
rezai milad
۱
آبرو خیلی مهمتر از جان است. برای ما دختری مرده بهتر است از دختری که بیازدواج مادر شده. دکتر پرسید قصد دارم چه کنم، آیا جای دیگری خانوادهای دارم، جایی دور از آنجا. خواستم بگویم همه مردهاند و آنهایی هم که نمرده بودند مرا میکشتند. کلمهها در شکمم گیر کردند.
rezai milad
۱
ما میکشیم و کشته میشویم. ما سرزمین قربانیها و قاتلانیم.
monir
۰
گویی زمین آنقدر که باید خون زنان را ننوشیده است.
monir
۰
آبرو خیلی مهمتر از جان است. برای ما دختری مرده بهتر است از دختری که بیازدواج مادر شده.
rezai milad
۰
آن طرف خیابان، دخترکی دست مادرش را گرفته بود و نعره میزد. هیچ بازویی به انتهای دست متصل نبود. مادر دیگر چیزی نبود جز تل گوشت و آهن، گدازهای سرخ و سیاه که گویی موج برمیداشت.
rezai milad
۰
مردههای جنگ که به حساب نمیآیند، آنها اسم و صورت ندارند. مرگ آنها ضامن زندگی ماست. پیروزیهای ما.
rezai milad
۰
شهر بوی گندِ مرگ میداد. آن بوی بیمزه، کمی شیرین، کمی منزجرکننده، کمی فلزمانند. بوی مردار
rezai milad
۰
در جنگْ انسانها مرگ را جشن میگیرند، در صلح برای زندگی پایکوبی میکنند.
rezai milad
۰
من مهربانم و حساس، هنوز همهٔ قوانینی را که از من یک نر میسازند رعایت نکردهام. آیا خودم را از شرّ این یوغ خلاص میکنم؟ مثل برادرم قاتل میشوم؟
eli
۰
زنهای خانواده باید درستکار بمانند و پاک و مصون؛ به قیمت خون. تن و آبرویمان برای خودمان نیست، دارایی خانوادگی است، دارایی پدران و برادرانمان
eli
۰
ما در خون چشم به دنیا میگشاییم، در خون زن میشویم، در خون وضع حمل میکنیم و همین حالا هم خون جاری است. گویی زمین آنقدر که باید خون زنان را ننوشیده است. گویی خاکِ عراق هنوز تشنهٔ مرگ است، تشنهٔ خون، تشنهٔ معصومیت
Zahra Abdolahi
۰
من کسی هستم که اصول را محکوم میکند، ولی به چالش نمیکشدشان. ضعف همدمم است.
Zahra Abdolahi
۰
من مرد خوبی هستم، ولی برادرم را از کشتن خواهرم منع نمیکنم. میانهرویی هستم اسیرِ اصولی که محکومشان میکنم و افسوس میخورم که پستفطرتم.