
بریدههایی از کتاب مائو
۲٫۸
(۱۸)
میدانم که بعضی وقتها خوشی و حقیقت با هم توی یک مسیر نیستند.
Mirshaki
فکر میکنید دشمن اصلی بشر چیست؟ مرگ؟ پول؟ هیچکدام. ترس است. بزرگترین دشمن ما این است. ترس. ترس.
Negin
ماها زمینگیرِ کارهای لعنتیمان هستیم، آن وقت شما ببوگلابیها هوا کردهاید و خدا برایتان میسازد، ها؟ گم شوید، حیف نانها! عوضیهای بچهننه!
Mirshaki
بعضی وقتها فکر میکنم کینه مثل هوایی است که توی این شهر نفس میکشیم. شاید آرامآرام آدم را بکُشد، ولی آدم بدون آن هم زنده نمیماند.
منزوی
میدانم که بعضی وقتها خوشی و حقیقت با هم توی یک مسیر نیستند. میدانم که بعضی وقتها خوشی مهمتر از حقیقت است. میدانم.
Negin
میدانم که بعضی وقتها خوشی و حقیقت با هم توی یک مسیر نیستند. میدانم که بعضی وقتها خوشی مهمتر از حقیقت است. میدانم.
Negin
دلخوشی بزرگی است که بدانی یکی به کمین ترس نشسته، بدانی یکی به تاراندن آن ترس، دستی جنبانده.
eln_pr
کینه عجب ضربوزوری دارد. بعضی وقتها فکر میکنم کینه مثل هوایی است که توی این شهر نفس میکشیم. شاید آرامآرام آدم را بکُشد، ولی آدم بدون آن هم زنده نمیماند.
eln_pr
چون به قول همه دلخوشی بزرگی است که شبها صدای آدمیزاد بشنوی. دلخوشی بزرگی است که بدانی یکی به کمین ترس نشسته، بدانی یکی به تاراندن آن ترس، دستی جنبانده.
منزوی
دنیا جای بهتری میشد. شرط میبندم. نخندید. دموکراسی واقعی یعنی همین. یعنی وقتی فقیرها منتظر نمانند که پولدارها بیایند نجاتشان بدهند، اوضاع را خودشان دست بگیرند. چون مشکل اصلاً از همین جا شروع میشود، از همین که فکر کنیم پولدارها به فقیرها کمک میکنند.
Negin
من خوب میشناسمش، میدانم چه یهودی کثافت رذلی است.
@a.h.shokri98
مائو یکی از چند داستان خواهی دید، فرجی خواهد شد است که در فاصلهٔ عید پاک تا کریسمس رخ میدهند: حکایت دعوای زوجی بر سر اندکاندوختهٔ قلکی خوکشکل یا داستان پدری که بهتازگی به خاطر بسته شدن کارخانه بیکار شده و با جیب خالی سرگردان خریدن یک تخممرغ شکلاتی برای عید پاک پسرکش است و بعد به هوای گرفتن انعامی کارش به کلیسا میکشد و وقتی میخواهد تاج خاری فلزی را بر سر مجسمهٔ چوبی عیسی بگذارد از روی صندلی میافتد روی تاج و به خاکوخون کشیده میشود.
@a.h.shokri98
حجم
۱۰۲٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۵۴ صفحه
حجم
۱۰۲٫۸ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۱
تعداد صفحهها
۵۴ صفحه
قیمت:
۶۰,۰۰۰
تومان