
بریدههایی از کتاب لذات فلسفه
۴٫۲
(۲۰)
لازم است که نخست فراغت بیاید (حتی اگر در آغاز از آن سواستفاده شود) و بعد فرهنگ و معارف.
سروناز
«هیچ کس آن اندازه خوب نیست که بیرضایت دیگری بر او حکومت کند.
کاربر ۲۱۱۳۸۳۳
توجه کنید که چگونه کار کردن غلامان برای یونانیان سبب شد که صنعت و اختراع در یونان قدیم پیشرفت نکند و چگونه اسارت زنان موجب شد که عشق حقیقی رشد نکند و مردان به پسران عشق ببازند و چگونه پسردوستی در هنر پیکرتراشی یونانیان اثر کرد. شیوهٔ تولید مواد صفات عمومی زندگی اجتماعی و سیاسی و معنوی را معین میسازد. آگاهی مردم عامل زندگیشان نیست بلکه برعکس زندگی اجتماعی مردم است که آگاهیشان را میسازد. فرد میپندارد که عقاید و آرا و فلسفه و تعصبات حزبی و علایق هنری خود را با استدلال منطقی بیطرفانه به دست آورده است و هرگز نمیداند که چگونه اوضاع اقتصادی در عمق خود پایههای زندگی او را نهاده است و به همهٔ این عقاید و افکار شکل و قالب بخشیده است.
سروناز
و نسلی که جنگ کرده بود دیگر نمیتوانست به چیزی ایمان آورد.
سروناز
مرد آخرین حیوانی است که به دست زن اهلی شده است و این وظیفه تازه شروع شده است
سروناز
بیشتر دورههای بزرگ هنری پس از انباشته شدن ثروت ملی فرارسیده است
سروناز
افزایش قوانین در میان قوم دلیل بر پیری آن قوم است.
سروناز
«جامعه قرارداد میان اشخاص همزمان نیست بلکه تشکیل تدریجی و نامحسوسی است. و اگر قراردادی در میان باشد میان گذشته و حال و آینده است
سروناز
مادر بودن در شهرها نوعی بندگی و فداکاری بیمعنی، به خاطر نوع محسوب میگردد و زن باهوش میخواهد هر چه دیرتر به این کار اقدام کند و اصلاً بهتر آن میبیند که نکند.
Ali Fili
«آنچه در انسان فکر میکند خود او نیست بلکه جمعیتی است که او جزو آن است»
سروناز
جای ما در شیاری است که گذشتهٔ ما یا اجتماع ما آن را کنده است. مردم راضی و خرسند معمولاً کسانی هستند که به آداب و عادات و اخلاق و لغت و دستور اجتماع خود بیچون و چرا گردن نهادهاند و در جِرم وجود اجتماع ذرات غیرمشخصی گشتهاند و چنان در تسلیم و رضای راحتبخشی فرورفتهاند که با تسلیم و رضای در عشق برابری میکند. هر چه اجتماع بزرگتر باشد فشار آن بر فرد در دور کردن عوارض فردی زیادتر است،
سروناز
«برابری فقط دورهٔ انتقال میان دو سلسلهٔ مراتب است، و آزادی نیز گذرگاهی است میان دو روش مختلف»
سروناز
دموکراسی تفنن و تجمل است و آن را فقط میتوان در محیطی که آرامش و امنیتی به اعتدال دارد نگاه داشت
سروناز
دیکتاتوری که تفوق و اقتدار یک نفر را ادعا میکند در دعوی خود صادق است؛ ناپلئون میگوید: «قدرت مطلقه نیازی به دروغ گفتن ندارد، عمل میکند و حرف نمیزند». دموکراسی بیتعلیم و تربیت ریاکاری بیحد و حصر است؛ و در این صورت معنی آن تنزل فن سیاست و تدبیر مدن به سیاستبازی است. معنی آن این است که علاوه بر اینکه مخارج سنگین هیئت حاکمهٔ واقعی را باید پرداخت، مخارج سنگین عدهٔ زیادی از سیاستبازان طفیلی را نیز که کارشان خدمت به حاکمان و فریب دادن محکومان است باید پرداخت کرد.
