همیشه میگوید که از رانندگی متنفر است و آرزو دارد که یک نفر او را به دفتر من برساند، دم در دفتر منتظرش بماند و پس از اتمام جلسه دوباره او را به خانه برگرداند. از آن شخص انتظار ندارد که در طول مسیر او را سرگرم کند؛ حتی انتظار ندارد که با هم صحبت کنند. همین که بتواند کنار راننده بنشیند و به موسیقی در حال پخش گوش دهد برایش کافی است.