جملات زیبا از متن کتاب انقلاب روسیه | طاقچه
تصویر جلد کتاب انقلاب روسیهsubscriptionAvailable

کتاب انقلاب روسیه

نوع کتاب
۳.۷ امتیاز(از ۹ رأی)
پدیدآورندگان: 
جان ام. دان، سهیل سمی

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
زهرا
۲
نارضایتی در صورت سرکوب شدن، فقط و فقط بیش‌تر می‌شود.
زهرا
۲
کارگران تمامی کشورها، متحد شوید. جنبش‌های مارکسیسم، نهیلیسم و پوپولیسم (مردم‌گرایی) به همراه سازمان‌های اعتقادی بنیادستیزانه فراوان دیگر، جوانان تحصیلکرده روس را در اواخر قرن نوزدهم به نسلی انقلابی بدل کردند.
yr500600@gmail.com
۱
الکساندر مرد، چون به مردمش اهمیت نمی‌داد... . او مالیات‌های سنگینی بر مردمش تحمیل کرد... . او فقط به ثروتمندان اهمیت می‌داد... . او در تجمل زندگی می‌کرد... . او تمام کسانی را که به نیابت از مردم مقاومت می‌کردند یا برای تحقق عدالت می‌کوشیدند، به دار آویخت یا تبعید کرد.
زهرا
۱
عقیده مارکس، کارگران علاوه بر طبقه بورژوا، دشمن دیگری نیز داشتند: مذهب نظام‌یافته. مارکس می‌گفت، کلیسا با وعده زندگی‌ای بهتر در بهشت، دست در دست اغنیا، کارگران صنعتی فقیر و تحصیل‌نکرده را به پذیرش همان شرایط هولناکی که بر کره خاک دارند، ترغیب می‌کند.
عرفان شاه کرم
۱
انقلاب روسیه به نام مردم آغاز شد. مردم روسیه امیدوار شده بودند تا زمین، غذا، آزادی و دموکراسی به کف آرند و دوره سرکوب و فلاکت پایان یابد. درعوض، انقلاب بلشویکی ۱۹۱۷ صرفاً یک مستبد دیگر را بر سر کار آورد، مستبدی قدرتمندتر و آدمکش‌تر از تمامی تزارها.
زهرا
۰
ظهور لنین در هشتم ماه مه سال ۱۸۸۷، پنج دانشجو به دلیل توطئه در قتل تزار الکساندر سوم به دار آویخته شدند. در میان این پنج تن، یکی نیز جوانی متین و با اصل و نسب از طبقه متوسط بود به نام الکساندر ایلیچ اولیانوف. مرگ او نیز می‌توانست به مثابه قطره‌ای دیگر از دریای خون میلیون‌ها روس باشد که در دهه‌های بعدی، در اوج خشونت، کشته شدند. اما برادر جوان‌تر و شدیداً سوگوار الکساندر به نام ولادیمیر به دلیل صدور فرمان اعدام برادرش از جانب تزار، سر تا پا خشم و انزجار شد. بعد از مرگ الکساندر، ولادیمیر هفده ساله با ضجه گفت: «کاری می‌کنم که تاوان این کارشان را بپردازند! قسم می‌خورم!»(۲۰)
زهرا
۰
در فوریه سال ۱۹۰۴، مقارن با توقف موقتی جنگ قدرت میان کارگران و تزار، روسیه درگیر نبرد با ژاپن شد. تزار جنگ را دستاویزی قرار داد که به واسطه آن ذهن کارگران روسیه را از ایده‌های انقلابی منحرف و آن‌ها را برای نبرد با دشمنی مشترک متحد سازد. این جنگ همچنین می‌توانست برای روسیه فرصتی باشد برای گسترش قدرت و نفوذش.
زهرا
۰
وقتی خیل عظیم تظاهرکنندگانی که منظم و در آرامش راهپیمایی می‌کردند به کاخ زمستانی نزدیک شدند، نگهبانان قزاق (سواران نخبه روس) منتظر آن‌ها بودند. قزاق‌ها به مردم امر کردند که متفرق شوند، اما تظاهرکنندگان تحت امر گاپون پا قرص کردند. سربازانِ سواره، مسلح به شلاق و شمشیر، به معترضان حمله کردند. اما باز هم مردم پراکنده نشدند. ناگهان سربازها به روی مرد و زن و کودک آتش گشودند. ظرف چند دقیقه، سیصد تن از تظاهرکنندگان بر روی برف‌ها در خون خود غلتیدند و هفتصد تن دیگر زخمی شدند. نیکلای همان روز در دفترچه خاطراتش نوشت: «چه روز وحشتناکی! سربازان در جای جای شهر وادار شدند به روی مردم آتش بگشایند و خیلی‌ها کشته و زخمی شدند. خدایا، چه دردناک و هولناک!»(۲۸)
زهرا
۰
بلشویک‌ها که از مجموع ۷۰۷ کرسی، ۱۷۵ کرسی یا حدود ۲۵ درصد از کل آرا را به خود اختصاص داده بودند، حق مشروع خود را برای حکومت بر کشور از دست دادند. اما لنین و همقطارانش قصد کناره‌گیری از قدرت را نداشتند. وقتی اولین اعضای منتخب شورای قانونگذار در هجدهم ژانویه ۱۹۱۸ تشکیل جلسه دادند، بلشویک‌های مسلح به زور اسلحه جلسه را تعطیل کردند. روز بعد، درهای مرکز شورای قانونگذار قفل شد؛ دموکراسی در روسیه مرده و توسط همان کسانی که زمانی به مردم وعده آزادی‌های فردی داده بودند، در نطفه خفه شده بود. در واقع، بلشویک‌ها به اکثر آرمان‌هایی که در حین مبارزه برای تبدیل شدن به قدرتمندترین نیروی روسیه مطرح کرده بودند، پشت کردند.
