
٪۷۰
bud
۲
میگفت آموزگار از آموزاندن، یعنی کسی که برقرار میکند. میآموزد، انسانیت را در آدمی جای میدهد.
bud
۱
چه کسی هرگز حقیقت را خواهد دانست؟
bud
۰
مادر به این موجودِ کوچکِ بیرون آمده از او و به چشمان درشت بیرنگش هیچ توجّهی نداشت.
bud
۰
او میدانست که «خداوند آنجا نیست». که کشیش از ترس بیحرمتیها نمیخواست خدا را آنجا بگذارد.
bud
۰
خدا توی نمازخانۀ قصر که در آنجا فرولن جاروها، صندوقها و صندلیهای شکسته را روی هم تلنبار میکرد، نبود. پس خدای این دنیای بیرحم و ستمگر در کجا ساکن بود؟ در کجا نشانی از خود باقی گذاشته بود؟
bud
۰
ولی نعرۀ خشمآلود طنین میانداخت و خیال میکرد که در این قبرستان کوچکی هم که در آن از سرما میلرزید باز هم صدا را میشنود:
«هرجا که میخواهی برو گورت را گم کن، فقط من دیگر نبینمت.»
bud
۰
قلمرو ارواح را میجوید که از آنجا شاید کودکِ جاودانزندۀ این مرد را ببیند و روی گونهاش که از ریش سیاهی میزند، اشکی است که فراموش میکند آن را پاک کند.
