
کیمیا
۱۰۱
وقتی ملتی آمادگی ساقط کردن دیکتاتورش را نداشته باشد، دخالت خارجی برای برانداختن دیکتاتور الزاماً نمیتواند منجر به نتیجهٔ مثبت شود.
ali
۱۸
دولت بعثی عراق تقریباً هیچ فرصتی را برای مقصر جلوه دادن جاسوسان صهیونیست و ستونپنجمیها از دست نمیداد. از نظر رژیم، هر مصیبت و کمبودی که در کشور وجود داشت تقصیر اسرائیل و جاسوسانش بود.
imaanbaashtimonfared
۱۰
در حالی که مردم عراق در فقر و گرسنگی به سر میبردند و بیماریهای مسریای از قبیل وبا و حصبه به شدت شیوع یافته بود، هیئت حاکمهٔ عراق از راه قاچاق نفت روزبروز ثروتمندتر میشد. در دو سالِ آغازین اعمالِ یکی از سختترین تحریمهایی که میتوانست علیه کشوری اعمال شود، نیروهای امنیتی صدام شبکهٔ پیچیدهای از شرکتها، دلالها و قاچاقچیها را به وجود آوردند تا صدام امکان بیابد حجم زیادی از نفت خام عراق را در بازار سیاه بفروشد و درآمد آن را صرف تأمین مخارج رژیمش کند
ali
۱۰
در عمل ثابت شد که دادگاههای نمایشی ابزار مفیدی است برای قانع کردن عراقیها به اینکه کشورشان آکنده از توطئهها و نقشههای شریرانه است.
imaanbaashtimonfared
۸
گفتن و نوشتن دربارهٔ دیکتاتورها ضروری است. جنایتها و رذالتهای دیکتاتورها را باید مدام متذکر شد تا هیچ دیکتاتور بالقوهای فکر نکند که جنایتهای دیکتاتورهای سابق از یاد رفته است و لذا میتوان با خیال راحت جنایت کرد و سیل خون به راه انداخت و از هر عقوبتی بر حذر ماند. در عین حال، خواندن دربارهٔ دیکتاتورها و اعمالشان به ما کمک میکند شناخت بیشتری از سازوکارهای نظامهای دیکتاتوری پیدا کنیم و اجازهٔ بروز این سازوکارها را ندهیم.
imaanbaashtimonfared
۸
جالب اینکه صدام در تابستان ۱۹۹۲ دستور اعدام چهلودو تاجر سرشناس بغداد را صادر کرد که متهم به گرانفروشی شده بودند. تاجران «گرانفروش» را در خیابانهای اصلی بغداد گرداندند. به دست هر کدام از آنها تابلویی داده بودند که روی آن نوشته شده بود: «من زالو هستم و خون مردم را میمکم.» سپس آنها را به وزارت کشور بردند __ وزارتخانهای که زیر کنترل سبعاوی التکریتی، برادر ناتنی صدام، بود __ و در آنجا به دار آویختند
میرزاقلمدون
۸
آدمهای مردد شایستۀ هیچ احترامی نیستند.
رامین حبیبی
۷
نام کودکِ تازهمتولدشده را صدام گذاشتند که معنایش به عربی میشود «آدمی که بسیار صدمه میزند». با توجه به صدمات عظیمی که صدام در بزرگسالی زد، هیچ اسمی برای او نمیتوانست از این مناسبتر باشد.
imaanbaashtimonfared
۵
عراق تا اواخر دههٔ ۱۹۷۰ تسلیحات مورد نیازش را از فرانسه، ایتالیا، آلمان غربی، بلژیک، اسپانیا، پرتغال، یوگسلاوی و برزیل میخرید.
imaanbaashtimonfared
۵
چنین خصوصیاتی دارد: خودبزرگبینی افراطی، سوءظن بیمارگون، وجدانِ رها از هر قید و بند، همدلی نداشتن با دیگران، و پشیزی احترام قایل نشدن برای حقیقت و راستی.
