جملات زیبای کتاب مرگ فروشنده | طاقچه
تصویر جلد کتاب مرگ فروشنده

بریده‌هایی از کتاب مرگ فروشنده

نویسنده:آرتور میلر
انتشارات:نشر قطره
امتیاز
۳.۱از ۲۲ رأی
۳٫۱
(۲۲)
آدم یه عمر زحمت می‌کشه تا یه خونه بخره، بعد از اون همه زحمت، مالک خونه می‌شه. اما هیچکی نیست تو خونه زندگی کنه. لیندا: زندگی همیشه از هم می‌پاشه. همیشه این‌جوری بوده.
Sahba Sharifonnasabi
بیف: خُب دیگه، من شش هفت سال بعد از دبیرستان همه‌ش کار می‌کردم. کارمند کشتیرانی شدم. فروشنده شدم، و خلاصه همه جور کاری کردم. این یه زندگی پستیه.
Xerxes
بیف، تو خیلی جوونی. تو باس به درست برسی. وقتی که اوضاعت رو به راه شد، برای پسری مثل تو دختر فراوونه.
کاربر ۹۸۱۰۵۰۶
ویلی: (دلگرم و امیدوار) بهش می‌گم، حتماً بهش می‌گم. پنیر هست؟ لیندا: برات ساندویچ درست می‌کنم. ویلی: نه، تو برو بخواب. یه کمی شیر می‌خورم، زود می‌آم بالا. بچه‌ها هستن؟ لیندا: آره، خوابیدن، هپی امشب بیف رو با خودش برد پارتی. ویلی: راستی؟ لیندا: موقعی که توی حموم پشت هم وایساده بودن، و صورت‌شونو اصلاح می‌کردن، قیافه‌شون دیدنی بود. بعدم باهم رفتن بیرون. ویلی متوجه هستی که بوی ادکلن خونه‌رو ورداشته؟ ویلی: آره، متوجهم. آدم یه عمر زحمت می‌کشه تا یه خونه بخره، بعد از اون همه زحمت، مالک خونه می‌شه. اما هیچکی نیست تو خونه زندگی کنه.
کاربر ۱۰۱۲۱۹۴۸

حجم

۱۲۲٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۲

تعداد صفحه‌ها

۱۷۲ صفحه

حجم

۱۲۲٫۰ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۸۲

تعداد صفحه‌ها

۱۷۲ صفحه

قیمت:
۵۰,۰۰۰
تومان