
٪۶۰
کتاب گربه همسایه
مجموعه شعر
پدیدآورندگان:
مصطفی مستورانتشارات:
نشر مرکز٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30
مَریچه
۱۰
و فنجان ها را
که هر صبح تو را لمس میکنند
و آینهها را
که روز و شب
با عشق و شور به تو خیره میشوند
و پیراهنها را
که با اشتیاقی غریب تو را در آغوش میگیرند
و دستگیرهها را
که پی در پی انگشتان تو را میبوسند میبویند
و کوچهها را
که به شوق دیدار تو
صبح تا شام
هزاران غریبه را مرور میکنند
ــ حتی اگر این شعر عاشقانه نباشد ـ
به رسم عشاق کمیاب جهان
دوست میدارم.
همین.
BehRad
۶
پدرم روزگار ندارد، که.
پدرم تنها کمی زخم معده دارد
و خیلی میگرن
و دو و نیم برابر حد استاندارد غم
کتابها مرا صدا میزنند...
۶
در غیاب میلیاردها چشم
زندگی میکنم.
و روزی
در بیتفاوتی محضِ جهان
خشک میشوم و فرو میافتم.
mahoor
۵
«فقط احمقها شگفتزده میشوند.»
میم.سین.میم
۳
پدرم
شبها
اغلب میرود پشت جهان
تا سیگاری بکشد
یا قهوهای بنوشد
یا در تنهایی محض سوت بزند
و وقتی برمیگردد
چشمهایش عسلی نیست
سرخ است.
ابی
۲
مادرم
هر صبح
با صدای خداوند بیدار میشود
و با جشنوارهای از دعا
صبحانه میخورد
بعد
با زنبیلی از کلمات مقدس
بازار میرود
و آنها را با سخاوت محض
روی شهر میپاشد.
مَریچه
۲
همهٔ شهرهای جهان در سه چیز به هم شبیهاند:
آسمان
و گورستان
و اشک.
ایران
۲
من
شبها مدام صورتم خیس میشود
از صداهای دور
ترسهای نزدیک
گورهای تازه
خوشبختی قدیمی
من گورستان هستم
Arezoo
۲
بر دیوار خانهٔ همسایه
به خط بدی نوشته شده بود:
در زندگی کسی شکست نمیخورد، مگر این که با آن بجنگد
میم.سین.میم
۲
و لعنت بر عقربههای ساعت دیواری آنجا
که میدویدند
و بر چشمهای خیس من
که نمیدیدند تو را
وقت رفتنت
و
ــ قسم میخورم ـ
تنها سه دقیقه بود آن پانزده ساعت دیدار چهارشنبه
آه!
دیر آمدهایم و رفت میباید زود
مَریچه
۱
بیدرنگ اقرار میکنم
به عدد دور قطرههای باران
و ارقام سرگیجهآور برگهای جنگلهای آمازون
و کثرت تکاندهندهٔ ستارگان راه شیری
دوستت دارم.
Arash
۱
گربهٔ همسایه
به چند دلیل ساده
معتقد است
آدمها دو دستهاند:
یا مدام در تلویزیون و روزنامه و اینترنت پرسه میزنند
یا بزرگاند.
Sahar B
۱
وقتی هوا عالی است
و حساب بانکی آفتابی
و غمها تا عمق مطلوبی در خاک دفن شده باشند
و با دقتی ریاضی
عشق معشوقهات به تو
مساوی عشق تو به او باشد،
این گربهٔ عجیب همسایه
قسم میخورد
اتفاق هولناکی در راه است...
Amelie
۱
من میخواهم گریه کنم
او میخواهد با موسیقیِ شادی برقصد
من نمیخواهم او میخواهد
او نمیخواهد من میخواهم
میخواهد بخورد بخوابد بخواند بخندد
میخواهم فکر کنم جیغ بکشم فحش بدهم خفه شوم
باید جدا بشویم
نمیتوانم
نمیتواند.
کاربر ۱۲۶۹۹۴۵
۱
مادرم
هر صبح
با صدای خداوند بیدار میشود
و با جشنوارهای از دعا
صبحانه میخورد
بعد
با زنبیلی از کلمات مقدس
بازار میرود
و آنها را با سخاوت محض
روی شهر میپاشد.
میم.سین.میم
۱
و من
به صراحت این شعر ناب
اِن لَم اَمُت یَومَ الوِداعِ تأسّفاً لا تَحسَبونی فِی المَوَدَهًِْ مُنصِفاً
به شکل شرمآوری هنوز زندهام.
mahi
۱
پدرم
شبها
اغلب میرود پشت جهان
تا سیگاری بکشد
یا قهوهای بنوشد
یا در تنهایی محض سوت بزند
ابی
۰
پدرم روزگار ندارد، که.
پدرم تنها کمی زخم معده دارد
و خیلی میگرن
و دو و نیم برابر حد استاندارد غم
Sahar B
۰
گربهٔ همسایه
به چند دلیل ساده
معتقد است
آدمها دو دستهاند:
یا مدام در تلویزیون و روزنامه و اینترنت پرسه میزنند
یا بزرگاند.
ponio
۰
من اگر جای شما بودم
هرگز از مرگ نمیترسیدم
تا زندگی مثل بید از من بلرزد.
Amelie
۰
همهٔ شهرهای جهان در سه چیز به هم شبیهاند:
آسمان
و گورستان
و اشک.
فرنگیس"
۰
و دستهای مرطوب تو
و لعنت بر عقربههای ساعت دیواری آنجا
که میدویدند
و بر چشمهای خیس من
که نمیدیدند تو را
وقت رفتنت
Batman
۰
در زندگی کسی شکست نمیخورد، مگر این که با آن بجنگد
میم.سین.میم
۰
وقتی هوا عالی است
و حساب بانکی آفتابی
و غمها تا عمق مطلوبی در خاک دفن شده باشند
و با دقتی ریاضی
عشق معشوقهات به تو
مساوی عشق تو به او باشد،
این گربهٔ عجیب همسایه
قسم میخورد
اتفاق هولناکی در راه است...
mahi
۰
شبها مدام صورتم خیس میشود
