
کاربر ۸۷۴۹۳۹۶
۰
انسان هماناندازه که بردهٔ مراجع اقتدار بیرونی است، به همان اندازه هم بردهٔ ساختار شخصیتی و دیوهای درونی خود است. بیشتر در نیمهٔ دوم زندگی است که انسان به این امر پیمیبرد
کاربر ۸۷۴۹۳۹۶
۰
همانگونه که شرایط بیرونی برای ما پیش آمده و ما را محدود میکنند، همانگونه هم خود یا خویشتنِ خویش همچون موجودیتی عینی در برابر من عمل کرده و نمیگذارد آزادی ارادهٔ ما بیچونوچرا آنچه را میخواهد، تغییر دهد.
کاربر ۸۷۴۹۳۹۶
۰
وقتی کسی خوشهای شده باشد، گویی در چنگال یک دیو گرفتار شده است، در چنگال قدرتی که نیرومندتر از خواست و ارادهٔ اوست.
کاربر ۸۷۴۹۳۹۶
۰
یونگ دید که یک عقده میتواند بر اشیاء و دیگر انسانهای پیرامون هم اثر بگذارد. عقده میتواند همانند اَجنه و ارواح آزاردهنده بر دیگر انسانها عمل کند، و یا تأثیری ملایم و بیسروصدا بر دیگر انسانها داشته باشد
کاربر ۸۷۴۹۳۹۶
۰
بههمپیوستگی درونی آن، کلیت آن، و خودمختاری آن
کاربر ۸۷۴۹۳۹۶
۰
کسانی که در رؤیاهای ما دستبهکارند، و ما در برابر آنها درمانده و ناتوان هستیم؛ اینها موجوداتی همانند اَجنه هستند، که در داستانی برگرفته از فرهنگ عامهٔ مردم دانمارک، بهخوبی بیان شدهاند.
کاربر ۸۷۴۹۳۹۶
۰
عقدهها نهتنها در رؤیا، بلکه در زندگی روزمره نیز تجربه میشوند و حضوری آشکار دارند، و همان احساس ناتوانی کامل را در من ایجاد میکنند.