
Mehporter
۲
نیهیلیسم انکارِ معنادار بودنِ وجود آدمی است و ادعا میکند که در پرسشگری از وجود برای یافتنِ اصولی که به فهم آن کمک کند، هیچ نکته و معنایی وجود ندارد. وقتی هایدگر نشان میدهد که پرسش از معنای هستی کاری ارزشمند است، همزمان از این حقیقت پرده بر میدارد که هم «من» وجود دارد و هم زندگی معنادار است. این نگرش در حکم طرد آشکارِ تهدید نیهیلیسم است که همانا هایدگر آن را مخربترین نیروی روی سیاره میداند.
کاربر ۴۰۰۴۷۵۴
۲
از نظر هایدگر ما به جهان «پرتاب» شدهایم. نیروهای تصادفی شانس یا تقدیر، کشور و محل تولد ما را، نژاد، دین، فرهنگ، خانواده و محیط اطرافمان را - که فیالواقع همان جهان ما است - تعیین کردهاند.
کاربر ۴۰۰۴۷۵۴
۲
در نهایت هر چه هستم و هر کاری که انجام میدهم بهواسطهٔ موقعیتِ «از پیش دادهشده» و مفروضی که به آن پرتاب شدهام میسر میشود.
کاربر ۴۰۰۴۷۵۴
۲
ما یکی پس از دیگری مجلهها را برمیداریم و از میان مقالههای سلامتی و تناسب اندام یا اراجیفِ شخصیتهای معروف، آخرین نسل کامپیوتر یا تجهیزات صوتی و خلاصه تیترهای بیشمارِ روزنامه، برخی را گلچین میکنیم تا از آخرین رویدادهای جهان باخبر شویم. همه چیز جذاب به نظر میرسد و مقالات مختلف توجه ما را به خود جلب میکنند، اما تنها به صورت سطحی و جزئی، و هر لحظه از یک موضوع به سراغ موضوعی دیگر میرویم. ناگهان انگار که از خلسه بیرون آمده باشیم، یکباره به خودمان میآییم و دوباره به زندگی عادیمان ادامه میدهیم. اما این احساسِ ناخوشایند باقی میماند که این زیادهرویها کلِ وقت ارزشمندمان را تلف کرده است.
کاربر ۴۰۰۴۷۵۴
۲
در سقوطْ آدمی با مُدها و گرایشهای عوامالناس پیش میرود، و سرگرم مشغلههای احمقانه میشود و با این فکر به آرامش میرسد که همه همین کار را میکنند - در مجموع دیگر کاری نمانده که انجام نداده باشیم. هایدگر میگوید، دازاین در سقوط «نسبت به همهٔ امکانهای خود نابینا میشود، و خود را با چیزی تسکین میدهد که صرفاً "بالفعل" [و کنونی] باشد». سقوط در سادهترین شکلِ خود، غفلت از معنای بودن است.
آوا داوودی فر
۱
«ما به گیاهانی میمانیم که چه به مذاقمان خوش بیاید و چه نه، باید با ریشههایمان از زمین جوانه زنیم و در فلک شکوفه دهیم و به بار بنشینیم».
کاربر ۴۰۰۴۷۵۴
۱
من به طرزی ناگشودنی به همهٔ موجودات دیگر در شبکهٔ جهانی معنا پیوند خوردهام.
Mehporter
۰
تصوراتی که از حقیقت مطرح شدهاند، به زمان و موقعیتی که از دلِ آن بیرون آمدهاند وابستهاند. او به هیچ وجه نمیپذیرد که حقایقِ نهایی و جهانشمولی مستقل از زمان و مکان وجود داشته باشند
کاربر ۴۰۰۴۷۵۴
۰
میتوان از این مسئله بحث کرد که هستی، چیز یا موجود نیست. و اگر موجود نیست وجود ندارد؛ و اگر وجود نداشته باشد نمیتوان آن را شناخت؛ و اگر نتوان آن را شناخت، هر پژوهشی دربارهٔ معنای آن در بهترین حالت، شاعرانه خواهد بود و در بدترین حالت، پوچ و بیمعنا.
کاربر ۴۰۰۴۷۵۴
۰
احساس گاهبهگاهِ بیمعنایی کامل زندگی که تقریباً همه آن را تجربه کردهاند، خود گواهی است بر اینکه معنای هستی محلِ پرسش است.
کاربر ۴۰۰۴۷۵۴
۰
یکی از اهداف اصلی سبک فلسفی هایدگر خنثی و بیاعتبار ساختنِ آن الگویی از تفکر است که باعث میشود هستی را ناچیز و مفروض بپنداریم، و قصدش این است که وادارمان کند از معنای هستی پرسش کنیم؛ اینکه بودن چه معنایی دارد.
کاربر ۴۰۰۴۷۵۴
۰
هایدگر زبان را به خاطر استفادهٔ بیش از حدی که از آن شده، پلاسیده و فرسوده میداند و گمان میکند واژههای آن بهتدریج از معنا تهی شدهاند و دیگر نمیتوانند به قدر کفایت از وجود سخن بگویند. بنابراین، قصد او طرحریزی واژگان و طرز بیانی است که با زبانِ فلسفهاش دربارهٔ ماهیت هستی همخوان و همنوا باشد.
کاربر ۴۰۰۴۷۵۴
۰
هستی تنها از آن رو معنا دارد که همواره در سایهٔ بیمعنایی ظاهری نیستی به سر میبرد. به تعبیر هایدگر: «بدون آشکارگی اصیل نیستی، هیچ کیستی و آزادیای وجود نخواهد داشت».
کاربر ۴۰۰۴۷۵۴
۰
من از دلِ گذشته به زمان حال پرتاب شدهام و از بطنِ پرتابشدگیام به سوی آینده طرحافکنی میکنم. اصطلاح «طرحافکنی» به تلاشهای دازاین برای محقق ساختنِ امکانهایش اشاره دارد.
کاربر ۴۰۰۴۷۵۴
۰
او میگوید، فرآیند آگاه شدنِ عمیق از حالتهای غیراصیل هستی ما (در تجربهٔ اضطراب شدید)، ساختار اصالت را عیان میکند.
کاربر ۴۰۰۴۷۵۴
۰
وجودی که از هیچ برمیآید و به هیچ میرود. در نتیجه، هیچ «دلیل» نهایی و فرجامینی برای کارهایی که انجام میدهیم وجود ندارد، مگر دلایلی که خودمان ساختهایم. حالت اضطراب و دلهره شدیداً دلآشوبنده است، زیرا از هیچ و نیستی نهفته در قلب وجود بشری پرده برمیدارد.
کاربر ۴۰۰۴۷۵۴
۰
جایی که ذن از «تجربهٔ ناب» یا «تجربهٔ نیستی» بهمثابهٔ روشنبینی یا روشنشدگی سخن میگوید، هایدگر توضیح میدهد که اضطراب شدید میتواند ما را به آگاهی ژرفی از نیستی و عدم گشوده نگه دارد، و خودِ این آگاهی نیز چهبسا به طور بالقوه میتواند به حالت اصیل وجود رهنمون شود.