جملات زیبای کتاب زندگی مخفی و خیالی مری | طاقچه
تصویر جلد کتاب زندگی مخفی و خیالی مری

بریده‌هایی از کتاب زندگی مخفی و خیالی مری

انتشارات:نشر افرا
امتیاز
۴.۴از ۷ رأی
۴٫۴
(۷)
«اونایی که بخوان درباره‌ت حرف بزنن بعد مرگت هم همین کار رو می‌کنن... نه با شرمساری، نه با پشیمونی. فقط می‌گن تو یه آدم ضعیف بودی که دووم نیاوردی. بعد هم به خودشون افتخار می‌کنن که چقدر قوی‌اند...»
کاربر ۴۶۹۰۴۸۰
از دیشب هیچ‌چیز تغییر نکرده بود. ظرف‌های شکسته، قاب عکس و آینهٔ ترک‌خورده و ساعت دیواریِ بر زمین‌افتاده‌ای که زمانی مُرده را نشان می‌داد.
کاربر ۴۶۹۰۴۸۰
به عشق من و شعورم توهین نکن. تو همیشه برای من بهترین و زیباترینی. حتی وقت‌هایی که سرما می‌خوری و صدات می‌گیره. حتی وقت‌هایی که غذای تند می‌خوری و کل صورتت کهیر می‌زنه. حتی وقت‌هایی که الکی عصبانی می‌شی و سرم غر می‌زنی. هزارتا مورد دیگه می‌تونم برات ردیف کنم... من حاضر نیستم و نمی‌خوام بدترین روزی رو که با تو گذروندم با بهترین روز دنیا، بدون تو، عوض کنم
فاطمه هدایتی
امیدِ یافتن پسرش تنها چیزی بود که از فرزندش باقی مانده بود
فاطمه هدایتی
با صدای جیغ یکی از عابران مری به خودش آمد. به یاد آورد به پشت‌بام آمده تا زندگی‌اش را به پایان رساند. ماشین آتش‌نشانی، خودروی پلیس، مأموران و چند عابر کنجکاو از پایین به مری نگاه می‌کردند. از آن فاصله هیچ‌کدام از آن‌ها نمی‌توانستند او را واضح ببینند. پای چپ مری لرزید. کم مانده بود سقوط کند، اما موفق شد تعادلش را برگرداند. بی‌آنکه بخواهد، خندید. از تضاد احساساتش تعجب کرد. اگر زنده ماندن خوشحالش می‌کرد چرا این معرکه را به راه انداخته بود؟
فاطمه هدایتی
اغلب، لباس‌هایی گشاد انتخاب می‌کرد زیرا پوشیدن‌شان به او حس پنهان شدن و در امان ماندن می‌داد، انگار دیگر هیچ نگاه و توجهی نمی‌توانست به او هجوم آورد.
فاطمه هدایتی

حجم

۴۵٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۶۰ صفحه

حجم

۴۵٫۲ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۶۰ صفحه

قیمت:
۹۵,۰۰۰
تومان