگاه کشور شده و پس از آن طراحی پروژههای سنگین را به عهده گرفته. طراحی پلها، اتوبانها، تونلها و سدها. هر وقت از او میپرسم آن وقتها کارش دقیقاً چه بوده، سیگار بعدیاش را روشن میکند و بلندبلند فکر میکند: «نمیدانم. من هیچ وقت نتوانستم شغلم را برای کسی دقیق تعریف کنم.