جملات زیبای کتاب همیشه آمبر براون | طاقچه
تصویر جلد کتاب همیشه آمبر براون

بریده‌هایی از کتاب همیشه آمبر براون

انتشارات:نشر افق
امتیاز
۵.۰از ۲ رأی
۵٫۰
(۲)
«تو درس علوم ما یاد گرفتیم که بعضی از حیوانات، بچه‌ها یا کوچک‌ترهای‌شان را می‌خورند.» گفتم: «اَه!» چکش را به من داد و گفت: «سعی کردم پدر و مادرم را راضی کنم اجازه بدهند دَنی را بخورم... اما آن‌ها قبول نکردند.»
نیلوفر دریاچه
«سعی کردم پدر و مادرم را راضی کنم اجازه بدهند دَنی را بخورم... اما آن‌ها قبول نکردند.»
نیلوفر دریاچه
دنی گریه کرد و گفت: «می‌روم به بابا و مامان می‌گویم.» این‌جور وقت‌هاست که می‌فهمم چرا دوست دارم تنها بچهٔ خانواده باشم.
نیلوفر دریاچه

حجم

۷٫۵ مگابایت

سال انتشار

۱۳۸۸

تعداد صفحه‌ها

۱۱۴ صفحه

حجم

۷٫۵ مگابایت

سال انتشار

۱۳۸۸

تعداد صفحه‌ها

۱۱۴ صفحه

قیمت:
۸۸,۰۰۰
تومان