
کتاب آخرین پر سیمرغ
پدیدآورندگان:
دریا دلنوازانتشارات:
انتشارات شقایق٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
HADIS
۳
آدمای ساکت ذهنای شلوغی دارن!
Gloria
۲
توی سرم جنگی به راه افتاده بود که تنها کشتهاش من بودم!
HADIS
۲
حرفاتونو توی دلتون نگه ندارید، بعد یه جایی این حرفا بیرون میزنه که دیگه دردی از شما دوا نمیکنه!
HADIS
۲
جواب یه حرفایی یه نفس عمیقه. باید بذاری تو دلت بمونه، به شنونده اعتمادی نیست!
Gloria
۱
«میخواستم نری، اونم وقتی مطمئن بودم داری میری، میخواستم سر اولین تقاطع بزنی روی ترمز و دوباره و دوباره، اصلا صد باره من رو از آینهٔ ماشینت نگاه کنی و دلت درجا برام تنگ بشه. برای منی که سر کوچهتون ایستاده بودم و توی آینه کوچیک و کوچیکتر میشدم و خوب میدونستم اصلا هم از اون اجسامی نیستم که از آنچه در آینه میبینی به تو نزدیکتر باشم.»
Gloria
۱
«زندگی حتی وقتی انکارش میکنی، حتی وقتی نادیدهاش میگیری، حتی وقتی نمیخواهیش، از تو قویتره. از هر چیز دیگهای قویتره. آدمهایی که از بازداشتگاههای اجباری برگشتن دوباره زاد و ولد میکنن، مردا و زنایی که شکنجه دیده بودن که مرگ نزدیکانشون و سوخته شدن خونههاشون رو دیده بودند دوباره دنبال اتوبوسها میدوند، به پیشبینی هواشناسی با دقت گوش میدن و دخترهاشون رو شوهر میدن. باورکردنی نیست، ولی همینطوره، زندگی از هر چیزی قویتره و کاش کسی جایی منتظرم بود.»
Gloria
۱
یه عمر دیر رسیدم.
Butterfly
۱
ـ سرباز کاری جز کشتن نداره، حالا یکی مثل من تفنگ برمیداره و یکی مثل تو روسری!
♥سعادت♥
۰
«دست عشق از دامن دل دور باد!
میتوان آیا به دل دستور داد؟
میتوان آیا به دریا حکم کرد
که دلت را یادی از ساحل مباد؟»