
٪۴۰
کتاب بازی بخت
چگونه بختانگی بر زندگی ما فرمان میراند
انتشارات:
انتشارات آریانا قلم٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
shahram238
۶
وقتی گذشتهٔ خودمان را هم زیر ذرهبین میگذاریم متوجه میشویم بسیاری از رویدادهای مهم زندگیمان، ازجمله مثلاً انتخاب شریک زندگی، یا شغل و حرفهٔ ما، میتوانسته براثر رویدادهای خیلی جزئی مانند ملاقات اتفاقی با این شخص یا آن شخص، یا پیش آمدن فرصتهای شغلی بهصورت کاملاً اتفاقی از بیخ و بن به شکل دیگری رقم بخورد.
shahram238
۳
واقعیت این است که هرکس از دیدگاه خودش به این جهان مینگرد و از همان دیدگاه برداشتهایش را پالایش و پردازش میکند، و از اقیانوس دادههای هرروزه معنا بیرون میکشد.
shahram238
۲
گالیله به پاداش کوششی که در راه پیشرفت شیوهٔ جدید ورود به موضوعات علمی کرده بود در سال ۱۶۳۳ توسط ادارهٔ تفتیش عقاید محکوم شد. اما از آن زمان به بعد راه علم و راه الاهیات برای همیشه از هم جدا شد چون دانشمندان به تحلیل «چگونه» پرداختهاند و الاهیون به تحلیل «چرا».
shahram238
۲
ولی ما در تمامی عرصههای زندگی این زنجیرهها و دیگر الگوهای خاص موفقیت و شکست را میبینیم. گاهی روی دور شکستیم، گاهی روی دور موفقیت. در هر دو حالت، مهم این است که در زندگی شخص خودمان همواره درازمدت را در نظر داشته باشیم و این را درک کنیم که زنجیرهها و سایر الگوهای مشابه که بختی به نظر نمیآیند درحقیقت ممکن است حاصل بخت محض باشند. هنگام ارزیابی وضعیت دیگران نیز مهم است یادمان باشد که در میان گروههای بزرگ مردم اگر یکی از ایشان زنجیرهٔ بلندی از موفقیت یا شکست را تجربه نکند باید تعجب کنیم نه برعکس.
shahram238
۲
نردبانی با پلههای بختی و پیامدهای ناخواسته ابزار موفقیت خیلیها بوده است، نهفقط در شغل و حرفه، بلکه در زندگی عشقی، سرگرمی، و روابط دوستانه با دیگران. درواقع این شیوه بیشتر قاعده است تا استثنا.
shahram238
۱
مغلطهٔ قماربازان مشهور است چون برخی از آنان تصور میکنند اگر در چند دور پیاپی رویداد خاصی واقع شده (یا نشده) باشد احتمال وقوع آن در دور بعدی کمتر (یا بیشتر) میشود درصورتیکه احتمال وقوع رویداد ثابت است.
shahram238
۱
کارشناسان اغلب از «قانون دهساله» سخن میگویند؛ به این معنا که در اکثر زمینهها، برای رسیدن به قلههای بلند موفقیت، دستکم یک دهه سختکوشی و تمرین و پشتکار لازم است. شاید بر ما گران بیاید که بخواهیم فکر کنیم تلاش و شانس به همان اندازهٔ استعداد ذاتی لازمهٔ موفقیتاند. اما از نظر من این نکته انگیزهآور است چون هرچند ما در شکل گرفتن ساختار ژنتیک خودمان نقشی نداریم، درعوض درجهٔ تلاش ما دست خودمان است. اثر شانس را نیز میتوانیم تاحدی کنترل کنیم چون هرچه بیشتر تمرین و پافشاری کنیم شانس موفقیت خودمان را بالاتر میبریم.
