
بریدههایی از کتاب در غبار برف (جلد اول و دوم)
۵٫۰
(۲)
نهاد زیر سرش صفحهٔ حوادث را
و مثل حادثهای روی آن دراز کشید
غریو دیو توفان
«شعر میگویم، مثل گریه که آدم را سبک میکند.»
Tuberosa
شدهام پرتاب
مثل سنگی که بلغزد بر آب
خطر غرق شدن
مثل یک دایره دور سر من میچرخد
میروم لغزانلغزان، تا دور
لب آب
وزغی میخندد
Eli N
فکر تو عایق سرمای من است
فکر کردم به صمیمیت تو، گرم شدم
خنده کن، خنده، که با خندهٔ تو
آفتاب از ته دل میخندد
شرم در چهرهٔ من داشت شقایق میکاشت
سفره انداخته بودیم و کنارش با هم
دوستی میخوردیم
حرف تو سنگ بزرگی جلوِ پای زمستان انداخت
باز هم حرف بزن...
Tuberosa
تویی که با لب خود، این غمین تنها را
به می بشارت دادی
تو را که میبینم
خیال میکنم، انسان همیشه اینسان است
چرا همیشه بهاری؟ کمی زمستان باش
مرا به سردی این روزگار عادت ده
چرا تو اینهمه خوبی؟ بیا کمی بد باش!
Tuberosa
کاش تو فضای چشممون، پیدا بشه یه شاپره
به ما که خستهایم بگه، خونهٔ باهار کدوموره؟
Tuberosa
غمت عابر کوچهباغ دلم شد
Tuberosa
بیا که هر دو غریب دیار خویشتنایم
بخوان که در دل ما درد، نغمهپرداز است
Eli N
روح سردرگم من
بوی جنگل دارد
و نگاه تو در آن
آتشی میکارد
چشم تو پنجرهٔ مرموزیست
کاش میدانستم
پشت این پنجره کیست
کاش میدانستم
چه کسی در تو اقامت دارد
Tuberosa
تو سرشار عطری، تو شورآفرینی، تو سبزی
تو را چون گذرگاه پروانگان دوست دارم
Tuberosa
همانطور که اشاره شد، او شعرهای خود را بارها مرور، بازنویسی و انتخاب کرده است. بعضی شعرها بدون عنواناند و بعضی شاید هرگز تحریر نهایی نشدهاند.
Tuberosa
خود او در جایی گفته است «وقتی به شعرهایم نگاه دوبارهای میاندازم، میبینم همهشان را به نحوی از زندگیام الهام گرفتهام.» ... «واقعاً زندگی هر شاعری را میشود از درون شعرهایش پیدا کرد.»
Tuberosa
در ترکیبی از اندوه ژرف و تنهایی عمیق و طنزی تلخ، با زبانی ظریف و ساده و روان، در خلوت خویش، به شعر پناه میبُرد.
Tuberosa
مادرم نیمهشبان
چرخخیاطی خود را چو به کار اندازد
آرد آوایش، در خاطر من
چرخ ارابهٔ تنهایی را
که رود از دل یک جادهٔ تنگ
مقصدش نامعلوم
Tuberosa
مرگ
از پنجرهٔ بسته به من مینگرد
زندگی از دمدر
قصد رفتن دارد
روحم از سقف گذر خواهد کرد
در شبی تیره و سرد
تخت، حس خواهد کرد
که سبکتر شده است
Tuberosa
تشنه شد آغوش من، آن پیکر سیمین کجاست؟
باغ خشکی گشتهام، آن ابر فروردین کجاست؟
Tuberosa
هر سو شتافتم
هر سو ولی دریغ
هرگز وجود گمشدهام را نیافتم
اینک تو ماندهای
آیا
در خویشتن، وجود مرا حس نمیکنی؟
Eli N
چشم تو پنجرهٔ مرموزیست
کاش میدانستم
پشت این پنجره کیست
کاش میدانستم
چه کسی در تو اقامت دارد
کاش
آتشی بودی و میسوزاندی
علف هرزهٔ تردیدم را
چشمهای بودی و میرویاندی
دانهٔ خفتهٔ امیدم را
Eli N
بخوانبخوان که صدای تو بال پرواز است
بخوان که زمزمهات رودخانهٔ راز است
Eli N
با صدایش گنجشک
تیلهای میسازد
شیشهای و رنگارنگ
تیله
قل میخورد و
میآید
مثل گردوی درشتی سر راهش
دل من
Tuberosa
بهتر است از جای برخیزم
با تکانی موجهایم را فروریزم
Tuberosa
این مسافر، خستهست
و نگاهش را بر شاخهٔ لرزان شما
مثل برگی بستهست
Tuberosa
موجها، ای موجها لب وا کنید
با من ساحلنشین نجوا کنید
Tuberosa
موجها، ای موجهای نعرهزن
در شما افتاده شاید روح من...
Tuberosa
تو جاری شدی در رگم، در تمام وجودم
Tuberosa
تو روح منی، بیتو من مُردهام، هیچِ هیچم
تو جانی، ولی من تو را بیش از آن دوست دارم
Tuberosa
پاکیات روح گلها، خوبیات بیکرانه
مرغکان نگاهم، از افقهای چشمم
آورند از برایت، نامهٔ عاشقانه
Tuberosa
مرگ
از پنجرهٔ بسته به من مینگرد
زندگی از دمدر
قصد رفتن دارد
روحم از سقف گذر خواهد کرد
در شبی تیره و سرد
تخت، حس خواهد کرد
که سبکتر شده است
Tuberosa
آسمان ابریام من، وانمیگردد دلم
بغض دارم در گلویم، گریهٔ تسکین کجاست؟
در خطوط دستهایم قصهٔ سرگشتگیست
غیر از این فالی ندارم، کولی کفبین کجاست؟
Tuberosa
برگها
گریهکنان ریختند
آسمان
کرده به تن پیرهن تعزیه
طبل عزا را بنواز، ای فلک...
Tuberosa
حجم
۷۳۶٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۱۳۳۸ صفحه
حجم
۷۳۶٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۹
تعداد صفحهها
۱۳۳۸ صفحه
قیمت:
۵۶۲,۰۰۰
تومان