جملات زیبای کتاب مرگ فروشنده | طاقچه
تصویر جلد کتاب مرگ فروشنده
off
٪۷۰
subscriptionAvailable

کتاب مرگ فروشنده

نوع کتاب
۳.۳(از ۲۵ امتیاز)
پدیدآورندگان: 
آرتور میلر، عطاالله نوریان
انتشارات: 
نشر قطره

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
Sahba Sharifonnasabi
۷
آدم یه عمر زحمت می‌کشه تا یه خونه بخره، بعد از اون همه زحمت، مالک خونه می‌شه. اما هیچکی نیست تو خونه زندگی کنه. لیندا: زندگی همیشه از هم می‌پاشه. همیشه این‌جوری بوده.
Xerxes
۲
بیف: خُب دیگه، من شش هفت سال بعد از دبیرستان همه‌ش کار می‌کردم. کارمند کشتیرانی شدم. فروشنده شدم، و خلاصه همه جور کاری کردم. این یه زندگی پستیه.
کاربر ۱۰۱۲۱۹۴۸
۱
ویلی: (دلگرم و امیدوار) بهش می‌گم، حتماً بهش می‌گم. پنیر هست؟ لیندا: برات ساندویچ درست می‌کنم. ویلی: نه، تو برو بخواب. یه کمی شیر می‌خورم، زود می‌آم بالا. بچه‌ها هستن؟ لیندا: آره، خوابیدن، هپی امشب بیف رو با خودش برد پارتی. ویلی: راستی؟ لیندا: موقعی که توی حموم پشت هم وایساده بودن، و صورت‌شونو اصلاح می‌کردن، قیافه‌شون دیدنی بود. بعدم باهم رفتن بیرون. ویلی متوجه هستی که بوی ادکلن خونه‌رو ورداشته؟ ویلی: آره، متوجهم. آدم یه عمر زحمت می‌کشه تا یه خونه بخره، بعد از اون همه زحمت، مالک خونه می‌شه. اما هیچکی نیست تو خونه زندگی کنه.
کاربر ۹۸۱۰۵۰۶
۰
بیف، تو خیلی جوونی. تو باس به درست برسی. وقتی که اوضاعت رو به راه شد، برای پسری مثل تو دختر فراوونه.