shahram238
۱
ولی ما در تمامی عرصههای زندگی این زنجیرهها و دیگر الگوهای خاص موفقیت و شکست را میبینیم. گاهی روی دور شکستیم، گاهی روی دور موفقیت. در هر دو حالت، مهم این است که در زندگی شخص خودمان همواره درازمدت را در نظر داشته باشیم و این را درک کنیم که زنجیرهها و سایر الگوهای مشابه که بختی به نظر نمیآیند درحقیقت ممکن است حاصل بخت محض باشند. هنگام ارزیابی وضعیت دیگران نیز مهم است یادمان باشد که در میان گروههای بزرگ مردم اگر یکی از ایشان زنجیرهٔ بلندی از موفقیت یا شکست را تجربه نکند باید تعجب کنیم نه برعکس.
shahram238
۱
برونو بتلهایمِ روانشناس از روی تجربیات شخصی خودش میگوید: «زنده ماندن در اردوگاههای کار اجباری نازیها بستگی داشت به اینکه شخص، در محیطی که در آن به نظر میرسد همهٔ درها بسته است، این توانایی را داشته باشد که زمینهای فراهم آورد تا حس کند اختیار برخی از جنبههای زندگی در دست خودش است.»(۳۳)
shahram238
۱
وقتی ما در چنگال توهم گرفتاریم، یا بر همین قیاس وقتی فکر جدیدی به ذهنمان میرسد، بهجای اینکه دنبال راههای ابطال فکر خودمان باشیم معمولاً میکوشیم درست بودن آنها را به اثبات برسانیم. روانشناسان به این میگویند گرایهٔ تأییدجویی. این گرایه به توانمندی ما برای رهایی از تفسیر نادرست بخت خدشهٔ بزرگی وارد میکند.
shahram238
۱
بیکنِ فیلسوف در سال ۱۶۲۰: «قوهٔ فهم بشر، همینکه به باوری برسد، نمونههایی را که در تأیید آن باور باشند گرد میآورد، و حتی اگر نمونههای خلاف آن باور پرشمارتر و وزینتر باشند، آنها را یا نمیبیند، یا انکار میکند تا خدشهای بر آن باور وارد نیاید.»(۴۶)
shahram238
۱
لرنر با درک این نکته که «اگر کسی باور کند ارتباط میان تلاش و پاداش شانسی است کمتر خودش را درگیر فعالیت بلندمدت میکند»(۱۵) نتیجه گرفت مردم «برای اجتناب از پریشانخاطری خودشان هم که شده» دوست دارند، بیش از میزان واقعی، بپذیرند موفقیت حاصل توانمندی است. (۱۶) این یعنی ما میل داریم استعداد ستارگان سینما را بیش از استعداد کسانی بدانیم که مشتاقاند ستاره بشوند؛ و دوست داریم فکر کنیم ثروتمندترین مردم در جهان باید باهوشترین آنها هم باشند.
shahram238
۱
ما از اثر شانس در زندگی غافل میشویم زیرا وقتی جهان را ارزیابی میکنیم مایلیم چیزی را ببینیم که انتظارش را داریم. درواقع ما میزان موفقیت افراد را معیار داوری دربارهٔ میزان استعداد آنها میگیریم و سپس از روی این رابطه، که درحقیقت فقط یک همبستگی است، حسی را در خودمان تقویت میکنیم که درحقیقت نه از جنس رابطهٔ همبستگی بلکه از جنس رابطهٔ علتومعلولی است میان استعداد و موفقیت. به همین دلیل است که گاهی به دو نفر که از نظر توانمندی چندان تفاوتی ندارند اما یکی از آنها از دیگری خیلی موفقتر است به دیدی کاملاً متفاوت مینگریم.
shahram238
۱
از همه بالاتر، آموختهام همچنان پیش بروم زیرا بهترین خبر این است که چون پای شانس در میان است یک عامل مهم موفقیت در اختیار ماست و آنهم تعداد دفعاتی است که توپ میزنیم، دفعاتی که شانس را میآزماییم، و دفعاتی که فرصتی را شکار میکنیم. حتی قاپ باردار بدنشین هم گاهی اوقات خوش مینشیند. یا به قول توماس واتسون پیشکسوت آیبیام: «اگر دنبال موفقیتی، دفعات شکست خودت را دوبرابر کن.»
