جملات زیبای کتاب دیوان سومنات | طاقچه
تصویر جلد کتاب دیوان سومنات

بریده‌هایی از کتاب دیوان سومنات

انتشارات:نشر مرکز
امتیاز
۳.۹از ۷ رأی
۳٫۹
(۷)
همیشه در مکان‌های نامکشوف داستان‌ها وقایعی خارج از منطق داستان شکل می‌گیرد که با طرح آن‌ها اصل داستان تخریب می‌شود
حوریا
«اولین بار که مرا می‌کشتی به چشمانت نگاه کردم، داشتم فکر می‌کردم چقدر زیبا هستند، که مردم، در همه مدت مرگ به زیبایی چشمانت فکر می‌کردم، کاش حکم را پاره می‌کردی.»
حوریا
«همیشه هر جا که باشیم، جاهایی هست که هیچ کس نیست و می‌توان برای چند دقیقه هم که شده با هم تنها باشیم.»
حوریا
ژاله م. می‌گوید: «وقتی چیزی نوشته نمی‌شود کجا هستی.» ستوان می‌گوید: «گم می‌شوم، سرگردان می‌شوم.»
حوریا