سروناز
اگر در یک مملکت دموکراسی مردمی خود را برای فن حکومت آماده کنند فایدهای نخواهد داشت؛ برای آنها کوچکترین ضمانتی در کار نخواهد بود که بتوانند از آزمایش انجمنهای انتخابی و سکوهای خطابه و اماکن رأیدهی موفق بیرون آیند. بلکه این تربیت و آمادگی آنها را مردمی درستکار و روشنفکر و صاحبنظر خواهد ساخت و از غوغا و جنجال انتخابات دوری خواهند جست. «سن بوو» پیشبینی کرده است که دموکراسی مهارت را به کنج عزلت خواهد نشانید. رنان پیشبینی کرده است که اکثریت و برتری اعداد حقهبازان و شیادان را بر تخت خواهد نشانید و دولت را به دست عوام بیمبالات خواهد سپرد.
سروناز
. عصر دموکراتیک میکوشد تا نثر را به وسیلهٔ تخیلات رمانتیک و نوشتههای زیبا از ابتذال زندگی صنعتی و تجارتی رهایی بخشد، میخواهد با خواندن آثاری از «عشقهای پرهیجان و فراغتهای دور از بند غم و تشویش» خود را از مشاغل دکان و حجره و انبار بالاتر برد. ولی آریستوکرات از سست کردن بند عواطف و احساسات شرم دارد و نمیگذارد سخنش لجامگسیخته باشد. عقل او همیشه بر تخیل او نظارت دارد و خیالبافی در زندگی او و ادبیات او محدود و مقید است. اشراف در ارزشگذاری تفریط میکند اما به راه مبالغه نمیرود
سروناز
«ترس بود که در آغاز خدایان را به این عالم آورد». زندگی نخستین در میان هزاران خطر میگذشت و عمر هیچ کس به طور طبیعی پایان نمییافت. تجاوزها و بیماریها مردم را پیش از رسیدن به سن پیری از میان میبردند. وحشی چون از حوادث عالم سر در نمیآورد علل و اسباب آن را اشخاص میپندارد و با مقایسه با بدن خود فرض میکند که هر شی طبیعی را روحی است که مسئول اعمال اوست. هیچ دیدهاید که اگر باد کاغذپارهای را جلو سگی انداخت آن سگ چگونه میترسد و حیران میگردد؟ این سگ باد را نمیتواند ببیند و من شرط میبندم که به خیال او آن کاغذپاره روحی دارد که آن را به جنبش میآورد. این سگ متدین است و دین او نوعی «آمینیسم» یا روحپرستی ابتدایی است. این است مبدأ پیدایش دین.
سروناز
کودکی که دعا میکند خدایش هزار بار معینتر و مشخصتر از خدای اسپینوزای مست خداست. این یکی از نقایص فلسفه است که مجردات کلی را جانشین مشخصات مادری میکند و خدای انسانی آشنای ما را از ما گرفته به جای آن مطلق و مجرد میگذارد که نسبت هر عمل انسانی به آن خندهآور است.
سروناز
مرد عزب میبیند که چگونه دوستان متأهل او پیوسته رنج میبرند و کار میکنند تا زنانشان در راحتی و تفنن مناسب مقامشان فروروند و تعجب میکند که چه امری موجب میشود تا مردان چنین بردگی و رنجی را تحمل کنند.
Ali Fili
علمای اخلاق بیهوده از تنآسانی و تفننطلبی امروز ما مینالند زیرا این گونه دواعی همیشه در ما بوده است و امروز فقط فرصت ظهور آنها به دست آمده است. تا موقعی که وضع اقتصادی دگرگون نشود کار بدین منوال خواهد بود. تا پیشرفت ماشین ایام فراغت را بیشتر میکند و اعمال ذهنی را جانشین کارهای جسمانی میسازد قوایی که باید در رنج بدنی صرف شود در خون ذخیره خواهد شد و حساسیت ما را در برابر شهوات روز به روز بیشتر خواهد کرد.
Ali Fili
احساس درونی ما از حیات و اندیشه از هر حس خارجی مستقیمتر و باارزشتر است. وانگهی با آن که دربارهٔ خود خیلی خود دچار اشتباه میشویم باز خود را بهتر از هر چیزی میشناسیم.
غزلم
حجم
۷۴۴٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۷۱۷ صفحه
حجم
۷۴۴٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۴۰۰
تعداد صفحهها
۷۱۷ صفحه
قیمت:
۲۱۵,۰۰۰
تومان