nazaninzafarnia
۵
تا وقتی ملتی آمادگی ساقط کردن دیکتاتورش را نداشته باشد، دخالت خارجی برای برانداختن دیکتاتور الزاماً نمیتواند منجر به نتیجهٔ مثبت شود
imaanbaashtimonfared
۴
صدام برای اطمینان از ثبتنامِ همهٔ بزرگسالان بیسواد تهدید کرد که اگر فرد بیسوادی از شرکت در کلاسهای سوادآموزی امتناع کند به زندان خواهد افتاد. این برنامه با چنان موفقیتی روبرو شد که یونسکو جایزهٔ «کروپسکایا» ی خود را برای مبارزهٔ فراگیر علیه بیسوادی به صدام حسین داد.
mom and son
۴
صدام در اواخر اکتبر ۲۰۰۱ «نامهٔ سرگشادهٔ» بیسروتَهی خطاب به ملت آمریکا منتشر کرد. او در این نامه اقدام نظامی ایالات متحد در افغانستان برای مغلوب کردن طالبان را محکوم کرده و نیز مدعی شده بود که سیاست خارجی آمریکا ملعبهٔ دست «صهیونیسم» است.
mom and son
۴
رژیمی که مشروعیتش را از دست بدهد قدرتش را هم از دست خواهد داد.
imaanbaashtimonfared
۳
شرمساری ناشی از ریشههای حقارت و فلاکَتش، در آینده نیروی محرکهای برای تحقق جاهطلبیهایش میشد. حس عمیق ناامنی برآمده از خانهبهدوشیهای دورۀ کودکیاش باعث شد تا به طرز بیمارگونی در بزرگسالی نتواند به هیچکس اعتماد کند
imaanbaashtimonfared
۳
افسانهای وجود دارد مبنی بر اینکه صدام برای سرگرم کردن خودش یک میلهٔ آهنی را در آتش میگذاشته و سپس با فرو کردن میلهٔ گداخته در شکم گربهها و سگهای عبوری آنها را به دو نیم تقسیم میکرده است. (۱۳) این داستان با توجه به علاقهٔ فراوان صدامِ بزرگسال به انجام شنیعترین شکنجهها در زندانهای رژیمش، چندان عاری از حقیقت به نظر نمیرسد.
imaanbaashtimonfared
۳
همانطور که جوزف استالین از نام لنین به مثابهٔ وسیلهای برای مشروعیتبخشی به حکومت خودش استفاده کرد، صدام هم از نام میشل عفلق برای موجه کردن جایگاه خودش در حزب بعث عراق استفاده کرد. صدام «لنین زندهای داشت که میتوانست او را در موقعیتهای مناسب به میدان بیاورد تا بر بحثها و استدلالهایش و از همه مهمتر بر جایگاه او به مثابهٔ حافظِ راستاندیشیِ حزبی در برابر گروههای حزبی جورواجور، مُهر تأیید بزند»
imaanbaashtimonfared
۳
روشهایی که بعثیها برای تحمیل ارادهشان به کشور به کار میگرفتند تقریباً مشابه روشهایی بود که استالین، در شوروی، آنها را به کمال رسانده بود. تودهها باید «بازآموزی» و در ساختار سازمانی حزب درآمیخته میشدند. رقبا باید حذف میشدند و حس ترس و احترام عمیقی در قلبها و ذهنهای مردم عادی عراق به وجود میآمد
imaanbaashtimonfared
۳
صدام که هرگز هیچ فرصتی را برای پروپاگاندا از دست نمیداد، شوق زیادی برای استفادهٔ تبلیغی از زندگی باثبات خانوادگیاش داشت. از همین رو زندگی خانوادگی صدام عامدانه در رسانههای دولتی عراق به عنوان مدلی که اعضای طبقهٔ متوسط عراقی باید از آن الگو بگیرند به تصویر کشیده شد. صدام بر این واقعیت تأکید خاصی داشت که همسرش، ساجده، به عنوان معلم پارهوقت کار میکند و همزمان پنج فرزندشان را هم بزرگ میکند.
