. در مکان و زمان سفر میکردم. دو روز در این حالت بودم. تمرکز! تمرکز! بالاخره متوجه شدم میان دو بعد ماده و غیرماده معلق هستم. کشف بسیار جدیدی بود و باید آن را ثبت میکردیم.
تازه متوجه شدم ما بااینهمه پیشرفتی که کردیم از عالم ماده هیچچیز نمیدانیم و تنها توانستهایم گوشهای از علم را ببینیم! ما چقدر ضعیف و کوچک بودیم! من بعد غیر ماده را درک کردم! من قبل از اینکه بمیرم مردم!