
Zahra kazemi
۲۳
همهمان از یاد میرویم. سرنوشتمان همین است.
Zahra kazemi
۱۵
همهٔ آن چیزهایی که حالا به نظرمان جدی و مهم و پرمعنی میآیند یک روزی فراموش میشوند یا بههرحال از اهمیت میافتند.
Zahra kazemi
۷
خیلی احتمال دارد که در آینده، این زندگی که ما امروز میکنیم عجیب و ناجور و احمقانه و کثیف و شاید حتی فاسد به نظر بیاید...
توزنباخ: از کجا معلوم؟ به همین اندازه هم امکانش هست که نسلهای آینده زندگی ما را در سطح خیلی بالاتری بدانند و از ما با احترام یاد کنند
Zahra kazemi
۶
ما خیلی چیزها میدانیم که فایدهای ندارد.
Zahra kazemi
۳
چقدر عجیب است وقتی خودمان را عاجز میبینیم از اینکه حدس بزنیم چه چیزهایی را در آینده بزرگ و مهم میدانند و چه چیزهایی را ناچیز و مسخره.
Zahra kazemi
۳
زندگی گذشتهمان را درست مثل یک چرکنویس دور میانداختیم، و بعدش زندگی دیگری را، مثل یک پاکنویس شروع میکردیم. اگر اینطور میشد، فکر میکنم چیزی که بیش از همه لازم داشتیم این بود که خودمان را تکرار نکنیم.
Ati
۲
تو چقدر بداخلاقی ماشنکا!
ماشا: خوب اگر بداخلاقم، پس باهام حرف نزن، کنارم نیا!
Ati
۱
ما خیلی چیزها میدانیم که فایدهای ندارد.
Ati
۱
ما خوشبخت نیستیم و نمیتوانیم هم باشیم؛ ما فقط خواهان خوشبختی هستیم.
eln_pr
۱
دویست سیصد سال، شاید هم هزار سال بعد مدتش مهم نیست زندگی جور دیگری میشود. سعادتمندانه میشود، البته ما از زندگی آینده برخوردار نمیشویم، اما بههرحال برای آن زندهایم که ایجادش کنیم، کار میکنیم و... بله، رنج میبریم تا به وجودش بیاوریم. این هدف زندگی ماست و میشود گفت تنها سعادتی است که بهش خواهیم رسید.
Tara V
۱
ماشا: من فکر میکنم بشر باید ایمانی داشته باشد، یا لااقل باید پی ایمان برود. در غیر این صورت زندگیاش تهی خواهد بود، تهی... چطور میتوانید زندگی کنید درحالیکه ندانید چرا درناها پرواز میکنند، چرا بچهها به دنیا میآیند، چرا ستارهها توی آسمان میدرخشند!... یا باید بدانید چرا زندگی میکنید، یا اینکه... هیچ چیز اهمیتی ندارد... همهچیز درست مثل علفهای هرزه است...
F.Z
۱
همهٔ آن چیزهایی که حالا به نظرمان جدی و مهم و پرمعنی میآیند یک روزی فراموش میشوند یا بههرحال از اهمیت میافتند.
Ati
۰
بدیهی است که نمیتوانید از پسِ تودهٔ جاهل دور و برتان بربیایید؛ با گذشت زمان کمکم مجبور به تسلیم میشوید، تا آنجا که در تودهٔ مردم حل میشوید، توی صد هزار نفر. زندگی شما را میبلعد، اما کاملاً محو نمیشوید، یک اثری رویش میگذارید. بعد از مرگ شما، شاید ششتای دیگر مثل شما سر درآورند، بعد دوازدهتا و همینطور تا بالا، تا آنجا که آخرش بیشتر مردم مثل شما میشوند. بنابراین ظرف دویست سیصد سال، زندگی توی این کرهٔ پیر بهصورت حیرتآوری زیبا میشود.
Ati
۰
گفتی زندگی زیباست ولی اگر فقط زیبا نشان بدهد چی؟ زندگی ما، منظورم زندگی ما سه خواهر است، تا حالا که زیبا نبوده. حقیقت این است که زندگی دارد مثل علفهای هرزهٔ باغ ما را خفه میکند.
Ati
۰
حقیقت این است که زندگی دارد مثل علفهای هرزهٔ باغ ما را خفه میکند.
Ati
۰
مثلاً دُرناها، آنها فقط پر میزنند و پر میزنند. مهم نیست چهجور فکرهایی در سر دارند، افکار بلند یا کوتاه. آنها فقط پر میزنند و پر میزنند بدون اینکه بدانند به کجا و چرا! به پروازشان ادامه میدهند بیاعتنا به اینکه با چندتا فیلسوف همپروازند. بگذارید تا وقتی که دُرناها در پروازند، آنها هم فلسفهشان را ببافند.
eln_pr
۰
چقدر عجیب است وقتی خودمان را عاجز میبینیم از اینکه حدس بزنیم چه چیزهایی را در آینده بزرگ و مهم میدانند و چه چیزهایی را ناچیز و مسخره.
eln_pr
۰
گیریم زندگی گذشتهمان را درست مثل یک چرکنویس دور میانداختیم، و بعدش زندگی دیگری را، مثل یک پاکنویس شروع میکردیم. اگر اینطور میشد، فکر میکنم چیزی که بیش از همه لازم داشتیم این بود که خودمان را تکرار نکنیم.
eln_pr
۰
مثلاً دویست سیصد سال بعد، مردم همانطور به زندگی فعلی ما نگاه کنند که ما الآن با ترس و تحقیر به گذشته نگاه میکنیم، روزگار ما ممکن است به نظرشان نابهنجار و ملالآور و بهطور وحشتناکی ناخوش و عجیب بیاید...
eln_pr
۰
زندگی سخت است. برای خیلی از ماها توی زندگی هیچ امیدی نیست. درست یک جور بنبست... و بااینهمه آدم باید قبول کند که رفتهرفته آسانتر و درخشانتر میشود و پیداست که آن زمانی که روشنایی همهجا را میگیرد خیلی هم دور نیست.