جملات زیبای کتاب سورنا و جلیقه آتش | طاقچه
تصویر جلد کتاب سورنا و جلیقه آتش

بریده‌هایی از کتاب سورنا و جلیقه آتش

۵٫۰
(۳)
ـــ هرگز از چیزی که دیگران فراموش کرده‌اند حرف نزن که موجب تیرگی قلب می‌شود. این از پندهای پیرمردی است که مرا تشویق می‌کرد هرگز ناامید نشوم و برای رسیدن به هدفم به راهم ادامه دهم.
حسین عشریه
یاربخت با خنده گفت: «کلک بی‌کلک! کلک در مرام ما راه ندارد داداشی!» این را از همان پسری یاد گرفته بود که تنها در قایق زندگی می‌کرد. سورنا نگاهش کرد و اندیشید این چه نوع صحبت کردن است!
حسین عشریه
سورنا که احساس می‌کرد با دیدن خنجر هیولا را از یاد برده گفت: «نه، تو دیگر وزغ نیستی. اگر هم چهره‌ات عوض شود باز هم برای ما همان هیولای مهربان هستی، هیولای شجاعی که از اشپخدر نترسید و در برابر اژدهای خالدار مقاومت کرد و او را شکست داد و خودش پیروز شد.»
حسین عشریه
سورنا، کارهای بزرگ را تنها نمی‌توان انجام داد، مگر با کمک کسی که بخت یارش باشد و خداوند بزرگ او را برگزیده باشد تا در این راه با جان‌فشانی خودش را فدا کند و اوست برگزیدهٔ ما برای راه جدید.
حسین عشریه
ابرها رفته بودند و همه‌جا نورانی شده بود. گویی مردم برای گردش بیرون آمده بودند. یک جشن باشکوه! جشنی مانند روز سیزدهم فروردین! روزی که با درباریان به زیباترین و سرسبزترین مناطق شهر می‌رفتند. آن روز مردم هم در کنار آن‌ها سفره‌های رنگارنگشان را پهن می‌کردند و پدرش به سربازان می‌گفت که همه آزاد هستند.
حسین عشریه

حجم

۱۶۴٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۲۴۰ صفحه

حجم

۱۶۴٫۶ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۸

تعداد صفحه‌ها

۲۴۰ صفحه

قیمت:
۱۸۷,۰۰۰
تومان