
afsoon
۳۴
شاید با اعمالم او را نکشته باشم، اما قطعاًبا بیعملیام این کار را کردم.
𝕰𝖆𝖘𝖙𝖊𝖗𝖓 𝖌𝖎𝖗𝖑
۲۰
عجیب است که فکر میکنی کسی را میشناسی، اما بعد متوجه میشوی ابداًشناختی از او نداری
𝕰𝖆𝖘𝖙𝖊𝖗𝖓 𝖌𝖎𝖗𝖑
۱۷
هیچ آدم بدی این وسط وجود ندارد که بخواهم سرزنشش کنم. ما فقط آدمهای غمگینی هستیم که تلاش میکنیم تا امروزمان را به فردا برسانیم
𝕰𝖆𝖘𝖙𝖊𝖗𝖓 𝖌𝖎𝖗𝖑
۱۵
برای آدمهایی که رنج بیشتری دیدهاند، شاید بخشیدن سختتر باشد.
𝕰𝖆𝖘𝖙𝖊𝖗𝖓 𝖌𝖎𝖗𝖑
۱۳
متنفرم که میدانم آن اشکها چه طعمی دارند
𝕰𝖆𝖘𝖙𝖊𝖗𝖓 𝖌𝖎𝖗𝖑
۱۳
شاید واقعاًنوشتن چیزی است که مرا از خودم نجات میدهد.
Maedeh
۱۲
اگر احساس خوبی در زندگیات وجود نداشته باشد، تقریباًشنیدن هر آهنگی افسردهات میکند، اصلا هم مهم نیست موضوعش چه باشد.
𝕰𝖆𝖘𝖙𝖊𝖗𝖓 𝖌𝖎𝖗𝖑
۱۰
معمولا وقتی کسی میمیرد، مردم از او تعریف میکنند. گاهی او را تا حد قهرمانها بالا میبرند.
𝕰𝖆𝖘𝖙𝖊𝖗𝖓 𝖌𝖎𝖗𝖑
۱۰
گاهی برای آدمایی که دوست داریم کارهایی انجام میدیم که ممکنه خودمون دوست نداشته باشیم.
𝕰𝖆𝖘𝖙𝖊𝖗𝖓 𝖌𝖎𝖗𝖑
۸
میپرسم: «آدم خوبیه؟»
«پِلِی اِستیشن داره!»
«ولی آدم خوبیه؟»
«یه عالمه کارت پوکمون هم داره!»
«آدم خوبی هست یا نه؟!»
شانه بالا میاندازد. «نمیدونم. باید ازش بپرسم.»
𝕰𝖆𝖘𝖙𝖊𝖗𝖓 𝖌𝖎𝖗𝖑
۵
مهم نیست چقدر عاشق کسی هستی، باز هم میتوانی کارهای نفرتانگیزی در حقش بکنی.
afsoon
۵
من که هستم که بخواهم چنین قضاوتی بکنم؟
afsoon
۴
میگویند آدم در دام عشق میافتد، اما فکرش را که میکنی، میبینی «افتادن» واژه غمگینی است. افتادنها هیچوقت خوب نیستند. به زمین میافتی، عقب میافتی، به حال مرگ میافتی.
هرکه اولین بار گفته که در عشق افتاده؛ احتمالا از آن بیرون افتاده بوده است، وگرنه از واژه بهتری برای توصیف این حال خوش استفاده میکرد.
afsoon
۴
کینه و عداوت بر روح آدمی سنگینی میکند، اما برای آدمهایی که رنج بیشتری دیدهاند، شاید بخشیدن سختتر باشد.
Maedeh
۴
«عاشقشی؟»
بدون ذرهای تردید جواب مثبت دادم.
«چرا؟»
برای پاسخ به این سؤال هم تردیدی نداشتم. «خودت میبینی. دوست داشتنش خیلی آسونتر از اینه که بخوای ازش متنفر باشی.»
⋆.منِدریایی؛🦀𐙚
۴
آرزو میکنم کاش زمان به عقب برمیگشت و از اول شروع میکردم.
از خیلی قبلتر.
یا دستکم، کاش زمان به سرعت پیش میرفت و زودتر به پایان میرسیدم.
Alinzr
۴
میگویند آدم در دام عشق میافتد، اما فکرش را که میکنی، میبینی «افتادن» واژه غمگینی است. افتادنها هیچوقت خوب نیستند. به زمین میافتی، عقب میافتی، به حال مرگ میافتی.
afsoon
۳
بعضی گناهان قابل بخششاند، اما بعضی چنان دردناکند که خاطرهشان حتی بعد از ده سال، هنوز میتواند آدم را خرد کند.
afsoon
۲
هم ترسناک است و هم به آدم حس آزادی میدهد.
Maedeh
۲
شادی چیزی دائمی نیست که در زندگی دنبالش باشیم، بلکه لحظاتی کوتاه رخ مینماید، تنها به اندازهای که ما را به ادامه دادن وادارد.
آیدا
۲
چشمانم را میبندم و گریه میکنم. چرا که زندگی میتواند بسیار سخت و بیرحم باشد، بارها خواستهام خود را از شرّ زندگی برهانم، اما لحظاتی این چنین به من یادآور میشوند که شادی چیزی دائمی نیست که در زندگی دنبالش باشیم، بلکه لحظاتی کوتاه رخ مینماید، تنها به اندازهای که ما را به ادامه دادن وادارد.
Alinzr
۲
«همیشه دلتنگتم، حتی وقتی باهمیم.»
afsoon
۱
تلاشم را خواهم کرد؛ حتی اگر به معنای انجام کارهایی باشد که تا حالا زیر بارشان نرفتهام.
afsoon
۱
مردم فکر میکنند زنانی که سابقه زندان دارند، باید شکل و شمایل خاصی داشته باشند. اینکه ما راه و روش زندگیمان طور دیگری است. اما ما هم مادر، همسر، دختر و انسان هستیم.
فقط میخواهیم فرصتی دوباره در اختیارمان بگذارند.
afsoon
۱
زمان شفابخش همه زخمهاست
afsoon
۱
هرگز به ذهنم خطور نکرده بود که شاید کنا هم به اندازه ما از این ماجرا زجر کشیده باشد.
Maedeh
۱
شاید اگر قدردان همه چیزهای خوب باشم، حتی چیزهای خیلی کوچک، مجموع آنها باعث شود بدیهای زندگیام کمتر دردناک باشد.
⋆.منِدریایی؛🦀𐙚
۱
«چرا فکر میکنی حق داری زندگیهایی را که قبلا نابود کردهای، دوباره به آشفتگی بکشانی؟»
⋆.منِدریایی؛🦀𐙚
۰
حالا هیچکس طرف من نیست. حتی یک نفر.
⋆.منِدریایی؛🦀𐙚
۰
لبخندی دلپذیر تحویلم میدهد، انگار خبر ندارد امروز بدترین روز زندگیام است.
