و فنجان ها را
که هر صبح تو را لمس میکنند
و آینهها را
که روز و شب
با عشق و شور به تو خیره میشوند
و پیراهنها را
که با اشتیاقی غریب تو را در آغوش میگیرند
و دستگیرهها را
که پی در پی انگشتان تو را میبوسند میبویند
و کوچهها را
که به شوق دیدار تو
صبح تا شام
هزاران غریبه را مرور میکنند
ــ حتی اگر این شعر عاشقانه نباشد ـ
به رسم عشاق کمیاب جهان
دوست میدارم.
همین.