
بریدههایی از کتاب مردی با لباس قهوه ای
۲٫۴
(۷)
با ناراحتی جواب دادم:
ــ من پیش از آنکه بیرحم و سخت شوم، خواهم مرد.
"هلاله"
زندگی واقعاً عجیبی است! مردها اگر زیبا نباشی با تو بد هستند و زنها اگر زیبا باشی.
"هلاله"
به نظرم از معدود کسانی در دنیا بود که میدانند چه میخواهند و برای به دست آوردنش تلاش میکنند و موفق میشوند، بدون اینکه از حربه خشونت استفاده کنند و یا به حق کسی تجاوز کنند.
نام کاربری
بعضی کارهایی که به نظر خیلی مشکل میرسند و انسان از انجامشان پرهیز میکند، معمولا به محض بروز خشم در یک چشم به هم زدن مورد اجرا گذاشته میشوند.
"هلاله"
در دلم گفتم: «اگر او با سرنوشت قمار کرده، قمارباز خوبی است. میتواند ببازد، ولی لبخند بزند».
"هلاله"
وقتی میخندید، قیافهاش عوض میشد. مثل پسربچهها میشد. شاد بود و شخصیت دیگری پیدا میکرد.
"هلاله"
ــ طناب هر دو قایق را بریدهاند و آنها را روی آب رها کردهاند. در وضع دشواری قرار داریم، عزیزم. ناراحت نیستی؟
ــ تا وقتی با تو هستم، نه.
"هلاله"
اصولا عقیده دیگران کوچکترین اهمیتی برایش نداشت و به نظرم رمز موفقیتش نیز در همین نکته خلاصه میشد.
"هلاله"
من به ماجراجویی، عشق و داستانهای مخاطرهآمیز و عاشقانه علاقه زیادی داشتم، اما محکوم به زندگی خشک و سادهای بودم.
"هلاله"
بیچاره پدرم که هرگز وقتی برای استراحت نداشت،
"هلاله"
بین ما مهر و محبّتی وجود نداشت، اما به هم تعلق داشتیم.
"هلاله"
دستم را گرفت و به سختی فشرد. برای یک دقیقه نگاههایمان به هم گره خورد. بعد ناگهان برگشت و رفت. من به صدای پایش که بر روی عرشه منعکس و دوباره منعکس میشد گوش میدادم و فکر میکردم که این صدا همیشه در گوشم خواهد ماند. صدای قدمهایی که از زندگیام بیرون میرفتند.
"هلاله"
او بخوبی میتوانست افکارش را پشت چشمهای نفوذناپذیر سیاهرنگش پنهان کند. همیشه همین طور بود و من هیچ وقت نتوانسته بودم بفهمم او نسبت به من چه احساسی دارد. همین چیزها بود که مرا به وحشت میانداخت.
"هلاله"
چطور شنیدن بعضی کلمات انسان را خوشحال میکند! من میتوانم برای ماهها از تو مراقبت کنم و هیچ کس هم متوجه نخواهد شد.
"هلاله"
برای همین است که اکنون بسیاری از ازدواجها ناموفق است. البته مقصر اصلی هم مردها هستند، چون یا کاملا تسلیم زنها هستند و بعد زنها آنها را تحقیر میکنند، یا به طور کلی خودخواه هستند و فکر میکنند هرچه خودشان میگویند، درست است و هرگز حتی یک تشکر خشک وخالی هم از همسرشان نمیکنند.
"هلاله"
در ضمن نمیدانستم آیا پدرم میداند من چه احساسی در این مورد دارم یا نه. احتمالا جوابش «نه» است، اما به هرحال علاقهای هم به کشف آن نداشت. اصولا عقیده دیگران کوچکترین اهمیتی برایش نداشت و به نظرم رمز موفقیتش نیز در همین نکته خلاصه میشد.
نام کاربری
این بدان معنی است که در حالی که اجداد ما انسانها، بیشتر از ما به میمون شبیه بودهاند، برعکس شامپانزههای اولیه نسبت به شامپانزههای عصر حاضر از نظر تکامل در سطح بالاتری قرار داشتند. به عبارت دیگر، نسل شامپانزه در طول زمان رو به قهقرا رفته و پستتر شده است.
نام کاربری
ما از نسل میمون نیستیم، بلکه میمونها از نسل ما هستند! دانشمند برجستهای میگوید، شامپانزهها انسانهایی هستند که نسلشان پستتر شده است.
نام کاربری
«آیا در آن لحظات، خنده از لبانش محو شده و قلبش از وحشت در حال ایستادن بود یا هنوز همان طور خوشحال وخندان، غافل از سرنوشت شومی که لحظاتی بعد گریبانش را میگرفت، در حال بازدید و گشت زدن در طبقه بالای ساختمان بود؟»
نام کاربری
که البته این تواضع نتوانسته بود کاملا بر یکرنگی او برای به دست آوردن آنچه که میخواست سرپوش بگذارد، چون این طور که من دیدهام اشخاص متواضع لجبازترند
نام کاربری
حجم
۲۷۵٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۳۶۸ صفحه
حجم
۲۷۵٫۱ کیلوبایت
سال انتشار
۱۳۹۳
تعداد صفحهها
۳۶۸ صفحه
قیمت:
۸۶,۰۰۰
۵۱,۶۰۰۴۰%
تومان