
Nana
۱۰
تنها سرزمین ما نبود که آلوده شده بود، ذهنهای ما نیز برای سالها مسموم شد.
Mamareza Alipour
۹
مرگ، بیش از هر چیز در جهان هست. کسی توان گریز از آن ندارد. زمین، همگان را در خود فرو میبَرَد؛ مهربان و خشن و گناهکار، برایش یکی است. از این گذشته، در روی زمین، دادگری یافت نمیشود. تمام زندگیام، با درستی و درشتی کار کردم؛ امّا هرگز به عدالت و دادگری نرسیدم. خدا همه چیز را در آن بالا تقسیم کرده است. با گذشت زمان، از آنچه بهرهی من بود، هیچ باز نماند. جوان میتواند بمیرد و پیر باید بمیرد… توانِ جوانی و ناگزیری پیری.
ツAlirezaツ
۶
در نیروگاه هستهای، آتشسوزی شده است. خیلی زود برمیگردم.
انفجار را نمیدیدم. فقط شعلههای آتش به چشم میخورد. آسمان را شعلههای نورانی و دودِ ناشی از سوختنِ قیرِ بامِ نیروگاهِ هستهای فراگرفته و بدجوری گرم بود.
Nana
۶
وقتی ایمانت را از دست بدهی، دیگر در چیزی سهیم نیستی و یک رانده شدهای. دلیلی برای زندگیات وجود ندارد! اینگونه بود که به راز خودکشی پی بردم و آن را نوعی نشانه ادراک کردم.
Farnaz Haji Abbass Oghli
۵
امّا اوّل باید بیتجربگی و غفلت داشت تا پس از آن، دست به کارهای شگفتانگیز زد!
Farnaz Haji Abbass Oghli
۴
مردم از اطراف، با ماشین و دوچرخه آمدند تا منظره را ببینند. نمیدانستیم که مرگ میتواند چنین زیبا باشد!
Farnaz Haji Abbass Oghli
۳
کسی در اینجا اشاره نمیکند که اهل بلاروس است یا روسیه یا اوکراین. همگی، خودمان را «چرنوبیلی» مینامیم:
- من چرنوبیلی هستم.
انگار چرنوبیلیها، تافتههای جدابافتهاند؛ ملّتی نوین!
Farnaz Haji Abbass Oghli
۲
تنها سرزمین ما نبود که آلوده شده بود، ذهنهای ما نیز برای سالها مسموم شد.
Farnaz Haji Abbass Oghli
۰
«چرنوبیل مانند جنگِ جنگهاست. فراتر از هر ستیزی. جایی برای پنهان شدن وجود ندارد؛ نه در زیر زمین، نه زیر آب و نه در هوا!»
کاربر ۱۰۳۷۱۱۴۲
۰
سالها پیش، مادربزرگم در کتاب مقدس خوانده بود: زمانی خواهد آمد که همه چیز سرشار از طراوت و لذّت و شکوفایی خواهد شد، زمینها به بار خواهند نشست، ماهیها در رودخانهها و جانوران در جنگلها فراوان خواهد بود، امّا بشر توانایی بهرهمندی از آنها را نخواهد داشت و نخواهد توانست تولید مثل کند تا نسلش را ادامه دهد.