جملات زیبای کتاب در غبار برف (جلد اول و دوم) | طاقچه
تصویر جلد کتاب در غبار برف (جلد اول و دوم)

بریده‌هایی از کتاب در غبار برف (جلد اول و دوم)

نویسنده:عمران صلاحی
انتشارات:نشر چشمه
دسته‌بندی:
امتیاز
۵.۰از ۲ رأی
۵٫۰
(۲)
نهاد زیر سرش صفحهٔ حوادث را و مثل حادثه‌ای روی آن دراز کشید
غم‌سایه
غمت عابر کوچه‌باغ دلم شد
Tuberosa
شده‌ام پرتاب مثل سنگی که بلغزد بر آب خطر غرق شدن مثل یک دایره دور سر من می‌چرخد می‌روم لغزان‌لغزان، تا دور لب آب وزغی می‌خندد
Eli N
فکر تو عایق سرمای من است فکر کردم به صمیمیت تو، گرم شدم خنده کن، خنده، که با خندهٔ تو آفتاب از ته دل می‌خندد شرم در چهرهٔ من داشت شقایق می‌کاشت سفره انداخته بودیم و کنارش با هم دوستی می‌خوردیم حرف تو سنگ بزرگی جلوِ پای زمستان انداخت باز هم حرف بزن...
Tuberosa
کاش تو فضای چشم‌مون، پیدا بشه یه شاپره به ما که خسته‌ایم بگه، خونهٔ باهار کدوم‌وره؟
Tuberosa
کاش آتشی بودی و می‌سوزاندی علف هرزهٔ تردیدم را چشمه‌ای بودی و می‌رویاندی دانهٔ خفتهٔ امیدم را
♡ fatm ♡
«شعر می‌گویم، مثل گریه که آدم را سبک می‌کند.»
Tuberosa
تویی که با لب خود، این غمین تنها را به می بشارت دادی تو را که می‌بینم خیال می‌کنم، انسان همیشه این‌سان است چرا همیشه بهاری؟ کمی زمستان باش مرا به سردی این روزگار عادت ده چرا تو این‌همه خوبی؟ بیا کمی بد باش!
Tuberosa
بیا که هر دو غریب دیار خویشتن‌ایم بخوان که در دل ما درد، نغمه‌پرداز است
Eli N
روح سردرگم من بوی جنگل دارد و نگاه تو در آن آتشی می‌کارد چشم تو پنجرهٔ مرموزی‌ست کاش می‌دانستم پشت این پنجره کیست کاش می‌دانستم چه کسی در تو اقامت دارد
Tuberosa
تو سرشار عطری، تو شورآفرینی، تو سبزی تو را چون گذرگاه پروانگان دوست دارم
Tuberosa
نی تو گل می‌ده اما گل آه گل آهی که سلام داده به ماه
Tuberosa
چرا این سایهٔ غم دور نمی‌شه نی غمگین چرا شیپور نمی‌شه افتاده باغچه به دست گل یاس گل شیپوری این باغچه کجاس؟
Tuberosa
دلم به ظلمت شب‌ها چه کار خواهد کرد اگر نگاه تو رنگی به آسمان ندهد
Tuberosa
تو اتاق کوچولو چرخ‌خیاطی پیر گوشهٔ پارچه داره نوک می‌زنه چرخ‌خیاطی داره حرفای مادرو یادداشت می‌کنه اگه نخ پاره نشه یه قرقره حرف داره نخ پوسیده، گره خورده داره پاره می‌شه مادرم عقدهٔ اشکش داره فواره می‌شه
Tuberosa
گونه‌هایت تا به سویم دسته گل انداختند لاله‌های تند کوهی رنگ‌شان را باختند
Tuberosa
یادها با اسب‌هاشان در وسیع سینه ام تاختند و تاختند و تاختند و تاختند
Tuberosa
ای دل خسته به پیش
Tuberosa
مادرم چای را دم کرده‌ست و سماور سخن از آمدنم می‌گوید!...
Tuberosa
شب سر سفره بغض سنگینی برایم لقمه می‌گیرد بادبادک‌جان ببین پیک امید آیا روی دوشش کوله‌باری هست؟ من دلم با خویش می‌گوید که آری هست!
Tuberosa
زن از برابر من محو شد غبار شد به پشت شیشه نشستم و مثل شیشه شکستم ولی هنوز کنار شیشهٔ مات زنی برابر من بود و سخت شبیه مادر من بود!
Tuberosa
همراه مادری که دو دستش هی تیر می‌کشد همراه مادری که دو چشمش می‌سوزد
Tuberosa
تو مه‌آلودی و من کوهنوردی که هنوز چیزی از جلوهٔ معنای تو نشناخته‌ام
Tuberosa
نه از زمانه ملولم، نه از زمان سیرم ولی اگر تو بگویی بمیر، می‌میرم
♡ fatm ♡
یک نفر آمد و بر پنجره‌ام گِل مالید من ولی منتظر بارانم
♡ fatm ♡
همان‌طور که اشاره شد، او شعرهای خود را بارها مرور، بازنویسی و انتخاب کرده است. بعضی شعرها بدون عنوان‌اند و بعضی شاید هرگز تحریر نهایی نشده‌اند.
Tuberosa
خود او در جایی گفته است «وقتی به شعرهایم نگاه دوباره‌ای می‌اندازم، می‌بینم همه‌شان را به نحوی از زندگی‌ام الهام گرفته‌ام.» ... «واقعاً زندگی هر شاعری را می‌شود از درون شعرهایش پیدا کرد.»
Tuberosa
در ترکیبی از اندوه ژرف و تنهایی عمیق و طنزی تلخ، با زبانی ظریف و ساده و روان، در خلوت خویش، به شعر پناه می‌بُرد.
Tuberosa
مادرم نیمه‌شبان چرخ‌خیاطی خود را چو به کار اندازد آرد آوایش، در خاطر من چرخ ارابهٔ تنهایی را که رود از دل یک جادهٔ تنگ مقصدش نامعلوم
Tuberosa
مرگ از پنجرهٔ بسته به من می‌نگرد زندگی از دم‌در قصد رفتن دارد روحم از سقف گذر خواهد کرد در شبی تیره و سرد تخت، حس خواهد کرد که سبک‌تر شده است
Tuberosa

حجم

۷۳۶٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۱۳۳۸ صفحه

حجم

۷۳۶٫۱ کیلوبایت

سال انتشار

۱۳۹۹

تعداد صفحه‌ها

۱۳۳۸ صفحه

قیمت:
۵۶۲,۰۰۰
تومان