خنداندن مردم آدم را سرِ ذوق میآورد. مثل موادمخدر است، هر چه بیشتر مردم بزنند زیر خنده و بلندتر قهقهه بزنند، بیشتر دلتان میخواهد که آنها را بخندانید.
rozhinism
من از آدمهایی خوشم میآید که زندگیشان را با دستهای خودشان میسازند. من اصلا نمیتوانم آدمهای تنبلی را تحمل کنم که چون نمیدانند چه کار باید بکنند، در خودشان فرو میروند و از همه جا و همه کس میبُرند. بیمعنی است. در خود فرو رفتن و از همه بریدن.
rozhinism
در زندگی همیشه غمگین بودن از شاد بودن، آسانتر است.
zar zar
«بودن یا نبودنم چه فرقی میکند؟»
کاربر ۶۷۳۴۳۵۵
مادرم میگوید آن روزها، ساعتها توی اتاقم مینشستم و با خودم حرف میزدم و میخندیدم. به خاطر همین هم هست که فکر میکنم آن وقتها باید پسر بچهٔ شادی بوده باشم.
rozhinism
«روز موفقیتآمیز روزی است که بتوانیم در آن چیزی به وجود آوریم.»
rozhinism
من نمیگذارم هر مشکل سادهای در زندگی، مرا زمین بزند. بهتر است خودش با زبان خوش، خودش را کنار بکشد وگرنه بدجوری قاطی میکنم.
rozhinism
تو از مدرسه متنفری. اما همهٔ تلاشت را میکنی که تا جایی که میشود، آنجا بمانی.
zar zar
در زندگی همیشه غمگین بودن از شاد بودن، آسانتر است. ولی من اصلا از آدمهایی خوشم نمیآید که آسانترین راه را انتخاب میکنند. تو را به خدا شاد باش! و برای آنکه شاد شوی، هر کاری از دستت برمیآید، بکن!
zar zar