
elmira
۶
عشق مسلماً باید یک احساس لذتبخش باشد، نه چیزی که از فرط شدت باعث آزارتان شود...
mehdik2017
۶
مردها در بهترین حالت هم تحفهای نیستند.
مهیا
۴
عشق پرشور به یک انسان دیگر همیشه بیشتر مایه اندوه است تا خوشی؛ با وجود این، الینور، باید این تجربه را داشت. کسی که تابه حال واقعاً عاشق نشده هرگز واقعاً زندگی نکرده ...
مهلا
۴
عشق چیز خطرناک و پیچیدهای است. میتواند آدمی عوضی را به یک انسان خوب تبدیل کند ـــ و میتواند آدمی شریف و صادق را تا پایینترین درجات انسانی نزول دهد!
مهلا
۴
وقتی درگیر یک کابوس هستی، یک چیز عادی تنها کورسوی امید است. به هر حال، چیزهای عادی بهترین چیزها هستند. همیشه نظرم این بوده.
مهلا
۴
بنابراین میبینی، دوست من، که دروغهایی که آدمها میگویند هم به اندازه حقیقت مفید است.
ژولیت
۳
رفتن به گذشته و احساساتی شدن در مورد آن جز وقت تلف کردن فایده دیگری ندارد.
مهلا
۳
عشق پرشور به یک انسان دیگر همیشه بیشتر مایه اندوه است تا خوشی؛ با وجود این، الینور، باید این تجربه را داشت. کسی که تابه حال واقعاً عاشق نشده هرگز واقعاً زندگی نکرده ...
مهلا
۳
تحقیقات پلیسی را از روی کتاب انجام نمیدهند! باید از هوش ذاتی خود بهره گرفت.
...
۲
ــ اصلا خودِ زندگی چه فایدهای دارد؟
...
۲
گاهی شکاف عمیقی میان گذشته و آینده وجود دارد. وقتی یک نفر پا به درون دره تاریکی مرگ میگذارد، و بعد از خروج از آن به روشنایی بازمیگردد، آن موقع، mon cher، زندگی تازهای آغاز میشود ... گذشته دیگر به درد نمیخورد ...
ramina
۲
دور شو، دور شو، مرگ،
و بگذار در سرو غمگین آرام گیرم؛
ناپدید شو، ناپدید شو، نفَس؛
من هلاک دخترکی زیبا و سنگدلم.
کفن سفیدم، سراسر اسیرِ سُرخدار،
آه آمادهاش کن!
سهم من از مرگ، هیچکس چنین صادقانه
آن را شریک نمیشود.
mahtab aali
۲
عشق پرشور به یک انسان دیگر همیشه بیشتر مایه اندوه است تا خوشی؛ با وجود این، الینور، باید این تجربه را داشت. کسی که تابه حال واقعاً عاشق نشده هرگز واقعاً زندگی نکرده ...
ژولیت
۲
عشق چیز خطرناک و پیچیدهای است. میتواند آدمی عوضی را به یک انسان خوب تبدیل کند ـــ و میتواند آدمی شریف و صادق را تا پایینترین درجات انسانی نزول دهد!
موجودی زنده اما مرده
۲
دور شو، دور شو، مرگ،
و بگذار در سرو غمگین آرام گیرم؛
ناپدید شو، ناپدید شو، نفَس؛
من هلاک دخترکی زیبا و سنگدلم.
کفن سفیدم، سراسر اسیرِ سُرخدار،
آه آمادهاش کن!
سهم من از مرگ، هیچکس چنین صادقانه
آن را شریک نمیشود.
مهلا
۲
کلمات، مثل میخهایی که در یک جدار زخیم و محافظ فرومیروند، در پرده زخیمی که افکار الینور را احاطه کرده بود فرومیرفتند ...
مهلا
۲
آدم میخواهد بهترین کاری که میتواند انجام دهد؛ اما خیلی سخت میشود فهمید بهترین کار کدام است، چه کاری درست است.
مهلا
۲
آدمی غریزه زندگی کردن دارد. آدم به این دلیل زندگی نمیکند که منطق چنین حکم میکند. آدمهایی که، به قول ما، «بهتر است بمیرند» هم نمیخواهند بمیرند! آدمهایی که ظاهراً همه چیز دارند که برایش زندگی کنند فقط به این دلیل از زندگی دست میشویند که نیروی لازم را برای جنگیدن ندارند.
مهلا
۲
مردم فکر میکنند فرصت زیادی دارند. فکر میکنند صِرفِ نوشتن وصیتنامه باعث میشود احتمال مرگشان بیشتر شود.
مهلا
۲
مردها در بهترین حالت هم تحفهای نیستند.
مهلا
۲
تعجب میکنید اگر بدانید چه تعدادی از مردم کارهایی را انجام میدهند که قبلا انجام ندادهاند.
مهلا
۲
باید قبل از استفاده از چشمها، با سلولهای مغز خود فهمید.
مهلا
۲
ممنون میشوم، آقای پوآرو، اگر نیشوکنایههای تلختان را برای خودتان نگه دارید!
مهلا
۲
وقتی یک نفر پا به درون دره تاریکی مرگ میگذارد، و بعد از خروج از آن به روشنایی بازمیگردد، آن موقع، mon cher، زندگی تازهای آغاز میشود ... گذشته دیگر به درد نمیخورد ...
M_M 🕑🧩
۱
نکته اینجاست که آدمی غریزه زندگی کردن دارد. آدم به این دلیل زندگی نمیکند که منطق چنین حکم میکند. آدمهایی که، به قول ما، «بهتر است بمیرند» هم نمیخواهند بمیرند! آدمهایی که ظاهراً همه چیز دارند که برایش زندگی کنند فقط به این دلیل از زندگی دست میشویند که نیروی لازم را برای جنگیدن ندارند.
ramina
۱
عشق چیز خطرناک و پیچیدهای است. میتواند آدمی عوضی را به یک انسان خوب تبدیل کند ـــ و میتواند آدمی شریف و صادق را تا پایینترین درجات انسانی نزول دهد!
ramina
۱
دروغ، مادموازل، همانقدر به شنونده اطلاعات میدهد که حقیقت.
ژولیت
۱
مردها در بهترین حالت هم تحفهای نیستند.
سارا عباسی
۱
دور شو، دور شو، مرگ،
و بگذار در سرو غمگین آرام گیرم؛
ناپدید شو، ناپدید شو، نفَس؛
من هلاک دخترکی زیبا و سنگدلم.
کفن سفیدم، سراسر اسیرِ سُرخدار،
آه آمادهاش کن!
سهم من از مرگ، هیچکس چنین صادقانه
آن را شریک نمیشود.
مهلا
۱
برای کاری نکردن وقت به اندازه کافی هست.
