حالا هاپلی در حال گذراندن باقیماندهی روزهای عمرش در یک اتاقی خالی است؛ درحالیکه همچنان از پروانهیی که هیچکس نمیتواند ببیند میترسد. دکتر تیمارستان آن را توهم مینامد، اما هاپلی هنگامیکه در وضعیت عادی قرار دارد و میتواند سخن بگوید، آن را روح پاوکینز خطاب میکند؛ یک نمونهی منحصربهفرد و با ارزش که بهدستآوردناش سخت است.
ماراتن