
کتاب داستان های پنجاه و پنج کلمه ای (دوزبانه)
انتشارات:
انتشارات عطر کاج٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
فرنوش رضایی درجی
۱
ملاقات مادربزرگ و قاتل تبربهدست
قاتل دیوانهٔ تبربهدست به خانه نزدیک شد. همهٔ محله را غارت کرده بود؛ کیسهٔ غنیمتهایش تقریباً پر بود.
در خانه، زن سالخورده تنها نشسته بود و چیزی میبافت. قاتل تبر خونآلودش را بلند کرد و زنگ خانه را به صدا درآورد. پیرزن آهسته در را باز کرد و به صورتش نگاهی انداخت.
پسرکوچولو فریاد زد: «چیزی بده و جانت را بخر!»
ریـمآ
۰
دو عاشق چراغ جادو را در ساحل پیدا کردند.
غول چراغ گفت: «اگر آزادم کنید، یک آرزوی هر یک از شما را برآورده خواهم کرد.»
دختر به چشمان پسر نگریست و گفت: «آرزو میکنم تا آخر دنیا عاشق هم باقی بمانیم.»
پسر به دریا نگاه کرد و گفت: «من آرزو میکنم دنیا به پایان برسد.»
