جملات زیبا از متن کتاب چگونه پروانه شدم | طاقچه
تصویر جلد کتاب چگونه پروانه شدمsubscriptionAvailable

کتاب چگونه پروانه شدم

۳.۱(از ۱۴ امتیاز)
نوع کتاب

قیمت:

۲۵۰,۰۰۰

تومان

٪۳۰ تخفیف اولین خرید کتاب با کد OFF30ic-copy

اشتراک بی‌نهایت چیست؟

ما از خاطره‌ها قصه می‌سازیم و آنها را به‌گونه‌ای درمی‌آوریم که بیشتر دوست داریم.
Sabi :)
۳
گفت:«اسم من پائولا وست است. سرطانی مهلک دارم اما بیمار سرطانی نیستم.»
ندا
۲
اکنون که به عقب بر می‌گردم، نسبت به آن پسرک تنها و ترسان و با اراده احساس محبت می‌کنم و به او احترام می‌گذارم که به‌هرحال به‌نوعی راهش را از طریق آموزش خودش پیدا کرد، ولو شانسی و بدون تشویق یا داشتن الگو و راهنمایی مناسب.
Sabi :)
۲
«خودِ» شخص روان‌درمانگر است که ابزار اصلی او در کارش با مراجع محسوب می‌شود
Sabi :)
۲
چقدر دلم می‌خواهد آن سفر رؤیایی را با «خود» کنونی‌ام تکرار کنم.
Sabi :)
۲
اگر بیشتر افراد در زندگی و روابطشان دچار یأس و نومیدی می‌شوند به این دلیل است که در برقراری و حفظ رابطه‌ای مناسب و سازنده و پویا با دیگران مشکل دارند.
Sabi :)
۲
گاهی زخم‌ها و نیاز به تشویق شدن، چشمان بهترین انسان‌ها را هم کور می‌کند.
Sabi :)
۲
نیچه، ژان پل سارتر، کامو، شوپنهاور و اپیکور را پذیرفتم و امانوئل کانت، لایب‌نیتس، هوسرل و کی‌یِر کِگور را کنار گذاشتم چون کاربردهای بالینی آنها کمتر برایم واضح و قابل قبول بود.
ندا
۱
سعی کردم مزهٔ احساس اشتیاقی را که در درونم جوشید، بچشم
Sabi :)
۱
از او پرسیدم آیا به خدا اعتقاد دارد، و او جواب داد:«بعد از جنایات هیتلر دیگر چه کسی به خدا اعتقاد دارد؟»
احسان رضاپور
۱
حواس پدرم به کشیش بود که به زبان عبری سرودی مذهبی می‌خواند. از آنجا که همهٔ این اعمال و کلمات برایم بی‌معنا بود، تا جایی که می‌توانستم بر ترجمهٔ انگیسی آن تمرکز می‌کردم و متوجه شدم که مضمون آن عبارت بود از نبردهای خشونت‌آمیز و معجزه و جلال بی‌پایان خداوند. حتی یک خط از آن سرود به زندگی روزمرهٔ من ارتباط نداشت. بعد از مدتی نشستن در آنجا تا به پدرم بی‌احترامی نکرده باشم، اتاق را ترک کردم و به جمع بازی بچه‌ها در بیرون پیوستم.
احسان رضاپور
۰