و به این خاطر که قادر به انجام همه کار نیستم، از انجام کارهای در توانم رو برنمیگردانم.
LiLion
«شاید یکی از ما نمایندهٔ قسمتی از پازل باشیم. همه درهم جفت و جور میشویم تا تجربهای بیافرینیم که به آن زندگی میگوییم. هر یک از ما نقشی بازی میکنیم که آن را نمیبینیم یا نتیجهاش را نمیدانیم. شاید معجزههایی که ما میبینیم فقط قسمتِ کوچکی از ماجرا باشد و شاید ما متوجه موهبتهایی نمیشویم که به دنبال اتفاقاتِ ناگوارِ زندگی نصیبمان میشود.»
LiLion
دزد زدهٔ متبسم در حقیقت چیزی از دزد میدزدد
LiLion
چه شجاعت ورود به زندگی جدید را داشتند و چه نه، زندگی ناشناختهٔ جدید به سمتشان میآمد و پرتگاهِ بزرگش درسته قورتشان میداد و زندگی آشنای امروز به پایان میرسید
LiLion
گاهی نمیتوانی زندگیات را پس بگیری. گاهی زندگیات مرده و خاک شده است و تو فقط میتوانی زندگی جدیدی برای خودت بسازی.
LiLion