سازمانها را مردمان میسازند و مردمِ سازندهٔ سازمان، همچون شاعران یا هنرمندان، انساناند. رویکردهای تازهٔ جهانی که بهخوبی در مقالههای این کتاب بازتاب یافتهاند، موفقیت کسبوکار را در گروی توجه به عامل انسانی میدانند.
Alisina
تغییر و تحول خبر تازهای نیست. سازمانها پیوسته دگرگون شدهاند تا خود را با تحولات بازار، تازههای دنیای فناوری، تغییر رفتار مشتریان و انتظارات تغییریافتهٔ نیروی کار وفق بدهند. با این حال، به نظر میرسد هم سرعت تحولات بیشتر شده و هم خودِ قصهٔ اینکه چرا به تحول نیاز داریم در حال تغییر است.
Alisina
در دل این رویکرد روایی این باور نهفته است که انسانها در قالب قصه فکر، رفتار و احساس میکنند و بنابراین، تغییر سازمانی را میشود تغییر و تحولِ قصههایی پنداشت که درون و دربارهٔ سازمان روایت میشوند؛ قصههایی دربارهٔ هدف سازمان، روند توسعه، گذشته و شیوهٔ کاری آن.
Alisina
از نظر یووال هراری توانایی نوع بشر در بهکارگیری «زبان خیال» برای چیزهایی که ماهیت ملموسِ مادی ندارند (مانند نظام سرمایهداری، ادیان و همچنین سازمانها) علت اصلی توانایی انسانها برای همکاری در گروههای بزرگتر است. تا زمانی که تودهٔ قابل توجهی از مردم به پندارهای خیالی باور داشته باشند و تا زمانی که باورهایشان را با کمک قصهٔ تجربههایشان به اشتراک بگذارند، آن پنداره باقی خواهد ماند.
Alisina
جدی گرفتن پندارهٔ سازمان قصهگو بازتعریف مفهوم تحول سازمانی را ضروری میکند. در این صورت، تمرکز ما نه بر ساختارها و فرایندها، بلکه بر گفتوگوهای مستمری است که در آنها گذشته، حال و آیندهٔ سازمان در قالب قصه بیان میشود. به این ترتیب، قصهها دقیقاً مسئلهٔ اصلی تحول سازمانی میشوند. در نتیجه، استراتژیهای تحول سازمانی نیز توجهشان را به این معطوف میکنند که چه نوع گفتوگوهایی در سازمان در جریان است و چه نوع قصههایی گفته میشود.
Alisina