برای آخرین بار بازخوانیاش میکردم که این فکر در سرم آمد که انگار همهٔ ما راویان غیرقابلاعتماد قصهٔ زندگی خودمان هستیم. که داستانهایی سرهم میکنیم و حقایقی را پنهان نگه میداریم و خودمان را بزرگتر از آنچه هستیم، جلوه میدهیم.
کاربر ۳۵۱۵۹۸۰
نگاهشان میکنم و در دلم آرزو میکنم ای کاش نیازی نبود یک معمای پیچیده بسازم تا اینگونه معمای زندگی خودم را حل کنم. ولی به خودم قول میدهم و به آنها، که یک پایان درخشان و بینقص خواهم آفرید. حالا که یک من بینظیر از خودم آفریدهام.