جملات زیبای کتاب بگو مگوهای زندگی مشترک به روایت مدرسه دوباتن | طاقچه
تصویر جلد کتاب بگو مگوهای زندگی مشترک به روایت مدرسه دوباتن

کتاب بگو مگوهای زندگی مشترک به روایت مدرسه دوباتن

نوع کتاب
۳.۱ امتیاز(از ۱۸ رأی)
پدیدآورندگان: 
آلن دوباتن، مریم خدادادی
انتشارات: 
نشر کرگدن
٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۳۱
به‌جای اینکه دغدغهٔ برابری وظایف را داشته باشیم، باید به دنبال برابری اعتبار وظایف باشیم. هم خانه‌داری و هم کارِ بیرون از خانه لذت‌ها و رنج‌هایی دارند: هر دو آنها سزاوار احترام و قدرشناسی‌اند
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۲۲
در زندگی مشترک کسی به شما برای تشخیص صحیح عیب و ایرادهای شریک زندگی‌تان جایزه نمی‌دهد
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۱۶
عاشقانه‌ترین کاری که می‌توانیم در زندگی مشترک عاشقانه انجام دهیم این است که گهگاه اعلام کنیم ما هنوز طریقت عشق‌ورزی را نیاموخته‌ایم، اما آن‌قدر باهوش‌ایم که، با اندک کمکی، یک روز یادش می‌گیریم.
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۱۲
رابطهٔ خوب رابطه‌ای نیست که در آن دو نفر که شریک زندگی هم‌اند بیشتر اوقات به‌خوبی با هم کنار می‌آیند، بلکه رابطه‌ای است که در آن دو طرف یاد گرفته‌اند طبیعی بودن دشواری‌ها و ناکامی‌های هراس‌آور در زندگی مشترک را بپذیرند.
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۹
در دل هر رابطهٔ کارآمدی با موضوعی بغرنج رودررو می‌شویم: اینکه وقتی عاشق شریک زندگی‌مان هستیم، احساساتش به اندازهٔ برنده شدن خودمان، و گاهی بیشتر از آن، برای ما مهم است.
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۷
بهترین تمرینِ خوب مردنْ خوب زیستن است. زیرا به‌قول آن فیلسوف، فقط کسی که به‌هنگام زیسته باشد می‌تواند به‌هنگام بمیرد
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۷
فرهنگ ما به ما می‌آموزد که به احساساتمان اعتماد و از آنها پیروی کنیم. اما زوج‌درمانی این کار را فاجعه می‌داند، چرا که احساسات ما عمدتاً نادرست‌اند و با واکنش‌هایی بدَوی و برآمده از گذشته‌ای مشکل‌دار شکل گرفته‌اند.
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۷
باید برای گفتن صادقانه و مهربانانهٔ حقیقت درمورد خودمان تلاش کنیم. اما در آن طرف معادله، باید سعی کنیم از جملهٔ کسانی باشیم که می‌توانند با متانت و وقار حقیقت را تاب بیاورند؛ عیار مقبولیت را آن‌قدر بالا نمی‌برند که دیگران گزینه‌ای جز دروغ گفتن به آنها نداشته باشند.
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۴
باید درمورد تمناهایمان شهامت به خرج دهیم. باید رابطه‌هایمان را طوری بسازیم که طلب و دریافت مدامِ خاطرجمعی اساسی از اینکه طرف مقابل هنوز هم ما را می‌خواهد، چیزی طبیعی و، در نتیجه، نه چندان دلهره‌آور باشد.
احسان رضاپور
۳
به‌جای اینکه مدام به گلایه‌های سطحی پیله کنیم، می‌توانیم یاد بگیریم یکراست به سراغ شالودهٔ عاطفی موقعیت برویم و یکی از این شش گلایهٔ احتمالی را نزد شریک زندگی‌مان پیش بکشیم: ۱. حس می‌کنم برایم ارزش قائل نیستی؛ ۲. حس می‌کنم تنها مانده‌ام؛ ۳. حس می‌کنم آن‌طور که باید و شاید خوب نیستم؛ ۴. این حس را دارم که مدام سعی می‌کنی کنترلم کنی؛ ۵. حس می‌کنم مرا آن جوری که واقعاً هستم قبول نداری؛ ۶. حس می‌کنم مرا نمی‌بینی یا حرف‌هایم را نشنیده می‌گیری.
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۲
در انتقادهایمان از چاشنی خاطرجمع کردن استفاده کنیم. ما (وقتی هدف انتقاد قرار می‌گیریم) حس می‌کنیم شریک زندگی‌مان با انتقاد کردن می‌خواهد عشقش را از ما پس بگیرد.
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۲
خیلی خوب می‌شد اگر می‌توانستیم سایر آدم‌ها را از بخش‌های شکنندهٔ وجودمان باخبر کنیم. در این صورت، احتمالاً در ارتباط با ما حواسشان را بیشتر جمع می‌کردند. همهٔ ما در خصوص جراحت‌ها و زخم‌های فیزیکی حواسمان را جمع می‌کنیم و مراقب هستیم. اگر کسی دستش را پانسمان کرده باشد، می‌دانیم نباید آن دست را بگیریم یا فشار دهیم. اگر خوب فکر کنیم، می‌بینیم هیچ فرقی میان دستی آسیب‌دیده که باید مراقب آن بود و بخش‌های حساس و رنج‌دیدهٔ روان آدم‌ها وجود ندارد.
