
بریدههایی از کتاب ملکه تهی دست (جلد پانزدهم)
۴٫۶
(۱۰)
هلندیها همیشه این جمله را تکرار میکردند که در آسیا «تجارت بدون جنگ و جنگ بدون تجارت غیرممکن است».
عاطفه
کریستف کلمب سرخپوستهای چهارده سال به بالا را، چه زن و چه مرد، وادار میکرد تا هر سه ماه یک بار مقدار مشخصی طلا برای او ببرند. سرخپوستها دیگر کاری نداشتند جز آنکه در جویبارهای جزیره به شستن شنها و یافتن دانههای طلا مشغول باشند.
Ashkan..
ملکهٔ پرتغال در سال ۱۷۸۵ میلادی، در حالی که نزدیک به ۳۵۰ سال بود کشورش برزیل را در اختیار داشت، فرمان سختگیرانه و خشنی را صادر کرد: «من، ملکهٔ پرتغال، اطلاع یافتم تعداد زیادی کارخانه در سالهای گذشته در برزیل به وجود آمده است. این کارخانهها به فرهنگ این سرزمین آسیب زیادی میزنند و محصولات معدنی آن را کاهش میدهند. فرمان میدهم که همهٔ این کارخانهها، کارگاههای ساخت کشتی، پارچهبافی، ذوب طلا و نقره، ابریشمبافی و تولید حوله باید از بین بروند؛ در هر نقطه ای از مستعمرهٔ من، برزیل.»
محمد
مبارزان کوبایی حملهٔ بزرگی را به منطقهٔ گوانتانامو آغاز کردند تا سربازان آمریکایی بهآسانی و بدون آنکه حتی با یک سرباز اسپانیایی رودررو شوند سانتیاگو را محاصره کنند. اسپانیاییها پیشنهاد کردند که برای تسلیم شهر با آمریکاییها مذاکره کنند. آمریکاییها قبول کردند و به هیچیک از کوباییها اجازه ندادند در گفتوگوها شرکت کنند. هنگامی هم که شهر تسلیم شد، هیچیک از مبارزان کوبایی اجازه پیدا نکردند وارد شهر شوند. آمریکاییها دقیقاً همان نقشه را که در فیلیپین اجرا کرده بودند در کوبا هم عملی کردند.
محمد
برای فروختن جنس در حیاطخلوت، شرکتهای آمریکایی راههای عجیب و غریبی پیدا میکردند. برنامهٔ «غذا برای صلح» یکی از این راههای ابتکاری و البته ناجوانمردانه بود. آمریکاییها اعلام کردند برای مبارزه با گرسنگی در بسیاری از کشورها مواد غذایی پخش میکنند. وارد شدن این مواد خوراکی به کشورها قیمت محصولات کشاورزی را در آنها به طور وحشتناکی پایین میآورد؛ به شکلی که کشاورزان مجبور میشدند زمینهایشان را رها کنند و برای پیدا کردن کار به شهرها بروند. کشاورزی نابود میشد و این کشورها پس از این مجبور بودند مواد غذایی را از آمریکا وارد کنند؛ یک بازار همیشگی برای آمریکاییها. پیش از برنامهٔ «غذا برای صلح» خیلی از شرکتهای تولید مواد غذایی آمریکا در لبهٔ پرتگاه ورشکستگی بودند.
محمد
مردم که نمیتوانستند این فشارها را تحمل کنند شورش میکردند و حکومت هم باید آنها را سرکوب میکرد. اما فقط دیکتاتورها مردم را سرکوب میکنند و برای همین است که آمریکا دلباختهٔ دیکتاتورهاست.
محمد
اسپانیاییها و پرتغالیها درختی را در آمریکای لاتین کاشتند که آمریکاییها هنوز هم میوههای آن را میچینند. این درخت «اقتصاد تکمحصولی» نام دارد؛ یعنی هر کشور فقط باید یک محصول تولید کند. کشوری مس، کشور دیگری قهوه و کشوری هم نفت. بقیهٔ کالاهایی که این کشورها تولید میکنند آنقدر کم است که اصلاً به چشم نمیآید. آنها هر چیزی را که لازم دارند باید از همسایهٔ بزرگشان، آمریکا، بخرند. وقتی فقط یک محصول برای فروش داری، دلواپسی هم دست از سر برنمیدارد؛ چون اگر قیمت آن در بازار پایین بیاید، تو شاید دیگر نان هم برای خوردن نداشته باشی.
mohammadh_3
کشتیهایی که کارگران را از چین قاچاق میکردند به «جهنمهای شناور» معروف بودند. تا سال ۱۸۶۳ میلادی، بیش از ۱۰۸.۰۰۰ چینی فقط به سانفرانسیسکو در آمریکا رفتند تا در معدنهای این منطقه کار کنند یا راهآهن بسازند. کارگران دیگری به کوبا، پرو، جزایر کارائیب و هاوایی برده شدند. در همهٔ این مناطق، قاچاق کارگران چینی «تجارت خوک» نامیده میشد!
Ashkan..
ناپلئون که انگلیسیها را دشمن اصلی خود میدانست، از پرتغالیها خواست که هیچگونه دادوستد و معاملهای با انگلیسیها نداشته باشند و در کنار فرانسه با آنها وارد جنگ شوند. پادشاه پرتغال فرصتی خواست تا به این موضوع فکر کند، اما ناپلئون صبر و حوصلهٔ زیادی نداشت و سپاهیانش را راهی پرتغال کرد. پادشاه مجبور شد همراه پانزدههزار نفر از اشراف کشور با برداشتن پنجاهمیلیون دلار از خزانه پا به فرار بگذارد. آنها با کشتیهای پرتغالی و انگلیسی به برزیل رسیدند.
Ashkan..
