جملات زیبای کتاب شبیه دیوارها | طاقچه
تصویر جلد کتاب شبیه دیوارهاsubscriptionAvailable

کتاب شبیه دیوارها

خاطرات اسیر آزادشده لبنانی در جنگ عراق با ایران؛ شیخ ماجدالحاج سلیمان

نوع کتاب
۳.۸ امتیاز(از ۴ رأی)

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
مقدامة
۳
از این به بعد باید خیلی مراقب باشیم. رسالت بزرگی بر گردن همهٔ ما گذاشته شده.
𝓐𝓻𝔃𝓮𝓼𝓱𝓲💚
۱
سیدعباس به دیدارم آمد. سراغ سیدحسن نصرالله را گرفتم. گفت: سیدحسن، در اقلیم تفاح، توی محاصره افتاده. چقدر دلم برای سید تنگ شده بود. با سیدحسن نصرالله که آن موقع تقریباً شانزده‌ساله بود، توی یک مدرسه بودم. حجرهٔ سیدحسن، در طبقهٔ بالا بود و من هم در طبقهٔ پایین حجره داشتم. وسط حیاط مدرسه، حوض کوچکی بود که با سیدحسن همیشه کنار آن می‌نشستیم و باهم بحث می‌کردیم. سیدحسن همیشه می‌گفت: شیخ‌ماجد، بهترین چیز برای انسان، داشتن نواسه است. اگر نواسه داشته باشی و آن چراغ کوچک روشن باشد، می‌توانی نماز شب بخوانی. نماز شب، برای انسان، بهترین آرامش‌دهنده است.