
n re
۱۷
دلم میخواهد مدتی از تمام دنیا دور باشم.
n re
۱۲
بزرگترین ایرادت اینه که همیشه احساس گناه میکنی.»
n re
۱۰
احساس خوشایندی است که تو را بهخاطر انسانی که هستی دوست داشته باشند، نه به خاطر دارایی و ثروتت.
Kazhi Aa
۸
چند دقیقهٔ قبل به او گفته بودم بهترین آدمی است که با او ملاقات کردهام و توقع داشتم جواب تعریفم را بدهد، اما فقط لبخند زد و گفت: «همیشه وقتی آدم تازه با کسی آشنا میشه، همین فکر رو میکنه. اما بعدش یه آدم جدید میرسه و آدم قبلی رو فراموش میکنیم و این چرخه هی تکرار میشه.»
n re
۷
حریم خصوصی بسیار ارزشمند و شکننده است.
n re
۵
چه کارها که نمیکنم تا بتوانیم دوباره به زندگیای برگردیم که ناعادلانه از ما دزدیده شد.
n re
۳
جالب است که باورهای یک انسان، تا چه اندازه میتواند تحت تأثیر اتفاقات غیر قابل توجیه این دنیای خاکی قرار بگیرد. لعنتی، نه فقط باورها بلکه اخلاقیات، تواناییها، تمرکز، قلب و احساس.
n re
۳
: «آدمها عوض میشن.
n re
۳
به این سادگیها نیست که تمام باورهای یک عمر زندگیات را یک روزه کنار بگذاری.
n re
۲
شغلی رو انتخاب کن که بتونی تحملش کنی
‧͙⁺˚*・༓☾ 𝓭𝓪𝓻𝔂𝓪 ☽༓・*˚⁺‧͙
۲
ما یک بار همدیگر را پیدا کردهایم... یعنی وقتی تازه آشنا شده بودیم.
بعد دوباره همدیگر را پیدا کردیم... یعنی وقتی او مرده بود.
باعث میشود آنقدری خودمان را باور کنم تا قبول کنم برای بار سوم هم همدیگر را پیدا خواهیم کرد.
قاصدک
۲
به زمانیکه زندگی سادهتر بود. وقتی ندانستن، واقعاً موهبت بود.
n re
۱
عاشق او شدن مثل بیوزنی بود، مثل وزیدن نسیم در بند بند وجودم.
فارغ شدن از او خیلی سنگین است، انگار ریههایم از آهن پر شدهاست.
AS4438
۱
نمیتوانم برایش چسبزخم باشم، دوست دارم مرحم زخمهایش شوم.
AS4438
۱
«میدونستی توی فرهنگ باستان اعراب، اگر شوهر از مزهٔ قهوهای که زنش درست کرده بوده خوشش نمیاومده، میتونسته زنش رو طلاق بده؟»
AS4438
۱
بعد از اینکه به او گفتم بهترین دختر دنیاست، به زبان آورد. «همیشه وقتی آدم تازه با کسی آشنا میشه، همین فکر رو میکنه. اما بعدش یه آدم جدید میرسه و آدم قبلی رو فراموش میکنیم و این چرخه هی تکرار میشه.»
AS4438
۱
گاهی اوقات علایقمون اونقدر قدرتمند هستن که به سرنوشتمون غلبه میکنن.»
AS4438
۱
من و لایلا از این تجربه، حقیقتی را آموختیم. آن هم این است که هیچچیز را کامل و قطعی نمیدانیم.
خودِ خودِ سِوِروس اِسنیپ
۱
ین قضیه مشکلی نداشت، اما من مثل قاشق نشسته خودم را وارد ماجرا کردم. به طرز هولناکی متوجه شدم که زندگی لایلا و حتی ویلو را بهخطر انداختهام.
خودِ خودِ سِوِروس اِسنیپ
۱
ما رسیده و حالا هم دوباره ما را پیدا کرده. من به دامش افتادم، کامل و مطلق گیر افتادهام. به قول قدیمیها یک بار جستی ملخک، دوبار جستی ملخک، آخر به دستی ملخک.
‧͙⁺˚*・༓☾ 𝓭𝓪𝓻𝔂𝓪 ☽༓・*˚⁺‧͙
۱
انگار حالا دیگر بیشتر در خیالاتم زندگی میکنم تا در دنیای واقعی.
‧͙⁺˚*・༓☾ 𝓭𝓪𝓻𝔂𝓪 ☽༓・*˚⁺‧͙
۱
یک آدم برای تشخیص فرق بین بد و خوب، به کتاب مرجع نیاز ندارد.
‧͙⁺˚*・༓☾ 𝓭𝓪𝓻𝔂𝓪 ☽༓・*˚⁺‧͙
۱
این زندگی و آنچه پس از آن میآید، بیشتر از حد درک و فهم ما هستند، برای همین برای درک آنها حتی تلاش هم نمیکنیم. فقط میدانیم باید بابت فرصت دوممان ممنون باشیم و با این دومین فرصت، طوری رفتار میکنیم که به فرصت سوم نیاز نداشته باشیم.
قاصدک
۱
لایلا باعث میشود چنین حالی داشته باشم. انگار وقتی هیچ تصوری نداشتم که دارم خفه میشوم، یک نفر هوا را به زندگیام برگردانده است.
Azar
۱
دغدغهٔ کسی را داشتن، شاید تنها تفاوت بین دوست داشتن و عاشق شدن باشد.
کاربر ۹۵۱۵۸۹۰
۱
گاهی اوقات علایقمون اونقدر قدرتمند هستن که به سرنوشتمون غلبه میکنن.»
hilda
۱
واقعاً نمیشه از چیزی که بهش اعتقادی نداری، بترسی.
💫Sahar💫
۱
داشتن آدمی در زندگیام که باعث میشود حس کنم هنرم، ارزش وقت گذاشتن را دارد؛ به طرز غافلگیرانهای خوشایند است.
AS4438
۰
زمانیکه زندگی سادهتر بود. وقتی ندانستن، واقعاً موهبت بود.
AS4438
۰
«به نظر من، زندگی مثل برنده شدن توی قرعهکشیه، یه مدتی اینجا هستیم و بعدشم دیگه نیستیم.»