shahram238
۱
من معتقدم برنامه ریختن مهم است، به شرط اینکه با چشم باز صورت بگیرد. اما از این مهمتر، تجربهٔ مادرم به من آموخته که ما باید بخت خوبی را که داریم تشخیص بدهیم و قدرش را بدانیم و آن دسته از رویدادهای بختی را که در موفقیت ما نقش دارند بشناسیم. همچنین به من آموخته که آن دسته از رویدادهای اتفاقی را که ممکن است برای ما رنجآور باشند بپذیریم. از همه مهمتر، به من یاد داده که جای خالی بخت بد را قدر بدانم، جای خالی رویدادهایی را که میتوانستهاند ما را زمین بزنند، جای خالی بیماری، جنگ، قحطی، و جای خالی رویدادهایی را که رخ ندادهاند، یا هنوز رخ ندادهاند.
shahram238
۱
کجفهمی (یا شهود نادرست) نسبت به اینکه با یک نمونهٔ آماری کوچک میتوانیم با دقت احتمالات فرایند را برآورد کنیم چنان فراگیر است که کانمن و تورسکی عنوان «قانون اعداد کوچک» را به آن دادهاند.
shahram238
۱
در آمریکا و آلمان پژوهشگرانی از پزشکان خواستند برآورد کنند زنی بین چهل تا پنجاهساله که علائم ظاهری سرطان پستان در او مشاهده نمیشود اما جواب آزمایش او مثبت درآمده است با چه احتمالی ممکن است واقعاً به این بیماری مبتلا باشد. (۷) درضمن اطلاعات دیگری نیز به پزشکان داده شد، ازجمله تعداد مبتلایان واقعی [مبتلا_مثبت بهعلاوهٔ مبتلا_منفی] هشت تن از هر هزار تن است؛ از هر صد آزمایش پستاننگاری، در هفت مورد، بیآنکه شخص مبتلا باشد، جواب مثبت است [غیرمبتلا_مثبت]؛ و آمار کسانی که مبتلایند اما جواب آزمایش آنها منفی درمیآید حدود ده درصد است [مبتلا_منفی].
samane.k
۱
رویدادهای اتفاقی گوناگون باعث میشوند کلیت زندگی ما پیوسته درحالتغییر باشد، درست مانند شعلهٔ شمع. این رویدادها، و واکنشهای ما به آنها، سرنوشت ما را رقم میزنند. بنابراین میتوانیم بگوییم هم پیشبینی زندگی سخت است و هم تفسیر آن.
shahram238
۰
از خلق رمانی درخشان (یا تراش قطعهای جواهر، یا پخت کلوچهای شکلاتی) تا فروش انبوه آن رمان (یا جواهر یا کلوچه) در هزاران هزار فروشگاه درهای عظیم و عمیق فاصله است، درهای انباشته از شانس و عدم قطعیت. به همین دلیل است که در هر رشتهای، مردمان موفق کمابیش در همهجا یک وجه مشترک خاص دارند و آن این است که دست برنمیدارند.
shahram238
۰
از خلق رمانی درخشان (یا تراش قطعهای جواهر، یا پخت کلوچهای شکلاتی) تا فروش انبوه آن رمان (یا جواهر یا کلوچه) در هزاران هزار فروشگاه درهای عظیم و عمیق فاصله است، درهای انباشته از شانس و عدم قطعیت. به همین دلیل است که در هر رشتهای، مردمان موفق کمابیش در همهجا یک وجه مشترک خاص دارند و آن این است که دست برنمیدارند.
shahram238
۰
بسیاری از موفقیتهای زندگی ما، چه ریز چه درشت، در شغل، در سرمایهگذاری، و در تصمیمات مربوط به زندگی، به میزانی که حاصل مهارت و آمادگی و سختکوشیاند، به شانس نیز بستگی دارند. بنابراین، واقعیتی که ما برداشت میکنیم بازتاب مستقیم افراد یا شرایط پدیدآورندهٔ آن واقعیت نیست بلکه تصویری است آمیخته به جلوههای شانس ناشی از نیروهای غیرقابل پیشبینی و پرافتوخیز بیرونی.
