
lale
۱
هفتاد ساله… خدا جان! … یکنواخت تا هفتادساله شود… چیزی که خودش نمیدانست… اگر میشنید هم نمیدانست…
Ahmad
۱
شخصیتهای بکت در نمایشنامکهایش انسانهایی جدا شده از هویت انسانی خود هستند که در آن واحد هم گویندهاند و هم به گفتههای خود گوش میسپارند. شاید عنوان نمایشنامک «نه من» که در مقابل مفهوم روانشناختی من به عنوان یک شخصیت ثبات یافته و جامعهپذیر انسانی قرار میگیرد بتواند گویای این رویکرد بکت به انسان باشد. نه من کسی است که با مرور گذشتهی خود از لحظهی تولد تا ۷۰ سالگی میکوشد معنایی برای مجموعهی ناکامیها، ایمان، شک و ناسازگاریهای خود با جهان بیابد. گذشتهای که با بیثباتیش از او بهجای «من» یک «نه من» ساخته است که امروز حتا در سن و جنسیت خود نیز تردید دارد.
Ahmad
۰
متن شامل یک تکگویی است که توسط شخصیتی با نام دهان که مطابق دستورالعمل نمایش با استفاده از نورپردازی تنها دهان او پیداست روایت میشود. نه من شخصیت دیگری هم دارد به نام شنونده که تنها در چهار ترجیع متن حرکاتی خفیف از خود نشان میدهد و در بقیهی زمان اجرا ساکت و بیحرکت باقی میماند.
Ahmad
۰
نمایشنامک «آمد و رفت» در سال ۱۹۶۵ توسط بکت به زبان انگلیسی نوشته شد. اما او در سال ۱۹۶۶ این متن را به زبان فرانسه نوشت و با تغییرهای اندکی در گفتوگوها و یک آغاز متفاوت برای چاپ به انتشارات مینوییپاریس سپرد. با اینحال آمد و رفت بههمان شکل نخستین در سال ۱۹۶۷ توسط انتشارات (Calder and Boyars) لندن بهزبان انگلیسی منتشر شد. در این متن سه شخصیت فلو، وی و رو با جنسیت نامشخص طی جملههایی کوتاه و بریده بریده به مرور خاطرات خود میپردازند.
محمدرضا
۰
قرار بود رنج بکشد…ها! … به او یاد دادهبودند که رنج بکشد… درست همانوقت خاص… توی زندگیش… وقتی کاملاً روشن بود که باید لذت ببرد… او درواقع … هیچکدام گیرش نیامد… حتا کمترین حدش… که در اینصورت البته… آن مفهوم از مجازات… برای این یا آن گناه… یا برای همهچیز… یا بدون دلیل مشخصی… بهخاطر خود گناه آنطور که کاملاً فهمید… آن مفهوم از مجازات… که اول به فکرش رسیده بود… تربیت شده بود که به آن باور داشته باشد… مثل بقیهی بیخانمانها… به یک خدایی… (خندهی بلند) … مهربان… استدلالهای گنگ بیهوده…
