جملات زیبای کتاب شهید عشق | طاقچه
تصویر جلد کتاب شهید عشقsubscriptionAvailable

کتاب شهید عشق

نوع کتاب
۴.۵ امتیاز(از ۲۷ رأی)
پدیدآورندگان: 
احمد تورگوت، دریا توره، محمد فروهر... بیشتر

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
آرام
۳۷
‌ای پروردگارم که هر دم حیّ و زنده هستی! به بنده‌ات که در نیستی است، با عشقت هستی بده.
536363
۲۲
کسی که در مقابل ظلم ساکت می‌ماند، شیطان بی‌زبان است!
~S.F~
۱۶
فراموش نکن! نفس می‌طلبد، عقل بهانه و دلیل می‌تراشد، وجدان هم پاک و تطهیر می‌کند، ولی تو اگرچه فرار هم بکنی، خداوند حساب اعمالت را می‌پرسد.
s.latifi
۱۰
حالا دیگر حسین (ع) به‌پا خاسته بود و صدایش را هم رفته‌رفته بلند‌تر می‌کرد: «چون خداوند دوست می‌داشت شناخته شود، انسان را آفرید و همۀ مخلوقات دیگر را در مقابل انسان به سجده دعوت کرد. خداوند در مورد انسان فرمود: خلیفۀ من روی زمین است. فراموش نکنید! خلیفة الله دروغ نمی‌گوید، عهد نمی‌شکند و به امانت خیانت نمی‌کند.»
536363
۱۰
انسان‌ها سرور ناگفته‌های خود، ولی بردۀ سخنانی هستند که از کام‌ ایشان بیرون می‌آید.
~S.F~
۱۰
«همانا برای حسین محبتی ست در قلب مومنان، که هرگز و هرگز سرد نمی‌شود...»
up
۹
“هرچه باشد، در جست‌وجوی دریا است.” مگر نه این‌که آب‌ها برای این‌که به جایی بازگردند که از آن‌جا ‌آمده‌اند، چه کوه‌هایی را که پشت سر نمی‌گذارند؟
536363
۸
به نظر علی (ع) نه کسی که از وطنش خارج می‌شود، بلکه کسی در غربت است، که بدون دوست می‌ماند.
up
۷
رسول خدا (ص) فرموده بود: «بعد از این‌که من این‌جا را ترک کردم، این تو هستی ‌ای علی که کسانی را که در دیار تاریکی مانده‌اند، از تاریکی به روشنایی می‌بری! این تو هستی!»» کسانی که معنی این سخنان را می‌دانستند، احساس می‌کردند آن‌چه که حسین (ع) با واژۀ «علی» به آن اشاره می‌کند، صرف یک انسان نیست، واژۀ «علی» در آن لحظه در کلام حسین (ع) آیا ذات امامت نبود؟
~S.F~
۵
آیا حسین (ع) چیزهایی متفاوت می‌گفت و زینب (س) جوری دیگر متوجه می‌شد؟ به نظر او غیر از فاطمه (س) همۀ فرزندان پیامبر رحمت (ص) از دیدن داغ پدر معاف شده بودند ... گویی تمام این رنج‌ها به‌تنهایی بر دوش بتول بود و خداوند این امتحان را در بین فرزندان پیامبرش فقط برای جگرپارۀ رسول خدا (ص) قرار داده بود. در این هنگام حسین (ع) به خواهرش نگاه کرد و فرمود: «تو...‌ای زینب! تو دختر کوثر هستی. برادرت نیز فرزند رسول خداست.» زینب (س) پیام را گرفت. حسین (ع) مانند جدّش باید پس از این‌که داغ تمام فرزندانش را ببیند، از دنیا برود. قسمت زینب (س) هم مانند مادرش باید می‌ماند و تمام مصایب و مشکلات را می‌دید و صبر می‌کرد. سینه‌اش تنگ شده بود. در حالی‌که می‌خواست برادرش را بغل کند
Z.B
۴
«همانا برای حسین محبتی ست در قلب مومنان، که هرگز و هرگز سرد نمی‌شود...»
536363
۳
«خدایا! ما را از نفْسی که بدی‌ها را امر می‌کند، عقلی که به شرّ فکر می‌کند، وجدانی که خوابیده است و وسوسه‌های شیطان حفظ کن!
~S.F~
۳
باید مانند پیشینیان خود، امام علی (ع) و امام حسن (ع) راه شهادت را پیش می‌گرفت. می‌دانست وقت آن رسیده که رؤیای جدش پس از سال‌ها به‌وقوع بپیوندد. در آن وقت راز بوسه‌های جدش بر گردنش باز خواهد شد.
نون صات
۲
با قلب انسان‌های آزاده چه می‌کند؟؟
زهرا جاویدی
۲
کربلا داستان جست‌وجوی حق و آزادگی است؛ داستان عظمت صبر، تسلیم در برابر حق و ازخود گذشتگی
Benyamin
۲
نفْس‌هایی که اصرار بر سرپیچی دارند، بر سر بنده بلاهای زیادی می‌آورند. ایمن‌ترین راه، تسلیم ماندن در برابر حق است.