کاربر ۳۷۳۱۷۲۱
۳
صدام مثل بسیاری از پیرمردان که یکجورهایی بندهٔ عادتهایشان هستند،
احسان فتاحی
۳
به «عمامهبهسرها» هرگز نباید اجازهٔ حکومت کردن داد.
میرزاقلمدون
۳
صدام هیچ دوست واقعیای نداشت. آدمهایی که اطرافش بودند جملگی از او میترسیدند. هر کسی که قرار بود به صدام نزدیک شود باید تمام مدت وفاداری خودش را به او ثابت میکرد
میرزاقلمدون
۳
تنهایی بدترین دشمن فردی است که قدرت را در دست دارد
زیبا
۳
دولت بعثی عراق تقریباً هیچ فرصتی را برای مقصر جلوه دادن جاسوسان صهیونیست و ستونپنجمیها از دست نمیداد. از نظر رژیم، هر مصیبت و کمبودی که در کشور وجود داشت تقصیر اسرائیل و جاسوسانش بود.
imaanbaashtimonfared
۲
تاچر با همان شیوهٔ راسخ و آهنین خودش اعلام کرد: «صدام باید برود. بقای او پس از شکست همهجانبهاش در جنگ خلیج (فارس) خسارت بیحدوحصری به مقام و جایگاه غرب در منطقهای وارد کرده که در آنجا یگانه گناه نابخشودنی، ابراز ضعف است. او با نقض مکرر شرایطی که منجر به توقف تعارضها شد، جامعۀ جهانی را به سخره گرفته است.»(۹)
imaanbaashtimonfared
۲
مرگومیر نوزادان زیاد بود و بقا مشغلهای تماموقت.
imaanbaashtimonfared
۲
حلقآویز کردن آدمها در «میدان آزادی» به قدری عادی و معمولی شده بود که مردم اسم آنجا را گذاشته بودند «میدان اعدام». قربانیان ابتدا به «دادگاه انقلاب» آورده میشدند تا در آنجا در برابر دوربینهای تلویزیونی به جرایم ناکردهٔ خود اعتراف کنند و سپس آنها را تا محل اعدام اسکورت میکردند. محکومان نظامی تیرباران میشدند و محکومان غیرنظامی حلقآویز. اگر صدام تشخیص میداد که قربانی مورد نظر اهل اعتراف «داوطلبانه» نیست و با شکنجه کردن هم نمیتوان او را وادار به اعتراف کرد، اراذل و اوباش مسلح خود را روانه میکرد تا کلکش را بکنند
imaanbaashtimonfared
۲
از نظر آنها اهرمهای قدرت از دست قشر نخبهٔ سنتی خارج شده و به دست قشری با ریشههای دهقانی __ که صدام نمایندۀ آن محسوب میشد __ افتاده بود و ازدواج الشیخلی میتوانست خاندان الشیخلی را به این مرکز قدرت تازه نزدیکتر کند
imaanbaashtimonfared
۲
کارگران خارجی هر جا که میرفتند مأموران امنیتی عراق آنها را دنبال میکردند، و حتی در مواردی از آنها بازجویی میکردند و عموماً تشویقشان میکردند که با شهروندان عراقی ارتباط برقرار نکنند. روزنامهها و مجلات خارجی مصادره میشد و همهٔ کارگران خارجی موظف بودند قبل از خروج از کشور درخواست ویزای خروج بکنند و دولت بعضی وقتها به آنها ویزای خروج نمیداد تا مایهٔ ترس و عبرت بقیهٔ همکارانشان شود
imaanbaashtimonfared
۲
عراق برای رقابت با ابرقدرتهایی مثل ایالات متحد آمریکا و اتحاد شوروی باید قدرت نظامی خود را رشد و گسترش میداد. از نظر صدام، رشد و تقویت قدرت نظامی به معنای به دست آوردن زرادخانۀ سلاحهای اتمی، شیمیایی و بیولوژیکی بود.