زهرا
۰
همه با [ بلشویک‌ها]مخالف بودند: تاجران، دلالان بورس، سرمایه‌گذاران، مالکان، افسران ارتش، سیاستمداران، آموزگاران، دانشجویان، مردان صاحب حرفه، مغازه‌داران، روحانیان، مأموران. دیگر احزاب سوسیالیست نیز از اعماق وجودشان از بلشویک‌ها منزجر بودند. (۷۳)
زهرا
۰
کمونیست‌ها برای پاک کردن مابقی افراد ناراضی در طول سال‌های جنگ داخلی (۱۹۲۱ ـ ۱۹۱۸) به شیوه‌های نادرستی متوسل شدند. چکا حوزه مأموریتش را بسط داد تا در فراسوی پتروگراد و مسکو و تمام روسیه «دشمنان خلق» را نابود کند. ستاد شورا همه جا به دستور مستقیم چکا تمام کسانی را که مخالف انقلاب کمونیستی بودند «جستجو، دستگیر و بلافاصله اعدام می‌کرد.» نتایج اقدامات چکا، که حال به وحشت سرخ معروف شده بود، هولناک بود. تنها در سال ۱۹۱۸ بالغ بر پنجاه هزار انسان توسط این سازمان مخوف کشته شدند.
زهرا
۰
سرنوشت کاپلان هرچه که بود، کمونیست‌ها تصمیم گرفتند به خاطر اقدام به ترور لنین، دشمنانشان را سخت‌تر از پیش مجازات کنند. آن‌ها حدود پانصد تن از مظنونین را دستگیر کردند: «کسانی که با نام مستعار زندگی می‌کردند... کسانی که با گاردهای سفید حشر و نشر داشتند ... و تمام توطئه‌گران کثیف علیه دولت»، (۷۹) و سپس همه آن‌ها را اعدام کردند.
زهرا
۰
در سال ۱۹۳۱، گروهی از بریتانیایی‌های برجسته که به روسیه سفر کرده بودند، موفق شدند با استالین ملاقات کنند. لیدی آستور، یکی از میهمانان که بالنسبه رک‌تر بود، از رهبر اتحاد جماهیر شوروی پرسید: «تا چه هنگام می‌خواهید به کشتن مردم ادامه دهید؟» استالین جواب داد: «تا وقتی لازم باشد.»(۹۳)
Zahra Darvishi
۰
پیش از فروپاشی روسیه در سال ۱۹۱۷، امپراتوری بیش از ۳۳۰ سال تحت فرمان خانواده رومانوف‌ها اداره می‌شد. گستره امپراتوری شامل ۲۲ میلیون کیلومتر مربع بود که بخش اعظم اروپای شرقی را دربرمی‌گرفت و حدوداً مساحتی برابر با آمریکای شمالی داشت
Zahra Darvishi
۰
روسیه کشوری وسیع، عقب‌افتاده و در مقایسه با دیگر ملل متجدد اروپا مانند انگلیس و فرانسه، توسعه نیافته بود. در زمانی که اروپا شاهد تغییراتی گسترده و شگرف بود، توسعه روسیه راکد و معوق مانده بود. دلیل این امر تا حدودی نفوذ مغول‌ها بود، مهاجمان وحشی و بادیه‌نشین آسیایی که در خلال قرن سیزدهم، درنده و مخرب و غارتگر، از راه رسیده بودند. مغول‌ها به مردم روسیه سلطه داشتند و این ملت را از هرگونه تماس خارجی باز می‌داشتند. در سال ۱۴۸۰، مغول‌ها از روسیه رفتند، اما از بسیاری جهات بر این کشور تأثیر گذارده بودند. بعد از مغول‌ها، با الهام از الگوی استبدادی آنان، مردم روسیه تحت فرمان پادشاهی مطلق‌العنان با عنوان تزار قرار گرفتند.
Zahra Darvishi
۰
زندگی اقلیت‌های قومی روسیه، مانند ارمنی‌ها، بالت‌ها، استونی‌ها، لتونیایی‌ها، لیتوانیایی‌ها، لهستانی‌ها و دیگران سخت بود. این گروه‌ها به خصوص از تلاش مداوم تزار برای «روسی‌سازی» آن‌ها منزجر بودند ــ به آن‌ها می‌گفتند فقط باید به زبان روسی حرف بزنند و به سبک و سیاق روس‌ها زندگی کنند و زبان و رسوم خود را رها کنند.
