وقتی کفتارهای خالدار به دنیا میآیند همیشه دوقلو هستند. یک از آنها قویتر از دیگری است و یکدفعه به آن یکی حمله میکند تا گلویش را بدرد و چرا، چون آن یکی هم سعی میکند بهنوبهی خود او را از پا درآورد. امکان دیگری وجود ندارد.
کرم کتابخوان
من برای سرنوشتی خاص خلق شدهام.
کرم کتابخوان
این یک اصطلاح بد بود. این اصطلاح او را میخنداند.
غاز چراندن. بهتنهایی.
کرم کتابخوان
فکر خودکشی در آدمبزرگها متداول است. تا زمانی که خیال باقی بماند علامت بیماری روانی نیست.
ققنوس مرده
اگر یک نفر باشد یک مشکل هست و اگر هیچکس نباشد، هیچ مشکلی نیست.
کرم کتابخوان
مرد دلش میخواست از خودش راضی باشد. دلش میخواست از کل بشریت راضی باشد. نمیخواست فکر کند که خِرد انسان نومیدکننده است
ققنوس مرده
«دانستن همهچیز، بخشیدن همهچیز نیست. دانستن همهچیز باعث میشود از دانستههایت مریض شوی.»
ققنوس مرده
یک مادر یاد میگیرد دستپاچه نشود، تسلیمِ ضعف نشود.
ققنوس مرده
او ازدواج نکرده بود، شک داشت که هرگز بکند. خاطرات کودکی قلبش را سوراخ میکرد: به دنیا آوردن یک زندگی جدید به این جهان نامعلوم و نکبت، در اوایل قرن بیست و یکم!
ققنوس مرده