shahram238
۰
اگر اطلاعاتی که دربارهٔ چیزی به ما داده میشود با تصویر ذهنی ما از آن چیز جور باشد، آنگاه هرچه جزئیات بیشتری در روایت بیاید روایت باورپذیرتر مینماید و ما آن را محتملتر میپنداریم هرچند افزایش جزئیات نهچندان قطعی موجب نامحتملتر شدن آن بشود. این ناسازگاری میان منطق احتمالات و ارزیابی مردم از رویدادهای نامحتمل موجب جلب علاقهٔ کانمن و تورسکی شد از این جهت که این امر ممکن است به داوریهای ناعادلانه یا نادرست در موقعیتهای خاصی در زندگی واقعی بینجامد.
از دو گزارهٔ زیر کدام محتملتر است؟
- متهم پس از یافتن جسد صحنهٔ جرم را ترک کرده است.
- متهم پس از یافتن جسد صحنهٔ جرم را ترک کرده چون ترسیده آن جنایت هولناک به گردن او بیفتد.
shahram238
۰
درحقیقت، به همان میزانی که در کتابهای درسی یونانی اثبات تشابه مثلثهای انتزاعی در کانون توجه قرار داشت، در کتاب درسی رومی تمرکز بر این بود که در میدان جنگ، وقتی دشمن در آن سوی رود صف زده است، چگونه میتوانی پهنای رود را محاسبه کنی.
shahram238
۰
چنین رویکردی به ریاضیات، جای شگفتی نیست که با وجود پرورش چهرههای تابناکی چون ارشمیدس، دیوفانتوس، اقلیدس، ائودوکسوس، فیثاغورس، و تالس در دامن ریاضیات یونان، در روم حتی یک چهرهٔ شاخص در این رشته نمیبینیم. (۱۲) در فرهنگ رومی جنگ و آسایش در کانون توجه بود، نه حقیقت و زیبایی.
shahram238
۰
این گفتار، ما را میرساند به دومین قانون این مبحث، قانون ترکیب احتمالات: هرگاه دو رویداد الف و ب مستقل از یکدیگر امکان وقوع داشته باشند، آنگاه احتمال اینکه هم الف و هم ب رخ بدهند برابر است با حاصلضرب احتمال وقوع هریک از آنها بهتنهایی.
shahram238
۰
ریچارد فاینمن، فیزیکدان بلندپایهٔ آمریکایی، یک بار به من گفت در رشتهٔ فیزیک هرگز با صرف خواندن فرمولی که کس دیگری استخراج کرده گمان نکن مطلب را فهمیدهای؛ تنها راه برای درک واقعی هر نظریه این است که خودت فرمولش را استخراج کنی (شاید هم به این نتیجه برسی که غلط است!)
shahram238
۰
پند این نکته این است که اگر مردم را با تحلیل توانمندیهایشان بسنجیم به نتایج معتبرتری میرسیم تا با نگاه به دستاوردشان در روی تابلو. به قول برنولی: «اعمال بشر نباید از روی نتایج آنها داوری شود.»(۱۹)
shahram238
۰
پند این نکته این است که اگر مردم را با تحلیل توانمندیهایشان بسنجیم به نتایج معتبرتری میرسیم تا با نگاه به دستاوردشان در روی تابلو. به قول برنولی: «اعمال بشر نباید از روی نتایج آنها داوری شود.»(۱۹)
shahram238
۰
کلید فهم بختانگی، و درواقع تمامی مسائل ریاضی، این نیست که بتوانیم بیدرنگ پاسخ هر سؤالی را بهطور شهودی از آستین بیرون بیاوریم، بلکه در این است که ابزار لازم را برای پیدا کردن پاسخ در آستین داشته باشیم.
shahram238
۰
کلید فهم بختانگی، و درواقع تمامی مسائل ریاضی، این نیست که بتوانیم بیدرنگ پاسخ هر سؤالی را بهطور شهودی از آستین بیرون بیاوریم، بلکه در این است که ابزار لازم را برای پیدا کردن پاسخ در آستین داشته باشیم.