Zahra Darvishi
۰
اولین گروه‌های سازمان یافته انقلابی معتقد بودند که تنها راه برای پایان دادن به تزاریسم، ترور تزار است. بنابراین بارها نسبت به تزار سوءقصد کردند. برای مثال، در آوریل ۱۸۶۶، دانشجویی با تپانچه به سمت تزار شلیک کرد و تیرش بر هدف ننشست. در همان سال، هنگامی که تزار الکساندر در کالسکه‌ای روباز در پاریس در حال حرکت بود، زنی از فاصله نزدیک به روی او آتش گشود. تیر او نیز به خطا رفت. پنج سال بعد، مردی مسلح، به عبث، پنج گلوله به سمت تزار شلیک کرد. در سال ۱۸۷۹، تروریست‌ها قطار امپراتور را منفجر کردند. این بار نیز الکساندر از مهلکه جان سالم به دربرد. سال بعد، اعضای گروهی تروریستی که خود را اراده خلق نامیده بودند، تالار ضیافت کاخ زمستانی تزار را در سن‌پترزبورگ منفجر کردند. یک مو هم از سر تزار کم نشد. اما در یکم مارس سال ۱۸۸۱، بخت و اقبال از الکساندر رو گرداند.
Zahra Darvishi
۰
انقلابیون که می‌پنداشتند مرگ تزار منجر به ایجاد اصلاحات دموکراتیک در دولت می‌شود، بعد از ترور او روحیه‌ای مضاعف یافته بودند. تصور آن‌ها نادرست بود. مورخی می‌نویسد: «با ترور امپراتور، امید برای اصلاح حکومت استبدادی به مدت ربع قرن نقش بر آب شد.»(۷) در واقع، این ترور باعث شد که الکساندر سوم، امپراتور بعدی، واکنشی توأم با خشونت فراوان بروز دهد.
Zahra Darvishi
۰
در اوایل قرن نوزدهم، روس‌های تحصیلکرده با ایده‌های غربی اروپا و آمریکا آشنا شدند. این روشنفکران طبقه‌ای از مردم روسیه را تشکیل دادند که مشتاقانه خواستار حل معضلات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی روسیه بودند. این متفکران، که عموماً طبقه روشنفکر نامیده شدند، مشتاقانه، آثار هر نویسنده‌ای را که به ایده‌های انقلابی می‌پرداخت، مطالعه می‌کردند.
Zahra Darvishi
۰
در خلال ده‌های سوم و چهارم قرن نوزدهم، طبقه روشنفکر به دو گروه مخالف تقسیم شدند. یکی از این دو گروه ــ «غرب‌گراها» ــ خواستار جامعه جدیدی بودند که کاملا پا جای پای اروپای غربی بگذارد، با تأکید بر علم، قانون اساسی و آزادی‌های فردی. گروه دیگر ــ «اسلاوگراها» اصرار داشتند که مردم روسیه باید غرب را کلا فراموش کنند و تلاششان را وقف توسعه نظام دولتی‌ای بکنند که منعکس‌کننده فرهنگ سنتی اسلاو باشد. میخائیل میخائیلوف، نویسنده اسلاوگرا، می‌گوید: «ما به نیروهای تازه‌نفس خود اعتماد داریم... تا حرف‌های ما را بیان کنند، نه این که دنباله‌روی اروپا باشند.»(۱۰)
Zahra Darvishi
۰
به عقیده هرزن، بهترین راه حل برای دهقانان، بسط و گسترش آرمان‌های اسلاوگرایانه و تبدیل آن به نوعی سوسیالیسم ــ نظامی که در آن، دولت به نفع مردم بر اقتصاد کشور کنترل زیادی اعمال می‌کند ــ بود. آموزه‌های هرزن به پدیدآمدن جنبشی تحت عنوان مردم‌گرایی[ به روسی نارودنیک]انجامید، پدیده‌ای که توسل به زندگی سنتی دهقانی و تبدیل آن به سوسیالیسم مدرن را تئوریزه کرد. نظریه مردم‌گرا حامی انقلاب در میان طبقات فرودست بود ــ دهقانان می‌بایست کار را آغاز و رژیم تزاری را سرنگون می‌کردند.
Zahra Darvishi
۰
عدم موفقیت در تحریک و تهییج دهقانان به پذیرش جنبش مردم‌گرایی، به افول این جنبش انجامید. ایده‌های روشنفکر بانفوذ دیگری به نام میخائیل باکونین، یکی از نجیب‌زادگان روسیه و افسر سابق توپخانه، به تدریج در جامعه انتشار یافت. باکونین در اثر خود تحت عنوان خداوند و دولت خواستار اغتشاش ــ عدم وجود دولت ــ شد. او در اولین گام به سوی هدفش، اعلام کرد که روسیه باید از طبقه حاکم منفورش خلاصی یابد. باکونین برای نیل به این غایت، انقلابیون را ترغیب کرد تا به تروریسم روی بیاورند. به قول او: «اولین وظیفه ما نابودکردن تمام چیزهایی است که به شکل فعلیشان موجودند.»