
Mirshaki
۹
میدانم که بعضی وقتها خوشی و حقیقت با هم توی یک مسیر نیستند.
Negin
۴
فکر میکنید دشمن اصلی بشر چیست؟ مرگ؟ پول؟ هیچکدام. ترس است. بزرگترین دشمن ما این است. ترس. ترس.
Mirshaki
۳
ماها زمینگیرِ کارهای لعنتیمان هستیم، آن وقت شما ببوگلابیها هوا کردهاید و خدا برایتان میسازد، ها؟ گم شوید، حیف نانها! عوضیهای بچهننه!
منزوی
۳
بعضی وقتها فکر میکنم کینه مثل هوایی است که توی این شهر نفس میکشیم. شاید آرامآرام آدم را بکُشد، ولی آدم بدون آن هم زنده نمیماند.
Negin
۲
میدانم که بعضی وقتها خوشی و حقیقت با هم توی یک مسیر نیستند. میدانم که بعضی وقتها خوشی مهمتر از حقیقت است. میدانم.
Negin
۲
میدانم که بعضی وقتها خوشی و حقیقت با هم توی یک مسیر نیستند. میدانم که بعضی وقتها خوشی مهمتر از حقیقت است. میدانم.
eln_pr
۱
دلخوشی بزرگی است که بدانی یکی به کمین ترس نشسته، بدانی یکی به تاراندن آن ترس، دستی جنبانده.
eln_pr
۱
کینه عجب ضربوزوری دارد. بعضی وقتها فکر میکنم کینه مثل هوایی است که توی این شهر نفس میکشیم. شاید آرامآرام آدم را بکُشد، ولی آدم بدون آن هم زنده نمیماند.
منزوی
۱
چون به قول همه دلخوشی بزرگی است که شبها صدای آدمیزاد بشنوی. دلخوشی بزرگی است که بدانی یکی به کمین ترس نشسته، بدانی یکی به تاراندن آن ترس، دستی جنبانده.
Negin
۱
دنیا جای بهتری میشد. شرط میبندم. نخندید. دموکراسی واقعی یعنی همین. یعنی وقتی فقیرها منتظر نمانند که پولدارها بیایند نجاتشان بدهند، اوضاع را خودشان دست بگیرند. چون مشکل اصلاً از همین جا شروع میشود، از همین که فکر کنیم پولدارها به فقیرها کمک میکنند.
@a.h.shokri98
۰
من خوب میشناسمش، میدانم چه یهودی کثافت رذلی است.
@a.h.shokri98
۰
مائو یکی از چند داستان خواهی دید، فرجی خواهد شد است که در فاصلهٔ عید پاک تا کریسمس رخ میدهند: حکایت دعوای زوجی بر سر اندکاندوختهٔ قلکی خوکشکل یا داستان پدری که بهتازگی به خاطر بسته شدن کارخانه بیکار شده و با جیب خالی سرگردان خریدن یک تخممرغ شکلاتی برای عید پاک پسرکش است و بعد به هوای گرفتن انعامی کارش به کلیسا میکشد و وقتی میخواهد تاج خاری فلزی را بر سر مجسمهٔ چوبی عیسی بگذارد از روی صندلی میافتد روی تاج و به خاکوخون کشیده میشود.