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۲
می‌توانیم حرف‌های معقول و مؤدبانه‌مان را به هر غریبه‌ای بگوییم، اما فقط در حضور کسی که واقعاً به او اعتماد داریم می‌توانیم جرئت بی‌عقلی و نامهربانی تمام‌عیار را به خودمان بدهیم.
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۲
وقتی با طغیان خشم شریک زندگی‌مان روبه‌رو می‌شویم، باید سعی کنیم (  گرچه اصلاً کار راحتی نیست) حواسمان به این نکته باشد که این حمله‌ها نشانه‌هایی بی‌اندازه وحشتناک از چیزی واقعاً دلپذیرند: اینکه ما به‌راستی برای شریک زندگی‌مان اهمیت داریم و او برای تاب آوردن در برابر تحقیرهایی که عالم و آدم هرروزه نثارش می‌کنند، بسیار به ما متکی است.
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۲
می‌توانیم کم‌وبیش خودمان باشیم و در عین حال مطمئن باشیم کسی که عاشقش هستیم مادام که همه‌چیز را به‌درستی برایش توضیح می‌دهیم ما را می‌فهمد. لازم نیست برای رابطه‌ای عاشقانه به آدمی دروغگو بدل شویم.
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۱
فلسفه را هم مشق مرگ دانسته‌اند (افلاطون) هم هنر زندگی (نیچه)
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۱
بهترین تمرینِ خوب مردنْ خوب زیستن است
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۱
این خیلی مایهٔ دلگرمی است که ما در جهانی زندگی می‌کنیم که در آن آموخته‌ایم با بچه‌ها این‌قدر مهربان باشیم. اما این جهان می‌توانست حتی قشنگ‌تر از این باشد اگر یاد می‌گرفتیم کمی، فقط کمی، در حق بخش‌های کودکانهٔ وجود بزرگسالان هم مهربان‌تر باشیم.
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۱
یکی از عناصر اساسی عشق این است که چگونگی بیانِ مهربانانهٔ گلایه‌ها را بلد باشیم.
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۱
آدم‌ها در جوامع ما کلی درمورد فشارهای ناشی از کم دوست داشته شدن صحبت می‌کنند؛ همه این موضوع را درک می‌کنند؛ اما همگی آن‌طور که باید و شاید از فشارهای ناشی از زیادی دوست داشته شدن حرف نمی‌زنند، یعنی گاهی احترامی که می‌بینیم با احساسی که درمورد خودمان داریم جور درنمی‌آید، از درون احساس بیچارگی می‌کنیم، اما آنکه دوستمان دارد از آن تصویر خیرخواهانه و مهربانانه‌ای که از ما دارد دست نمی‌کشد
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۱
زیر پوست تقریباً هر دعوایی، دو نفر مذبوحانه می‌کوشند طرف مقابل را به دیدن و پذیرفتن واقعیت عاطفی و احساس انصافِ خود و پاسخ دادن به آنها وادارند.
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۱
خاطرجمع باشیم که ما اساساً، در جای خودش، آدم‌هایی ذاتاً عادی و مقبول‌ایم، آدم‌هایی که با جریان معمولِ امیال آشفته و سرکش و چالش‌های شایع در هرگونه زندگی انسانیِ ارزشمند مواجه می‌شوند.
کاربر ۸۵۸۷۷۴۵
۱
دعواها تودهنی تحمل‌ناپذیری به خوددوستی ما هستند. همین که دعوا تمام می‌شود، رذالت، احساس بیچارگی و تنگ‌نظری‌ای که به نمایش گذاشته‌ایم حالمان را بد می‌کند؛
کاربر ۸۵۸۷۷۴۵
۱
ما اصولاً به این دلیل مرتباً و بدجور دعوا می‌کنیم که یاد نگرفته‌ایم به دیگران یاد بدهیم که کیستیم
کاربر ۸۵۸۷۷۴۵
۱
به نظر می‌رسد نسخهٔ بدْ توانایی نابود کردن نسخهٔ خوب را دارد،
احسان رضاپور
۱
آدم هوچی‌گر، یعنی کسی که عجیب میل دارد همه و همه به حرف‌هایش گوش بدهند، مجال شنیده شدن پیدا نکرده است: درست همان وقتی که واقعاً برایش مهم بوده، کسی به حرف‌هایش گوش نداده؛ و او حالا با هوچی‌گری می‌خواهد مسیر پیامدهای هولناک آن را تا هر آن جایی که می‌شود برود.
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۰
برای خوب زیستن باید از نیروی حکمت و خردمندی مدد بگیریم، حکمتی که نه مرز میان رشته‌ها را می‌شناسد نه مرز میان سرزمین‌ها را، نه مرز میان زبان‌ها و نه مرز میان فرهنگ‌ها را.
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۰
مراد از خوب زیستن، در یک جمله، نه لزوماً زندگی شاد و همراه با کامیابی، بلکه زیستنی است که ارزشش را داشته باشد
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۰
براساس منطقی غم‌انگیز، اغلب به نظر می‌رسد تنها راه احساس امنیت مقابله‌به‌مثل است
|ݐَـــرـــــــتـــوآـــِــمــان
۰
بسیاری وقت‌ها از شنیدن انتقاد بیزاریم چون رک و بی‌پرده بیان می‌شوند. ما در نهانخانهٔ ذهنمان ذاتاً قبول داریم که آن‌قدرها هم آدمِ کاملی نیستیم - اما تحملش را نداریم کسی حقایقی از این جنس را بی‌تعارف به رویمان بیاورد.