شکنجهٔ بردهها در اینجا متوقف نمیشد. آنها باید میآموختند که موجوداتی فرمانبردار باشند. وقتی با چوبهای داغ ضربههای محکمی به باسن آنها میزدند، از زخمهایشان خون جاری میشد. ارباب روی زخمها نمک، فلفل، زغال نیمسوز یا خاکستر میریخت. رایجترین شکنجه قطع عضو بود؛ گوش، بینی و برخی اعضای دیگر بردههای نافرمان بریده میشد. کارخانههای منچستر انگلستان هر روز به پنبهٔ بیشتری نیاز داشتند. دولت انگلستان نیز امیدوار بود از این کارخانه مالیات بیشتری بگیرد. پس بردهها نمیبایست در مزارع پنبهٔ آمریکا تنبلی میکردند. صاحبان مزارع، روی بازوها و دستهای بردههایی که کارشان را درست به انجام نمیرساندند، موم داغ میریختند یا روی آتش با شعلهٔ ضعیف کبابشان میکردند یا آنها را در باروت فرو میکردند و کبریت میکشیدند.