در این دنیا دو معما هست: چگونه متولد شدم؛ به خاطر نمیآورم! چطور خواهم مرد؛ نمیدانم!
* HELEN *
۱
خودم را با این وضع تطبیق داده بودم چون زندگی به من آموخته بود که هدف اصلی حیات غذا خوردن نیست.
* HELEN *
۰
«در این دنیا دو معما هست: چگونه متولد شدم؛ به خاطر نمیآورم! چطور خواهم مرد؛ نمیدانم!»
میرزاقلمدون
۰
وقتی از رادیو میشنید دستگاه جدیدی اختراع شده است، از توی آشپزخانه غر میزد: «همیشه دستگاه جدید، دستگاه جدید، اونها که از دستگاههای قدیم هم استفاده نمیکنن! حالا اینهمه دستگاه رو میخوان کجا بذارن؟