جملات زیبای کتاب نامه هایی برای٫٫٫ | طاقچه
تصویر جلد کتاب نامه هایی برای...

بریده‌هایی از کتاب نامه هایی برای...

انتشارات:نشر افرا
امتیاز
۴.۳از ۳ رأی
۴٫۳
(۳)
حس بدی است وقتی کسی حقت را بخورد و تو کاری از دستت برنیاید، انگار زیر آوار زلزله مانده باشی و کم‌کم نفست تنگ شود.
مرضیه
انسان‌ها تنها موجوداتی هستند که ادعا می‌کنند خدا وجود داره درصورتی‌که تنها موجوداتی هم هستند که کارهاشون جوریه که انگار خدا وجود نداره.
مرضیه
ای‌کاش توان آن را داشتم که به عقب برگردم تا همه‌چیز را فراموش کنم
مرضیه
هر لحظه می‌خواستم سر صحبت را با آن پیرمرد باز کنم اما خجالت می‌کشیدم. تا سر خیابان اصلی رفتیم و گفت: «همین‌جا پیاده می‌شم.» و من هم ایستادم. هنوز جمله‌اش یادم هست: «ایشالا خدا هرچی می‌خوای بهت بده، جوون.» لبخندی زد و آن دندان‌های مصنوعی‌اش در دهانش تکانی خورد. لحظه‌ای خنده‌ام گرفت. همان‌جا بود که تو را از خدا خواستم. خواستم یکبار دیگر ببینمت.
مرضیه
«تا حالا به شهر عشق سفر کردی؟» اولش خندید اما نمی‌دانم چه از ذهنش گذشت که کل چهره‌اش به یکباره تغییر کرد و گفت: «داش اشکان، هرکی رفته دست‌خالی برگشته!»
مرضیه

حجم

۴۵٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۶۶ صفحه

حجم

۴۵٫۷ کیلوبایت

سال انتشار

۱۴۰۱

تعداد صفحه‌ها

۶۶ صفحه

قیمت:
۹۵,۰۰۰
تومان