عاطفه سادات
۲
کسانی که مقام علمی امام علی (ع) را درک نمی‌کردند، نادان‌های بی‌علی بودند.
سادات
۲
فرمود: «تا خداوند هست، هیچ غمی نیست.»
سادات
۲
وضوی عقل با علم گرفته می‌شود و وضوی دل با عشق
راحله
۱
انسان تا زمانی که نتواند با حرف زدن با دیگران ارتباط برقرار کند، با فطرت خویش زندگی می‌کند
sss
۱
انسان تا زمانی که نتواند با حرف زدن با دیگران ارتباط برقرار کند، با فطرت خویش زندگی می‌کند. وقتی زبان باز کند و شنیده‌ها را بفهمد، تابع شرایط محیط‌ خود می‌شود.
sss
۱
خداوند کفیل روزی کسانی است که در تنگنا قرار گرفته‌اند.
Z.B
۱
«یزیدِ این داستان، همان نفس آدمی است که هر آن، به بدی‌ها امر می‌کند و در زمین نفاق می‌افکند و خون می‌ریزد. کوفیانی که وقتی زور و زر را دیدند، دوستانشان را در نیمۀ راه‌ ر‌ها کردند.
کاربر ۲۹۷۵۵۴۷
۱
عباس گفت: «تأسف‌بار بود! کسانی که در صفین می‌گفتند به بنی‌امیه آب ندهیم! امروز با آن‌ها هم دست شده‌اند و ما را بی‌آب گذاشته‌اند. کسانی که در آن روز در مقابل قرآن ناطق پافشاری کردند، امروز اوامر کتاب را آشکارا زیر پا می‌گذارند.»
عبدالوهاب
۰
«شهید عشق» را نمی توان یک رمان با فراز و نشیب‌های داستانی معمول دانست اما بی‌شک تلاشی‌ست در جهت بازگویی واقعه‌ی کربلا به شیوه‌ای داستانی و همراه با چاشنی جهان‌بینی عرفانی. در این رمان اگر چه نویسنده کوشیده بیشترین وفاداری را به نقل‌های تاریخی از خود نشان دهد اما نمی‌توان توقع داشت که جریانات آن تطابقی کلی با منابع دست اول شیعه داشته باشد. در کتاب تورگوت، حسین (ع) در جای‌جای سفر آیاتی را می‌خواند که یا در منابع تاریخی فریقین اثری از آن یافت نمی‌شود و یا اینکه با نقل‌های معتبر شیعه تطابق ندارد.
عبدالوهاب
۰
کمی آرام شدم، سکوت کردم و سرم را به زیر انداختم. صدا گفت: «کربلا را به‌گونه‌ای دیگر نیز نگاه کن.» «یزیدِ این داستان، همان نفس آدمی است که هر آن، به بدی‌ها امر می‌کند و در زمین نفاق می‌افکند و خون می‌ریزد. کوفیانی که وقتی زور و زر را دیدند، دوستانشان را در نیمۀ راه‌ ر‌ها کردند. اینک آیا این عقل تو نیست که ملاحظۀ مصلحت می‌کند؟ یاران حسین (ع) که خود خلیفة‌الله بود بر زمین با تزکیه به اوج رسیدند ... فراموش مکن! کسی که تو را آفریده، آفریدگار یزید و کوفیان و حسین (ع) نیز هست.»
عبدالوهاب
۰
ناگهان لرزیدم. نطقم کور شد و حقیقت این‌که حسین (ع) فرزند پیامبر رحمت (ص) و حبیب خدا، و یزید که قرن‌هاست به لعنت گرفتار است، هر دو همواره در درون من بوده‌اند. برایم آشکار شد. از خود پرسیدم: «من آیا بیشتر شبیه کوفیان بوده‌ام؟ ...»
susan
۰
شاید هم مهاجرانی که در راه خدا هجرت می‌کردند یا حاجیانی که برای زیارت خانۀ خدا می‌آمدند، اسم‌شان را از هاجر می‌گرفتند.
Farzaneh Yazdani
۰
دل‌هایی که می‌توانند ببینند و بشنوند، احساس می‌کنند کوه‌هایی که مکه را احاطه کرده و آسمان بی‌نهایت نیز فرزند رسول خدا (ص) را تصدیق می‌کنند. دیگر انتظار به پایان می‌رسد. برای اهل خدا، درهای سفر به سوی خدا تا آخر باز شده است.
راحله
۰
گاهی برای شیطان سخت است که شما را آشکارا به‌سوی بدی بکشاند. وقتی می‌بیند از طرف چپ نمی‌تواند نزدیک شود، به راست متمایل می‌شود، خود را حق نشان می‌دهد و چیزهای متفاوتی را زمزمه می‌کند. نفْس‌هایی هم که از مذمت خود عاجزند، چنین هستند. نمی‌تواند بگوید «دزدی کن!»، ولی می‌گوید «اینک بگیر، بعدها اعاده می‌کنی!» با خود می‌گوید مگر این چیست؟ مگر فلان کس هم دزدی نمی‌کند؟ و از بدکاران مثال می‌آورد. وجدانت نیز می‌گوید مال تو بود... و حساب را می‌بندد.»